درس سى و نهم : ملاک ارزشمندى از نظر خداوند متعال

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

درس سى و نهم : ملاک ارزشمندى از نظر خداوند متعال

ایمان و عمل صالح و ملاک والایى انسان
کار مفید و ارزشمند از دیدگاه اسلام
اهمیّت اخلاص در برنامه‌هاى فرهنگى و مذهبى
جایگاه نیّت و تمایلات درونى
راه سالم‌سازى انگیزه و نیّت
‌‌﴿صفحه 356 ﴾
‌‌﴿صفحه 357 ﴾

ملاک ارزشمندى از نظر خداوند متعال

«یا أَباذَرٍّ؛ إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ: إِنّى لَسْتُ کَلامَ الْحَکیمِ أَتَقَبَّلُ وَلکِنْ هَمَّهُ وَهواهُ، فَإِنْ کانَ هَمُّهُ وَهَواهُ فیما أُحِبُّ وَأَرْضى جَعَلْتُ صُمْتَهُ حَمْداً لى وَذِکْراً [و وَقارا] وَإِنْ لَمْ‌یَتَکَلَّمْ. یا أَباذَرٍّ؛ إِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَتَعالى لایَنْظُرُ إِلى صُوَرِکُمْ وَلا إِلى أَمْوالِکُمْ [أَقْوالِکُم]وَلکِنْ یَنْظُرُ إِلى قُلُوبِکُمْ وَأَعْمالِکُمْ. یا أَباذَرٍّ؛ التَّقْوى هیهُنا، التَّقْوى هیهُنا وَأَشارَ إِلى صَدْرِهِ»
چنانکه ملاحظه شد محور بحثهاى گذشته تقوا بود و در آن بحثها از اهمیّت تقوا و آثار آن در زندگى انسان سخن گفته شد و نیز ثمرات اخروى آن ذکر گردید و از آنجا که ممکن است عده‌اى برداشت نادرستى از تقوا داشته باشند و تقواى واقعى را از تقواى ظاهرى و پندارى نتوانند بازشناسند، در این بحث ملاک ارزش‌گذارى اعمال و رفتار ذکر مى‌گردد.
بسیارى از مردم عادت دارند بر اساس ظاهر افراد قضاوت کنند. اگر کسى فراوان عبادت مى‌کند و ذکر مى‌گوید و قرآن مى‌خواند و نمازش را در اول وقت بجا مى‌آورد، او را با تقوا مى‌شناسند و یا کسى که برخى از مسائل طهارت را زیاد رعایت مى‌کند، فردى با تقوا و شایسته مى‌شمارند. این برداشت سطحى و نادرست است و براى اینکه ملاک ارزشمندى و والایى شناخته شود، علماى اخلاق بحث نظرى و اساسى‌اى در مورد ملاک خوبى و بدى کارها و ارزش انسان ذکر کرده‌اند که ما در این گفتار بدان اشاره مى‌کنیم:

ایمان و عمل صالح ملاک والایى انسان

ارزش انسان از نظر قرآن عبارت است از ایمان و عمل صالح و شاید در کمتر صفحه‌اى از
‌‌﴿صفحه 358 ﴾
قرآن باشد که از این دو مسأله ذکرى به میان نیامده باشد:
«وَ أَمَّا مَنْ امَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنى وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا یُسْراً».(344)
اما هر کس به خداوند ایمان آورد و عمل صالح انجام داد، نیکوترین اجر را دارد و ما نیز امر را بر او آسان مى‌گیریم.
در جاى دیگر مى‌فرماید:
«إِلاَّ مَنْ تَابَ وَ امَنَ وَ عَمِلَ صَالِحاً فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ وَ لاَیُظْلَمُونَ شَیْئاً»(345)
(آنان که نماز را ضایع کردند و از شهوت نفس پیروى کردند کیفر مى‌بینند) مگر آن کس که توبه کند و به خداوند ایمان آورد و نیکوکار گردد، در این صورت (گناهانشان بخشیده مى‌گردد) بدون هیچ ستمى به بهشت جاودان داخل خواهند شد.
انسانها داراى دو مقام و منزلت متقابل‌اند: یکى مربوط به تقوامداران و صاحبان فضیلت، یعنى انبیاء، صالحان، اولیاء، صدیقین و شهداست. و به همان جهت است که آدم مسجود فرشتگان گشت و به خاطر همان است که انسان به مقامى مى‌رسد که در وصف او گفته شده است:
«فى مَقْعَدِ صِدْق عِنْدَ مَلیک مُقْتَدِر»(346)
در جایگاهى راستین نزد خدایى توانمند.
نقطه مقابل آن، نقطه سقوط و پستى و دورى از خداست. وقتى شخصى از بندگى و عبادت خداوند و انجام وظایف فردى و اجتماعى و در یک کلام ایفاى نقش انسانى خویش سر باز زد و در مسیر سقوط گام برداشت به رتبه‌اى مى‌رسد که پست‌تر از چارپایان مى‌شود.
«اِنْ هُمْ إلاّ کالاَْنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»(347)
مانند چارپایان بلکه گمراهتر از آنانند.
‌‌﴿صفحه 359 ﴾
پس ارزش انسان در توجه به جنبه ملکوتى و الهى وجود خویش است که از دل سرچشمه مى‌گیرد و از آنجا به اعضا و جوارح سرازیر مى‌گردد. زبان سهمى از یاد خداوند دارد، چشم نیز سهمى در خواندن آیات قرآن، گوش سهمى در شنیدن سخن حق و دست و پا نیز سهمى خواهند داشت که در راه خداوند به حرکت در مى‌آیند. پس اگر مى‌نگریم که در قرآن این همه از ذکر خداوند تعریف شده است، یا اگر انسان موظف گردیده، روزى پنج بار نماز بخواند بدین جهت است که زندگى او بدون ذکر خداوند و توجه به او ارزش نمى‌یابد و تنها از این راه است که به مقام قرب الهى راه مى‌یابد.
اسلام و همه ادیان الهى براى انسان دو ارزش متضاد مثبت و منفى بى‌نهایت قائلند. این چیزى است که با معیارهاى عادى بشرى قابل درک نیست و تنها با معیارهاى الهى قابل توجیه است. بعلاوه اسلام نه تنها براى مجموع عمر انسان چنین ارزشى قائل است، بلکه براى ساعت‌ها از عمر او نیز چنین ارزشى قائل است، یعنى اسلام مى‌گوید: انسان مى‌تواند در ظرف یک ساعت ارزش وجودى خویش را به بى‌نهایت برساند، مى‌تواند براى همیشه خود را خوشبخت کند و به سعادت ابدى و بى‌نهایت برسد و مى‌تواند در ظرف یک ساعت شقاوت و بدبختى بى‌نهایت براى خود تأمین کند. پس ملاک ارزش‌گذارى اسلام، صلاحیت و شایستگى فرد و نیت صالح اوست و حتى از نظر اسلام منافعى که یک فرد براى اجتماع دارد ملاک ارزیابى نیست؛ گرچه ارزشى که جامعه براى فرد قائل است به اندازه منافع آن فرد براى اجتماع است. چه بسا ممکن است در مقابل ارزشى که جامعه براى یک فرد قائل است، اسلام نه تنها براى او ارزشى قائل نباشد، بلکه براى او ارزش منفى هم قائل باشد؛ چون آن شخص در درون فاسد است و در پشت ظاهر دلفریب و پسندیده خود باطنى پست و آلوده دارد.
بنابراین ممکن است یک فرد براى اجتماع منافع زیادى داشته باشد، اما خودش بدبخت شود، مثل عالمى که معارف دینى را به مردم مى‌آموزد و مردم از وى استفاده مى‌کنند و به سعادت مى‌رسند، اما خودش بدبخت مى‌شود و چون به داشته‌هاى خود عمل نمى‌کند به
‌‌﴿صفحه 360 ﴾
جهنم مى‌رود. یا ثروتمندى اموالش را صرف جامعه مى‌کند و خدمات عام‌المنفعه انجام مى‌دهد، اما هدف او رسیدن به شهرت و مقام است و مسلّماً کار او از نظر اسلام ارزش ندارد. آنچه به وجود انسان و اعمال او ارزش مى‌دهد، رابطه او با ابدیت و عالم بى‌نهایت است؛ این رابطه یک رابطه قلبى است و با نیّت و توجه دل به خداوند حاصل مى‌شود.
پس اگر کارى براى خداوند باشد ارزشش بى‌نهایت است، چه از نظر ظاهر کوچک باشد و چه بزرگ. و طبیعى است که هر قدر معرفت انسان به خداوند بیشتر باشد و کار را خالص‌تر انجام دهد، ارزشش بالاتر مى‌رود؛ در مقابل هر قدر از خلوص او کاسته گردد و توجه او به مردم و جلب قلوب آنها و شهرت و جاه‌طلبى منعطف گردد، از ارزش کار کاسته مى‌شود و لو حجم آن خیلى عظیم باشد. نتیجه مى‌گیریم که آنچه به زندگى انسان ارزش مى‌دهد، در واقع توجه به خداوند است. اگر انسان به یاد خداوند باشد مى‌تواند کارهایش را براى او انجام مى‌دهد و در غیر این صورت ممکن نیست براى خداوند کار کند و در نتیجه کارش ارزشى نخواهد داشت.

دکمه بازگشت به بالا