قدرت و خیر خواهی خدا

 قدرت و خیر خواهی خدا

قدرت خدا : قدرت عبارت است از مبدئیت فاعل مختار براى کارى که ممکن است از او سربزند. هر قدر فاعل از نظر مرتبه وجودى، کاملتر باشد، داراى قدرت بیشترى خواهد بود و طبعاً موجودى که داراى کمال بى نهایت باشد، قدرتش نامحدود خواهد بود. امّا باید توجه داشت که کارى که متعلّق قدرت قرار مى گیرد، باید امکان تحقق داشته باشد. پس چیزى که ذاتاً محال یا مستلزم محال باشد، مورد تعلق قدرت واقع نمى شود. قدرت داشتن خدا بر هر کارى، بدین معنا نیست که فى المثل بتواند خداى دیگرى را بیافریند، زیرا خدا آفریدنى و مخلوق نیست. این مطلب مانند آن است که بتواند عدد «2» را با فرض «2» بودن، از عدد «3» بزرگتر کند؛ یا فرزندى را با فرض فرزند بودن، قبل از پدرش خلق کند. اگر قرار است خداى دیگر، خدا باشد و طبعاً خالق و غیرمخلوق، چگونه مى تواند به دست خالق دیگرى به وجود آید؟ این امر محال ذاتى است و از حوزه تعلق قدرت تخصصاً خارج است. در ابن باب نگا: آموزش عقاید، آیه الله مصباح یزدى، مجلد اوّل، ص 99 – 100. فاعل قدرت : سوره الواقعه (56): آیات 63 و 64
أَ فَرَأَیْتُمْ ما تَحْرُثُونَ (63) أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ (64)
ترجمه:
63- آیا هیچ در باره آنچه کشت مى کنید اندیشیده اید؟
64- آیا شما آن را مى رویانید، یا ما مى رویانیم؟
الف- آیات مورد بحث و آیات آینده به سه دلیل دیگر که هر کدام نمونه اى از قدرت بى پایان خدا در زندگى انسان است اشاره مى کند که یکى مربوط به آفرینش دانه هاى غذایى و دیگرى” آب” و سومى” آتش” است، زیرا سه رکن اساسى زندگى انسان را اینها تشکیل مى دهد، دانه هاى گیاهى مهمترین ماده غذایى انسان محسوب مى شود، و آب مهمترین مشروب، و آتش مهمترین وسیله براى اصلاح مواد غذایى و سایر امور زندگى است.
نخست مى فرماید:” آیا هیچ در باره آنچه کشت مى کنید اندیشیده اید”؟! (أَ فَرَأَیْتُمْ ما تَحْرُثُونَ).
” آیا شما آن را مى رویانید یا ما مى رویانیم”؟ (أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ).
جالب اینکه در آیه اول تعبیر به” تحرثون” از ماده” حرث” (بر وزن درس) مى کند که به معنى کشت کردن (افشاندن دانه و آماده ساختن آن براى نمو است) و در آیه دوم تعبیر به” تزرعونه” از ماده” زراعت” مى کند که به معنى رویانیدن است.
بدیهى است کار انسان تنها کشت است، اما رویانیدن تنها کار خدا است، و لذا در حدیثى از پیغمبر اکرم ص نقل شده که فرمود:
لا یقولن احدکم زرعت و لیقل حرثت (فان الزارع هو اللَّه):
” هیچیک از شما نگوید: من زراعت کردم، بلکه گوید کشت کردم” (زیرا زارع حقیقى خدا است) «1».
شرح این دلیل چنین است که انسان کارى را که در مورد زراعت مى کند بى شباهت به کار او در مورد تولد فرزند نیست، دانه اى را مى افشاند و کنار مى رود، این خداوند است که در درون دانه یک سلول زنده بسیار کوچک آفریده که وقتى در محیط مساعد قرار گرفت در آغاز از مواد غذایى آماده در خود دانه استفاده مى کند، جوانه مى زند، و ریشه مى دواند، سپس با سرعت عجیبى از مواد غذایى زمین کمک مى گیرد، و دستگاههاى عظیم و لابراتوارهاى موجود در درون گیاه به کار مى افتد و غوغایى برپا مى کند ساقه و شاخه و خوشه را مى سازد و گاه از یک تخم صدها یا هزاران تخم برمى خیزد «1».
دانشمندان مى گویند: تشکیلاتى که در ساختمان یک گیاه به کار رفته از تشکیلات موجود در یک شهر عظیم صنعتى با کارخانه هاى متعددش شگفت انگیزتر و به مراتب پیچیده تر است.
آیا کسى که چنین قدرتى دارد از احیاى مجدد مردگان عاجز است.
ر. ک : تفسیر نمونه، ج 23، ص: 249
ب- در اینجا این سؤال پیش مى آید که: چطور در این آیه زراعت را از مردم نفى کرده و به خدا نسبت داده، با اینکه دخالت مردم و اسباب طبیعى در رویش و نمو زرع قابل انکار نیست؟
در پاسخ مى گوییم هم آن درست است، و هم این، و هیچ منافاتى در بین نیست، چون زمینه گفتار این نیست که بخواهد تاثیر عوامل طبیعى را انکار کند، بلکه مى خواهد بفرماید: آیا تاثیر این اسباب از خود آنها است و یا از خدا است؟ و اثبات کند که اگر اسباب طبیعى سببیت و تاثیرى دارند، خدا این موهبت را به آنها داده، و همچنین خود اسباب را خدا آفریده، و نیز اسباب و عواملى که این اسباب را پدید مى آورند، هم خودشان و هم اثرشان آفریده خدا هستند، و بالأخره سر نخ تمامى اثرها و مؤثرها به خدا منتهى مى گردد. (ر. ک : ترجمه المیزان، ج 19، ص: 235)
خیر خواهی
نصیحت و خیر خواهی نسبت به بندگان از صفات الهی و مورد درخواست و تقدیر خدای عزوجل از بندگان بر همدیگر است. شرور نامتناهی نیز میتواند مقدمه خیرات نامتناهی باشد. یعنی اگر انسان در مواجهه با شرور محدود دنیوی تعامل درستی داشته باشد، وارد بهشت ابدی خواهد شد. خیرخواهی یعنی اینکه خداوند همیشه اراده کرده است که به انسان خیر برساند؛ اراده هم دو نوع تشریعی و تکوینی است که تشریعی همان احکام ۵گانه است و اراده تکوینی هم به معنای تحقق چیزی است، پس اگر مراد اراده تشریعی باشد، قبول داریم که خدا خیرخواه مطلق است، زیرا اراده کرده که انسان وارد بهشت شود. در فرض تصور اینکه خدا این شرور را ایجاد کرده تا انسان با صبر و استقامت و رعایت شرع مقدس به بهشت برود، لذا ابزار خیرخواهی خدا است. اگر مراد، خیرخواهی تکوینی باشد، یعنی خدا اراده کرده باشد که همه لذات دنیوی و اخروی به انسان برسد و هیچ اسباب درد و رنج و ناملایمات به انسان نرسد، مورد قبول بسیاری از متکلمان امامیه و معتزله نیست. انتظار چنین خیرخواهی از خداوند ممکن نیست تحقق یابد و محال است و واجب هم نیست، یعنی اگر تحقق آن هم محال نباشد، کدام دین الهی معتقد است که خدا باید به این معنا خیرخواه باشد که انسان همه لذات ممکن را در دنیا ببرد و هیچ رنجی نداشته باشد، لذا اگر کسی چنین برداشتی از دین داشته باشد که خیرخواهی خدا به این معناست، این با شرور در تضاد قرار می‌گیرد، ولی این برداشت نادرست از خیرخواهی است. چون خداوند هر لذتی که به ما بدهد، لذت دیگری هم وجود دارد؛ اگر خدا ۲۰۰ هزار لذت بدهد، باز خیر ۲۰۰ هزار و یکم و بالاتر وجود دارد، بنابراین خیرخواهی مطق خدا وجود ندارد، پس این شبهه هم بی‌اساس است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

دکمه بازگشت به بالا