می گوئیم ایدئولوژی اعم از جهان بینی است و حال آنکه ایدئولوژی از جهان بینی نشأت گرفته و به قول شهید مطهری ایدئولوژی زائیده جهان بینی است. چطور ممکن است جهان بینی زیر مجموعه ایدئولوژی باشد؟

می گوئیم ایدئولوژی اعم از جهان بینی است و حال آنکه ایدئولوژی…

سوال

می گوئیم ایدئولوژی اعم از جهان بینی است و حال آنکه ایدئولوژی از جهان بینی نشأت گرفته و به قول شهید مطهری ایدئولوژی زائیده جهان بینی است. چطور ممکن است جهان بینی زیر مجموعه ایدئولوژی باشد؟

پاسخ

قبل از بیان و بررسی رابطه ایدئولوژی با جهان بینی، به لحاظ روش منطقی بحث، ابتدا تعاریف و معانی هر یک را مشخص نموده و سپس رابطه آنها را بررسی می کنیم چون برخی از این قبیل شبهات و اشکالات از اینجا ناشی می شود که معنا و مقصود از هر یک از واژه ها دقیقاً مشخص نیست و همین سبب مغالطه می گردد بنابراین اصرار داریم که ابتدا معنای اصطلاحی آنها را معین نموده و از یکدیگر تفکیک کنیم تا در تشخیص نوع رابطه بین آنها دچار خلط و اشتباه نشویم.
جهان بینی چیست؟
جهان بینی عبارت است از “یک سلسله اعتقادات و بینش های کلی هماهنگ درباره جهان و انسان و به طور کلی درباره هستی”1. بنابراین جهان بینی به معنای نگرش کلی به هستی و انسان است، که پاسخ گوی سؤالات انسان می باشد از قبیل این که:
1. آیا جهان آفریدگاری حکیم و توانا دارد، یا خود به خود به جود آمده است؟
2. آیا جهان غایتی دارد و به سوی هدفی تعیین شده در حرکت است؟
3. آیا انسان در اعمال و رفتار خود مختار و مسؤول است یا مجبور و فاقد مسؤولیت؟
4. آیا انسان پس از مرگ نابود می شود و مرگ به معنای فنای حیات آدمی و یا تغییر شکل حیات انسان است و آدمی حیاتی جاودان دارد؟
5. اگر حیات آدمی جاوداون است، نیکبختی و شوربختی در حیات پس از مرگ چگونه است و به چه عواملی بستگی دارد؟
جهان بینی ها به اعتبارات گوناگونی قابل تقسیم اند که مهمترین آنها عبارت است از:
الف) از جهت روش و متد:
جهان بینی به چهار دسته تقسیم می شود:
جهان بینی علمی، جهان بینی فلسفی، جهان بینی عرفانی و جهان بینی دینی (وحیانی).
ب) از نظر محتوا:
از دیدگاه محتوایی جهان بینی به دو دسته تقسیم می شود:
الهی و مادی.
ایدئولوژی چیست؟
ایدئولوژی لفظی است مرکب از ایده + لوژی که به معنای عقیده شناسی است ولی به معنای خود عقیده و طرز تفکر هم به کار می رود.2 ولی برای معنای اصطلاحی آن تفسیرهای گوناگونی ارائه شده است خصوصاً از دهه چهل (حدود سال 1340 به بعد) به دلیل تلقی های گوناگون روشنفکران غیر مذهبی و روشنفکران مذهبی، این واژه افت و خیزهای فراوان را در تحلیل و تبیین خود شاهد بوده است. اما می توان گفت در یک برآیند کلی دو تلقی از ایدئولوژی وجود دارد که یکی اعم از دیگری است:
1. معنای اخص:
ایدئولوژی عبارت است از “خصوص سیستم فکری است که شکل رفتار انسان را تعیین می کند” به عبارت دقیق و فنی عبارت است از “یک سلسله آراء کلی هماهنگ درباره رفتارهای انسان”3.
طبق این معنا و طبق معنایی که برای جهان بینی ذکر شد می توان جهان بینی را بر اصول دین و ایدئولوژی را بر فروع دین تطبیق کرد ولی باید توجه داشت که ایدئولوژی شامل احکام جزئی نمی شود همچنانکه جهان بینی شامل اعتقادات جزئی نمی شود. بنابراین دایره کاربرد جهان بینی “وسیع” از عقاید دینی است4 زیرا شامل عقاید الحادی و التقاطی و مادی گرایانه می شود چنانکه ایدئولوژی نیز اختصاص به مجموعه احکام دینی ندارد.
بررسی
طبق این معنا همانطور که از کلام استاد شهید مطهری نقل کردید “ایدئولوژی زاییده جهان بینی و ناشی از آن است و تکیه گاه ایدئولوژی ها، جهان بینی ها هستند”5 پس جهان بینی مربوط به اعتقادات و بینش است و ایدئولوژی مربوط به عمل و رفتار برخاسته از آن جهان بینی است و به قول شهید مطهری “جهان بینی به منزله زیربنای فکری است و ایدئولوژی به منزله روبنا، یعنی در یک دستگاه فکر و اندیشه، جهان بینی حکم طبقه زیرین و ایدئولوژی حکم طبقه بالایی را دارد که بر اساس آن و بنا بر اقتضائات آن ساخته شده است”6. بنابراین همانطور که متوجه شدید در این اصطلاح جهان بینی اعم از ایدئولوژی است نه اینکه برعکس باشد هم چنین روشن می شود که معنای ایدئولوژی در ادعای شما که گفتید “می گوییم ایدئولوژی اعم از جهان بینی است” این معنای اخص نیست و الا نادرست است و کلام شهید بزرگوار مطهری نیز ناظر به همین معنای اخص است.
2. معنای اعم:
ایدئولوژی عبارت است از “مطلق سیستم فکری و عقیدتی”7 که هم شامل افکار نظری (یعنی افکاری که بیانگر واقعیات خارجی است و مستقیماً ناظر به اعمال و رفتار انسان نیست) است و هم شامل افکار عملی (یعنی افکاری که ناظر به اعمال و رفتار انسان است) می شود. و ایدئولوژی اسلامی به این معنا مجموعه هماهنگ و سازوار بینش ها، گرایش ها و کنش ها است که شامل دو بخش جهان بینی (اصول دین) و ایدئولوژی به معنای اخص (فروع دین و اخلاقیات) می باشد.
این معنا از ایدئولوژی اسلامی مرادف با کلمه “مکتب اسلام” است. و یک انسان به عنوان مسلمان باید معتقد به همه اصول دین از روی علم و تحقیق و عامل به همه اخلاقیات و فروع دین (از روی اجتهاد یا تقلید) باشد.
بررسی:
بر طبق این معنا ایدئولوژی اعم از جهان بینی است و مقصود کسانی که می گویند: ایدئولوژی اعم از جهان بینی است این معنای از ایدئولوژی را اراده می کنند نه آن معنای اخص را، بنابراین فکر می کنم که شبهه شما نیز از اینجا ناشی شده است که می گویید با اینکه ایدئولوژی اعم از جهان بینی است چطور می شود که ایدئولوژی زاه جهان بینی باشد؟
بنابراین اگر مقصود شما از ایدئولوژی که ادعا کردید “می گوییم ایدئولوژی اعم از جهان بینی است” همین معنای دوم باشد کلامی صحیح است ولی اگر مقصودتان معنای اخص است، این ادا صحیح نیست و دچار تناقض است یعنی می گویید ایدئولوژی ای که اخص از جهان بینی است اعم از جهان بینی است و پر واضح است که این کلام خطا است و کسانی که این ادعای شما را کرده اند همان معنای دوم را در نظر دارند و دیگر ایدئولوژی را زاده جهان بینی نمی دانند تا اشکال شما وارد شود بلکه جهان بینی را بخشی از ایدئولوژی می دانند.
داوری در مورد ایدئولوژی
اگر ایدئولوژی را، آن طور که اندیشمندان مسلمان به کار برده اند یعنی، مجموعه ای سازوار و منسجم از بینش ها (عقاید، جهان بینی، هستی شناسی)، کنش ها (فروع دین و مجموعه نظام عملی و بایدها و نبایدها در روابط انسان با خدا، جامعه و طبیعت) و گرایش ها (خصلت ها، ملکات و آنچه مربوط به رابطه انسان با خود می باشد) بدانیم، در این صورت همه اندیشمندان و متفکران اسلامی، در طول تاریخ، اسلام را ایدئولوژیک می دانند. در عین حال به نظر ما کلمه “ایدئولوژی” تعبیر مناسبی برای دین نیست، چون این واژه ای غربی است و در زبان مبدأ دارای مبهم و چند پهلو است و باعث سریان بارهای منفی این واژه در نگرش به دین می شود.
رابطه ایدئولوژی با جهان بینی8
پیرامون رابطه جهان بینی و ایدئولوژی سه دیدگاه قابل تصور است:
1. نظریه گسست کامل:
بر اساس این نظریه هیچ پیوندی بین ایدئولوژی و جهان بینی وجود ندارد. بر این مبنا هر گونه ایدئولوژی را باید بتوان بر هر جهان بینی ای استوار ساخت، به عبارت دیگر ایدئولوژی ابداً ارتباطی به جهان بینی ندارد و با داشتن هر گونه جهان بینی می توان ایدئولوژی های مختلف را پذیرفت هم چنانکه اختلاف سلیقه مردم در انتخاب رنگ لباس، ربطی به جهان بینی ایشان ندارد. در حالی که بطلان این فرض روشن و بدیهی است و هر جهان بینی با ایدئولوژی یا ایدئولوژی های خاصی تلائم دارد و ایدئولوژی های دیگر را بر نمی تابد.
2. نظریه زایش مستقیم:
این نظریه می گوید که جهان بینی خودبخود ایدئولوژی خاصی را به وجود می آورد و هر جهان بینی بدون دخالت هیچ ضمیمه ای، ایدئولوژی خاصی را در بطن خود می پرورد و اختلاف ایدئولوژی ها تنها از اختلاف جهان بینی ها ناشی می شود. بدیهی است که صدق و کذب این نظریه مربوط به نظریه دیگری در فلسفه اخلاق است که میان “هست” و “باید”، چه رابطه ای حکمفرماست. طبیعی است کسانی که بایدها و ارزش ها را برآیند مستقیم هست ها و شناخت ها می دانند، در رابطه با این نظریه نیز نظر مثبتی دارند.
3. نظریه سازواری و انسجام:
این نظریه بر آن است که جهان بینی، زاینده ایدئولوژی نیست، و به عبارت دیگر از هر “هست” مستقیماًَ “بایدی” انتزاع نمی شود بلکه مقدمات دیگری نیز لازم است، ولی در عین حال هر جهان بینی با ایدئولوژی های خاصی تلائم دارد و دیگر ایدئولوژی ها را طرد می کند. بین ایدئولوژی و جهان بینی ارتباط هست ولی نه آنگونه رابطه ای که میان علت تامه با معلول و میان شرط کافی با مشروط وجود دارد بلکه از قبیل رابطه علت ناقصه با معلول و یا رابطه شرط لازم با مشروط می باشد یعنی ایدئولوژی نیازمند جهان بینی است ولی جهان بینی به تنهایی کافی نیست که خودبخود ایدئولوژی را مشخص سازد بلکه باید مقدمات دیگری ضمیمه شود مثلاً از این قضیه “خدا وجود دارد” به تنهایی نمی توان نتیجه گرفت “پس خدا را باید ستایش کرد” ولی بدون داشتن قضیه اول هم نمی توان قضیه دوم را اثبات کرد.9 به نظر ما این دیدگاه بهتر از دیدگاه پیشین قابل دفاع است.
 
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. مجموعه آثار شهید مطهری، ج 2، کتاب جهان بینی توحیدی، تهران، انتشارات صدرا، 1374.
2. کتاب نقد شماره 3-2، مقاله دین و ایدئولوژی، حمید پارسانیا.

پی نوشت ها:
1 . آموزش عقاید، محمدتقی مصباح یزدی، قم، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ 13، 1374، ص 29.
2 . ایدئولوژی تطبیقی، محمدتقی مصباح یزدی، قم، مؤسسه در راه حق، بی تا، ص 3.
3 . آموزش عقاید، محمدتقی مصباح یزدی، قم، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ 13، 1374، ص 29.
4 . آموزش عقاید، محمدتقی مصباح یزدی، قم، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ 13، 1374، ص 30.
5 . مجموعه آثار شهید مطهری، تهران، انتشارات صدرا، 1374، ج 13، کتاب “مسأله شناخت” ص 340.
6 . مجموعه آثار شهید مطهری، تهران، انتشارات صدرا، 1374، ج 13، کتاب “مسأله شناخت” ص 341.
7 . ایدئولوژی تطبیقی، محمدتقی مصباح یزدی، قم، مؤسسه در راه حق، بی تا، ص 3.
8 . البته منظور ما ایدئولوژی به معنای یک سیستم فکری عملی که دارای انسجام و هماهنگی درونی است می باشد و نیز جهان بینی که دارای این صفت است.
9 . ایدئولوژی تطبیقی، محمدتقی مصباح یزدی، قم، مؤسسه در راه حق، بی تا، ص 5.
10 . رهنمای انسانیت، سیری دیگر در نهج الفصاحه، مرتضی فریدتنکابنی، دفتر نشر برگزیده، 1380، ص 305، حدیث شماره 23.

سوال “می گوئیم ایدئولوژی اعم از جهان بینی است و حال آنکه ایدئولوژی از جهان بینی نشأت گرفته و به قول شهید مطهری ایدئولوژی زائیده جهان بینی است. چطور ممکن است جهان بینی زیر مجموعه ایدئولوژی باشد؟” از طرف اندیشه قم، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم پاسخ داده شد.

دکمه بازگشت به بالا