سنجش، معیار و میزان اعمال در آخرت

 سنجش، معیار و میزان اعمال در آخرت

این فرد با تمام اعمال خوب و بدی که دارد در نزد خدا حاضر می شود و برای خوبیها پاداش و برای بدی هایش عذاب می بیند و همه چیز در آنجا محاسبه می شود. البته بحث سنجش اعمال در قیامت بحثى قرآنى، کلامى و بسیار پردامنه است. ما در این مجال کوتاه اشاره‌اى به چند آیه و روایت نموده و توضیح مختصرى تقدیم مى‌نماییم.
در قرآن مجید در آیات 8 و 9 سوره مبارکه اعراف چنین آمده است: وَ الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَ مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا کَانُوا بِآیَاتِنَا یَظْلِمُونَ _ و در آن روز، سنجش [ اعمال ] درست است. پس هر کس میزانهاى [ عمل ] او گران باشد، آنان خود رستگارانند. * و هر کس میزانهاى [ عمل ] او سبک باشد، پس آنانند که به خود زیان زده‌اند، چرا که به آیات ما ستم کرده‌اند.این دو آیه از سنجیدن خبر مى دهد، وآن یا وزن کردن اعمال است یا سنجیدنِ خودِ مردم از جهت عملشان، دلیل بر این مطلب این سخن خداوند متعال است که در آیه 47 سوره مبارکه انبیاء فرمود: وَ نَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَهِ فَلاَ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئَا وَ إِنْ کَانَ مِثْقَالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَ کَفَى بِنَا حَاسِبِینَ _ و ترازوهاى داد را در روز رستاخیز مى‌نهیم، پس هیچ کس [ در ] چیزى ستم نمى‌بیند، و اگر [ عمل ] هموزن دانه خردلى باشد آن را مى‌آوریم و کافى است که ما حسابرس باشیم. این آیه دلالت بر این دارد که این وزن کردن و سنجیدن از جمله انواع حسابرسى اعمال است. روشنتر از این آیه آیات آخر سوره زلزال است: یَوْمَئذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّیُرَوْاْ أَعْمَلَهُمْ * فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ * وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ _ آن روز، مردم [به حال] پراکنده برآیند تا [نتیجه] کارهایشان به آنان نشان داده شود. * پس هر که هموزن ذرّه‌اى نیکى کند [نتیجه] آن را خواهد دید. * و هر که هموزن ذرّه‌اى بدى کند [ نتیجه ] آن را خواهد دید. در این آیات عمل را، اعم از خوب وبد، ذکر کرده و وزن و سنگینى را به آن نسبت داده است.
بارى، وزن کردن در واقع مربوط به عمل مى شود نه کسى که عمل را انجام داده است زیرا آیه شریفه مى فرماید که عمل، چه خوب و چه بد، وزن دارد، منتها آیه 105 سوره کهف دلالت مى کند که اعمال باطل شده اصلاً وزنى ندارند وتنها اعمال کسانى که کردارهایشان باطل و تباه نشده است، وزن و سنجیده مى شود زیرا هر عملى که باطل نشده باشد، اعم از اعمال خوب وبد، وزن دارند و به وسیله آن وزن، سنجیده مى شوند.
امّا این آیات در عین حالى که براى کارهاى نیک وبد، هر دو، وزن وسنگینى قائل است، در حقیقت در آنها سنگینى اضافى در نظر مى گیرد که داورى نهایى بر اساس آن صورت مى گیرد. به این معنا که، ظاهر آیات حاکى است که کارهاى نیک باعث سنگینى ترازوى اعمال مى شود وگناهان موجب سبکى آن، نه اینکه هر یک از نیکى ها وبدى ها وزن شوند و سنگینى آنها معلوم گردد وسپس این وزن وسنگینى با هم سنجیده شوند و وزن و سنگینى هر کدام که بر دیگرى چربید، مطابق همان حکم شود، اگر حسنات سنگین تر بود حکم بهشت صادر شود و اگر گناهان سنگین تر بود حکم آتش دوزخ. لازمه چنین توزینى این است که بتوان فرض کرد دو کفّه ترازوى اعمال، ممکن است با هم برابر شوند، درست مانند ابزار توزینى که میان ما آدم ها رایج است از قبیل ترازو وامثال اینها. امّا مطلب این گونه نیست، بلکه ظاهر آیات حاکى از این است که عمل نیک باعث سنگین شدن ترازو مى شود و عمل بد موجب سبک شدن آن. چنان که ظاهر این آیه گویاى همین نکته است: پس، هر که ترازوهایش سنگین باشد، آنان همان رستگارانند و هر کس ترازوهایش سبک باشد، آنان کسانى هستند که به خود زیان زده اند بدان سبب که به آیات ما ستم مى کردند همچنین آیات 102 و 103 سوره مومنون نیز این مطلب را مى‌زسانند: فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَ مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَئکَ الَّذِینَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فىِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ _ پس کسانى که کفه میزان [ اعمال ] آنان سنگین باشد، ایشان رستگارانند. * و کسانى که کَفِّه میزان [ اعمال ] شان سبک باشد، آنان به خویشتن زیان زده [ و ] همیشه در جهنم مى‌مانند. همان گونه که ملاحظه مى‌فرمایید، این آیات همواره سنگینى را براى کفّه حسنات و کارهاى نیک ثابت مى‌کند وسبکى را براى کفّه گناهان و بدى ها. از این جاست که این فکر تأیید وتقویت مى شود که براى سنجش اعمال وسنگینى و وزن آنها مقیاس دیگرى وجود دارد، به طورى که اگر اعمالى نیک باشند با آن منطبق و سنجیده مى شوند و آن مقیاس، همان سنگینى ترازوست واگر اعمالى بد باشند با آن منطبق وسنجیده نمى شوند و آن همان سبکى ترازوست.
درست مانند میزان ها ومقیاس هایى که خود ما داریم زیرا در این ابزار سنجش نیز مقیاس هایى داریم، مثلاً مثقال که واحد اندازه گیرى وزن و سنگینى است، در یکى از دو کفّه گذاشته مى شود ودر کفه دیگر کالا وجنس را مى گذارند. اگر وزن کالا با آن واحد برابر بود که هیچ وگر نه به ناچار آن را کنار مى گذاریم. در این جا مثقال در حقیقت همان میزانى است که کالا وجنس با آن وزن مى شود وخود ترازو و امثال اینها مقدمه و ابزار کارى است که مثقال یا همان واحد وزن، مقدار سنگینى وسبکى کالا را معلوم مى کند.
بنابراین، در اعمال نیز واحدِ مقیاسى وجود دارد که با آن سنجیده مى شوند. مثلاً براى نماز میزانى است که نماز با آن سنجیده مى‌شود و آن میزان همان نماز حقیقى و کامل است. همچنین است براى زکات و انفاق ونیز براى گفتار و سخن که میزان سخن، کلامى است که کاملاً حق باشد وهیچ باطلى در آن وجود نداشته باشد.
پس، با توجّه به این بیانى که ارائه کردیم، نزدیک تر به واقع آن است که مراد از آیه «و الوزن یومئذٍ الحقّ» این باشد که آن میزانى که در روز قیامت اعمال با آن وزن و سنجیده مى شود، در حقیقت همان حق باشد. یعنى به هر نسبتى که عمل مشتمل بر حق باشد به همان نسبت ارزش و اعتبار دارد و چون اعمال نیک مشتمل بر حق هستند، بنابراین داراى سنگینى هستند و برعکس، گناهان و اعمال بد چون مشتمل بر حق نیستند و باطل محض خواهند بود، بنابراین سنگینى هم ندارند. پس خداوند سبحان در روز قیامت اعمال را با میزان حق مى سنجد و به هر اندازه که عمل مشتمل بر حق باشد به همان اندازه وزن و سنگینى دارد.
و بعید نیست قضاوت به حقى هم که در آیه وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْکِتابُ وَ جِىءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِىَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ _ و روشن گردید زمین به نور پروردگارش، و کتاب گذارده شده انبیا و شهدا آورده شده میان آنان به حق حکم مى‌شود، و به آنان ستم نمى‌شود. (سوره زمر آیه 69) است اشاره به همین معنا باشد. و مراد از کتابى که در آن روز گذارده شده و خداوند از روى آن حکم مى‌کند همان کتابى است که در آیه هذا کِتابُنا یَنْطِقُ عَلَیْکُمْ بِالْحَقِّ _ این است کتاب ما که علیه شما به حق گویا مى‌شود. (سوره جاثیه آیه 29) به آن اشاره شده است. پس کتاب مقدار حقى را که در عمل است تعیین نموده و میزان، مقدار ثقل آن حق را مشخص مى‌کند، بنابراین، وزن در آیه مورد بحث به معناى ثقل است نه به معناى مصدریش (سنجیدن). و اگر در آیه 103 سوره مؤمنون و آیه 11 سوره قارعه آن را به صیغه جمع آورده براى این است که دلالت کند بر اینکه میزان اعمال یکى نیست، بلکه براى هر کسى میزان‌هاى زیادى به اختلاف اعمال وى هست، حق در نمازش نماز واقعى و جامع همه اجزا و شرایط است، و حق در زکاتش زکات جامع شرایط است، خلاصه، حق در نماز، غیر حق در روزه و زکات و حج و امثال آن است. هر کس که اعمالش مشتمل بر مقدار بیشترى از حق بود او رستگارتر است و هر کس میزانش سبک بود یعنى اعمالش مشتمل بر حق نبود او از کسانى است که نفس خود را باخته و خود را زیانکار ساخته‌اند و با ظلم به آیات خدا و تکذیب آن چیزى براى خود باقى نگذاشته‌اند که در مثل چنین روزى با آن اعاشه و زندگى کنند.
با این بیان دو نکته روشن مى‌شود:
نکته اول: اینکه معناى وزن اعمال در روز قیامت تطبیق اعمال است بر حق، به این معنا که هر شخصى پاداش نیکش به مقدار حقى است که عمل او مشتمل بر آن است، در نتیجه اگر اعمال شخصى، به هیچ مقدارى از حق مشتمل نباشد از عملش جز هلاکت و عقاب بهره و ثمره عایدش نمى‌شود، و این همان توزین عدلى است که در سایر آیات است.
نکته دوم: اینکه معلوم شد که براى هر انسانى میزان‌هاى متعددى است که هر کدام از عمل‌هایش با یکى از آنها سنجیده مى‌شود، و میزان هر عملى همان مقدار حقى است که عمل مشتمل بر آن است، چون روز قیامت روزى است که کسى جز حق، سلطنت نداشته و ولایت در حق هم تنها و تنها در دست خداى تعالى است، به شهادت اینکه از یک طرف مى‌فرماید امروز روز حق است (آیه 39 سوره نبا) و از طرفى دیگر مى‌فرماید: اینجا ولایت بر حق، تنها و تنها براى خدا است (آیه 44 سوره کهف) و نیز مى‌فرماید: هُنالِکَ تَبْلُوا کُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ _ آنجا ظاهر مى‌شود براى هر کسى آنچه که از پیش فرستاده و بازگردانده مى‌شوند به سوى خداوندى که مولاى حق آنان است، و دیگر از شرکایى که به خدا افتراء مى‌بستند اثرى نمى‌یابند. (سوره یونس آیه 30)
در کتاب احتجاج در حدیث هشام بن حکم از امام صادق (ع) دارد که زندیقى از آن جناب پرسید: آیا نه این است که اعمال وزن مى‌شود؟ فرمود: نه، عمل جسم نیست تا قابل سنجش باشد، بلکه صفت کارى است که عامل انجام مى‌دهد، و دیگر اینکه کسى محتاج به سنجیدن است که عدد و سنگینى و سبکى چیزى را نداند و بخواهد با کشیدن یا شمردن آن علم به مقدار آن حاصل کند، و خداوند چیزى برایش مجهول نیست. پرسید پس معناى میزان چیست ؟ فرمود: میزان به معناى عدل است. پرسید: معناى اینکه خداى تعالى مى‌فرماید: فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ چیست ؟ فرمود: معنایش رجحان عمل است. (به نقل از احتجاج طبرسى ج 2 ص 98) نکته لطیفى که در این روایت است این است که مى‌فرماید: عمل، صفت کارى است که عامل انجام مى‌دهد، چون این جمله اشاره به این مى‌کند که مراد از اعمال در این روایات حرکات بدنى و طبیعى صادر از انسان نیست، زیرا این حرکات همانطورى که در اطاعت هست عینا در معصیت هم هست، بلکه مراد از آن، صفات عارض بر اعمال است که سنن و قوانین اجتماعى و یا دینى آن را براى اعمال معتبر مى‌داند، مثلا در حال جماع حرکاتى از انسان سر مى‌زند که اگر مطابق با سنت اجتماعى و یا اذن شرعى باشد نکاح و اگر نباشد زنا نامیده مى‌شود، و حال آنکه طبیعت حرکت در هر دو یکى است. و امام (ع) از دو راه استدلال فرموده است: اول اینکه اعمال از صفاتند و صفات وزن ندارند. دوم اینکه خداوند تعالى احتیاج به توزین اشیاء ندارد، زیرا عالم است و متصف به جهل نیست.
در کتاب توحید به سند خود از ابى معمر سعدانى از امیر المؤمنین (ع) حدیثى روایت مى‌کند که در آن حدیث امام (ع) فرموده: و اما آیه فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ و آیه وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ معنایش این است که حسنات و سیئات را با حسنات وزن مى‌کنند، پس حسنات باعث ثقل میزان و سیئات سبب خفت آن است (به نقل از توحید صدوق ص 259).
و در کتاب معانى الاخبار به سند خود از منقرى از هشام بن سالم نقل کرده که گفت: از امام صادق (ع) از معناى آیه وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَهِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً پرسیدم. فرمود: هُمُ الأنبِیاءُ و الأوصِیاءُ علیهم السلام منظور از موازین، انبیا و اوصیاى انبیا است (معانى الاخبار، ص 31) این روایت مقیاس را همان اعتقاد به حق و عمل حق و حق اعتقاد و عمل گرفته، و معلوم است که چنین اعتقاد و عملى همان اعتقاد و عمل انبیا و اوصیاى آنان است. (بیانى که گذشت خلاصه‌اى از فرمایشات علامه طباطبایى در تفسیر المیزان ذیل آیات 8 و 9 سوره اعراف بود که تقدیمتان شد.)
و در آخر به عنوان حسن ختام بحث، توجه شما را به دو روایت نورانى و پر معنى از امام سجاد و امام باقر (علیهم‌السلام) جلب نموده از خداوند متعال براى خود و شما اعتقاد راسخ به روز جزا مسئلت مى‌نماییم:
امام زین العابدین علیه السلام بعد از ذکر قول خداوند: «و روز قیامت ترازوهاى عدل را مى نهیم و هیچ کس در هیچ چیز، ستمى نمى بیند» فرمود: اعلَموا عِبادَ اللّه أنّ أهلَ الشِّرکِ لا تُنصَبُ لَهُمُ المَوازِینُ، و لا تُنشَرُ لَهُمُ الدَّواوِینُ، و إنّما تُنشَرُ الدَّواوِینُ لأهلِ الإسلامِ بندگان خدا ! بدانید که براى مشرکان ترازویى برپا نشود و کارنامه‌اى گشوده نگردد، بلکه نامه اعمال در حقیقت براى مسلمانان (خدا باوران) باز مى شود. (میزان الحکمه، حدیث شماره 21689)
امام باقر (علیه السلام): إنّ الخَیرَ ثَقُلَ على أهلِ الدُّنیا على قَدرِ ثِقلِهِ فى مَوازینهِم یَومَ القِیامَهِ، و إنّ الشَّرَّ خَفَّ على أهلِ الدُّنیا على قَدرِ خِفَّتِهِ فى مَوازینِهِم _ انجامِ کار خوب بر مردم دنیا سنگین شده است، به اندازه سنگینى آن در ترازوهاى روز قیامت ایشان و انجامِ کار بد بر مردم دنیا سبک گردیده است، به اندازه سبکى آن در ترازوهایشان (همان، حدیث شماره 21686)
 

دکمه بازگشت به بالا