درس سى و پنجم : منزلت و مقام تقوا، زهد و ورع

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

درس سى و پنجم : منزلت و مقام تقوا، زهد و ورع

مفهوم تقوا و ارتباط آن با خوف
اهمیت تقوا و راههاى تحصیل آن
نگرشى به مراتب تقوا
نگرشى به آثار تقوا
ویژگى حسابگرى و چند ویژگى دیگر متقین
ورع و زهد در کلام پیامبر
‌‌﴿صفحه 240 ﴾
‌‌﴿صفحه 241 ﴾

منزلت و مقام تقوا، زهد و ورع

«یا أَباذَرٍّ؛ کُنْ بِالتَّقْوى أَشَدَّ اهْتِماماً مِنْکَ بِالْعَمَلِ فَإِنَّهُ لایَقِلُّ عَمَلٌ بِالتَّقْوى، وَ کَیْفَ یَقِلُّ عَمَلٌ یُتَقَبَّلُ؟ یَقُولُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»(225)
یا أَباذَرٍّ؛ لایَکُونُ الرَّجُلُ مِنَ الْمُتَّقِینَ حَتّى یُحاسِبَ نَفْسَهُ أَشَدَّ مِنْ مُحاسَبَهِ الشَّریکِ شَرِیکَهُ. فَیَعْلَمَ مِنْ أَیْنَ مَطْعَمُهُ وَ مِنْ أَیْنَ مَشْرَبُهُ وَ مِنْ أَیْنَ مَلْبَسُهُ؟ أَمِنْ حِلٍّ ذلِکَ أَمْ مِنْ حَرام. یا أَباذَرٍّ؛ مَنْ لَمْ یُبالِ مِنْ أَیْنَ اکْتَسَبَ الْمالَ لَمْ یُبالِ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْ أَیْنَ أَدْخَلَهُ النّارَ.
یا أَباذَرٍّ؛ مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَکُونَ أَکْرَمَ النّاسِ فَلْیَتَّقِ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ. یا أَباذَرٍّ؛ إِنَّ أَحَبَّکُمْ إِلَى اللّهِ جَلَّ ثَناؤُهُ أَکْثَرُکُمْ ذِکْراً لَهُ وَ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللّهِ أَتْقاکُمْ لَهُ وَ أَنْجاکُمْ مِنْ عَذابِ اللّهِ أَشَدُّکُمْ لَهُ خَوْفاً. یا أَباذَرٍّ؛ إِنَّ الْمُتَّقینَ الَّذِینَ یَتَّقُونَ مِنَ الشَّىْءِ الَّذى لایُتَّقى مِنْهُ خَوْفاً مِنَ الدُّخُولِ فی الشُّبْهَهِ.
یا أَباذَرٍّ؛ مَنْ أَطاعَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فَقَدْ ذَکَرَاللّهَ وَ إِنْ قَلَّتْ صَلاتُهُ وَ صِیامُهُ وَ تِلاوَتُهُ لِلْقُرآنِ. یا أَباذَرٍّ؛ أَصْلُ الدّینِ الْوَرَعُ وَ رَأْسُهُ الطّاعَهُ. یا أَباذَرٍّ؛ کُنْ وَرِعاً تَکُنْ أَعْبَدَالنّاسِ وَ خَیْرُ دینِکُمُ الْوَرَعُ.
یا أَباذَرٍّ؛ فَضْلُ الْعِلْمِ خَیْرٌ مِنْ فَضْلِ الْعِبادَهِ وَاعْلَمْ أَنَّکُمْ لَوْ صَلَّیْتُمْ حَتّى تَکُونُوا کَالْحَنایا وَ صُمْتُمْ حَتّى تَکُونُوا کالاَْوْتارِ ما یَنْفَعُکُمْ إِلاّ بِوَرَع. یا أَباذَرٍّ؛ أَهْلُ الْوَرَعِ وَالزُّهْدِ فىِ الدُّنْیا هُمْ أَوْلِیاءُ اللّهِ حَقّاً»
‌‌﴿صفحه 242 ﴾
محور این بخش از سخنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) تقواست. درباره تقوا در موارد گوناگون و کتابهاى اخلاقى بحثهاى فراوان شده، از جمله پیشتر نیز ما به این موضوع پرداختیم. در این قسمت مى‌پردازیم به شرح و بررسى سخنان حضرت و برخى از مطالب ریشه‌اى و اساسى که در راستاى تقوا جا دارد و در ابتدا مفهوم تقوا را بیان مى‌کنیم:

مفهوم تقوا و ارتباط آن با خوف

کلمه «تقوا» از ماده «وقایه» و اسم مصدر از فعل «اتّقى یتّقى» و از مصدر «اتّقاء» به معناى بازداشتن خود و یا دیگرى از خطر است. اتّقاء سه اسم مصدر دارد، دو تاى آنها در قرآن استعمال شده، یکى «تقوا» و دیگرى «تقاه» و اسم مصدر دیگر «تقیه» است و این سه در لغت به یک معنا هستند. (در نهج‌البلاغه گاهى «تقیه» در مورد تقوا استعمال شده است.)
«اتّقاء» مصدر باب افتعال و از ماده «وقایه» گرفته شده است و چنانکه گفته شد، تقوى اسم مصدر از اتقاء است که در اصل «وَقْوى» بود و سپس «فاءالفعلش» به «تاء» تبدیل گشت؛ چنانکه «تراث» در اصل «وراث» بود.
پس شد تقوا در لغت به معناى بازداشتن خویش از خطر است و تفاوت نمى‌کند که آن خطر چه باشد، اما وقتى تقوا در مباحث اخلاقى و یا قرآن به‌کار مى‌رود، منظور از آن خطرى که باید خویش را از آن بازداشت، هر خطرى نیست؛ بلکه خطرى است که متوجه سعادت و آخرت انسان است. گواینکه در قرآن نیز، اتقاء به معناى حفظ و بازداشتن خویش از خطرى که انسانهاى دیگر متوجه شخص مى‌کنند به‌کار رفته است:
«لاَ یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فىِ شَىْء إِلاّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقهً…»(226)
اهل ایمان نباید مؤمنان را وانهاده کافران را دوست گیرند، هر کس چنین کند رابطه‌اش را با خداوند قطع کرده است، مگر اینکه بخواهید از شرّ ایشان برحذر باشید.
‌‌﴿صفحه 243 ﴾
اما وقتى سخن از تقوى‌الله است و یا در آیات و روایات از مطلق تقوا و متقین صحبت مى‌شود، منظور تقواى الهى مى‌باشد و سخن از کسانى است که در زمینه مسائل دینى و معنوى احساس خطر مى‌کنند و چون از خطرى که متوجه دین آنهاست بیم دارند، سعى مى‌کنند که خود را از آن حفظ کنند، پس مبدء «اتقاء» احساس بیم و ترس از خطر است: انسان پس از احساس خطر و احساس بیم و خوف، کارى مى‌کند که از آن خطر در امان بماند و لااقل از آن خطر دور شود. در فارسى از این معنا به پرهیزگارى تعبیر مى‌شود (که در واقع پرهیزگارى لازمه تقواست، چون لازمه حفظ خویش از گناه و یا خطر دیگر پرهیز و دورى از آن است.)
در قرآن، گاهى روز قیامت به عنوان متعلق تقوا ذکر گردیده که در آن روز خطرها و پیامدهاى اعمال زشت ظاهر مى‌گردند، چنانکه خداوند مى‌فرماید:
«وَاتَّقُوا یَوْماً لاتَجْزِى نَفْسٌ عَنْ نَفْس شَیْئاً»(227)
بترسید از روزى که کسى از دیگرى کفایت نمى‌کند.
و گاهى کسى به عنوان متعلق تقوا ذکر شده که در برابر گناهان انسان را مجازات مى‌کند، مثل «وَاتَّقُوااللَّهَ»(228) و معنایش این نیست که از خداوند بپرهیزید و از او دورى کنید، بلکه به این معناست که از خطرى که از ناحیه عذاب الهى متوجه شما مى‌گردد و آن خطر و عذاب را خداوند متوجه شما مى‌کند، بپرهیزید. پس ترس از خداوند به معناى ترس از مجازاتى است که بر اعمال زشت انسان مترتّب مى‌شود.
به هر حال، در معناى تقوا، به جهت مبدءاش، خوف اشراب شده است و از این جهت مى‌توان آن را به خداترسى نیز معنا کرد. گاهى تقوا به ملکه‌اى گفته مى‌شود که از تکرار پرهیز و دورى از گناهان در انسان بهوجود مى‌آید. وقتى انسان یک بار از گناه دورى کرد به او متقى نمى‌گویند، اما وقتى آن‌قدر در ترک گناهان استقامت کرد که ملکه ترک گناه در او
‌‌﴿صفحه 244 ﴾
پدید آمد، به او مى‌گویند متقى. بنابراین، گاهى تقوا به مبدء فعل گفته مى‌شود که همان خداترسى است و گاهى به ملکه‌اى نفسانى گفته مى‌شود که بر اثر تکرار پرهیز از گناه در انسان پدید مى‌آید.
على(علیه السلام) تقوا را به معناى حالتى روحانى و معنوى ذکر مى‌کنند که انسان را از گناه و انحراف باز مى‌دارد ـ که این همان ملکه نفسانى است ـ و ترس از خداوند را به عنوان یکى از آثار آن برمى‌شمارند:
«عِبادَ اللّهِ إِنَّ تَقْوَى اللّهِ حَمَتْ أَوْلِیاءَاللّهِ مَحارِمَهُ وَأَلْزَمَتْ قُلُوبَهُمْ مَخافَتَهُ حَتّى أَسْهَرَتْ لَیالِیَهُمْ وَ أَظْمَأَتْ هَواجِرَهُمْ…»(229)
بندگان خدا، تقواى الهى دوستان خداوند را از ارتکاب حرام باز مى‌دارد و خوف و ترس (از عذاب را) در دلهایشان قرار مى‌دهد، شبها آن‌گونه که شبها آنان را (براى عبادت) بیدار و در شدّت گرمى روزها (براى روزه) تشنه نگاه مى‌دارد.
در جاى دیگر مى‌فرمایند:
«ذِمَّتِی بِما أَقُولُ رَهِینَهٌ وَ أَنَا بِهِ زَعِیمٌ، إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمّا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْمَـثُلاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبَهاتِ…»(230)
ذمه خویش را در گرو گفتار خویش قرار مى‌دهم و صحت گفتار خود را ضمانت مى‌کنم. اگر عبرت‌هاى گذشته براى شخص آینه آینده قرار گیرد، تقوا جلوى او را از فرورفتن در کارهاى شبهه‌ناک مى‌گیرد.
آرى تقوا بزرگترین سرمایه و دست مایه بنده‌اى است که در راه پر بیم و خطر زندگى و در دریاى پرتلاطم آکنده از خطرات و امواج سهمگین بلا و گناه، به او کمک مى‌کند که راه سعادت را بجوید و طریق سعادت را بپوید که این راه بجز با تقوا پیموده نمى‌شود:
نیست جز تقوا در این ره توشه‌اى *** نان و حلوا را بنه در گوشه‌اى.
‌‌﴿صفحه 245 ﴾

دکمه بازگشت به بالا