مسأله سعی و تجسم اعمال

 مسأله سعی و تجسم اعمال

برای خوردن، اول باید برویم. این رفتن همان ایمان و عمل صالح ما است.
همچنین خانه سرمایه دار برای خوردن می رویم، ولی در این دنیا برای رشد و شکوفایی آمده ایم.
به علاوه خانه آخرت خانه حقیقت ما و تجسم اعمال ما است. یعنی عصاره وجودی و شخصیت ما و همان که هستیم.
منظور از تجسم عمل، ظهور حقیقت عمل است در ملکوت شخص. و حقیقت عمل تابع و بلکه عین حقیقت عمل کننده است. لذا خداوند متعال در مورد پسر ناخلف حضرت نوح فرمود: «قالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِح . فرمود: اى نوح! او از اهل تو نیست. او عمل ناصالحى است » (هود:46). خدای متعال نفرمود او صاحب عمل ناصالح است؛ بلکه فرمود او خود، عمل ناصالح است. یعنی ذات او عین عملش و عملش عین ذاتش است. در فلسفه این حقیقت قرآنی را اتحاد عمل و عامل نامیده آن را با برهان عقلی اثبات می نمایند، که اشاره به برهان آن بخاطر سنگینی مقدماتش در این مقال مقدور نیست. طبق برخی انگاره های حکمت اسلامی که ملهم از متون دینی است از یک حیث عمل سازنده ی صورت ملکوتی آدمی است و از حیث دیگر هر کسی بر اساس صورت ملکوتی خویش عمل می کند. خداوند متعال می فرماید:« قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى شاکِلَتِه . بگو: هر کسی بر اساس ساختار وجودی خود عمل مى کند» (الإسراء:84) یعنی هر کسی بر اساس نیّت، درون مایه و باطن و ذات خویش عمل می کند. اگر باطنش انسان است، انسانی عمل می کند و اگر باطنش هنوز به رتبه ی وجود انسانی نرسیده در حدّ چهارپایان است و چون چهارپایان رفتار می کند. از اینروست که حضرت حقّ تعالی فرمود: « أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبیلا. آیا گمان مى برى بیشتر آنان مى شنوند یا مى فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراهترند.» (الفرقان:44) و باز فرمود: «… وَ الَّذینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَ یَأْکُلُونَ کَما تَأْکُلُ الْأَنْعامُ وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُم . … و آنان که کافر شدند از متاع زودگذر دنیا بهره مى گیرند و می خورند همانگونه که چهارپایان مى خورند، و سرانجام آتش دوزخ جایگاه آنهاست.» (محمد:12)
طبق این مبنای قرآنی که با براهین فلسفی نیز به اثبات رسیده است، عمل هر کسی ظهور باطن اوست. مومن و کافر هر دو غذا می خورند ولی مومن انسانی می خورد ولی کافر حیوانی می خورد. در ظاهر چه بسا کافر تمیزتر از مومن نیز بخورد ولی او می خورد چون گرسنه است ولی مومن می خورد تا بندگی خدا کند. لذا مومن اوّلاً به حلال و حرام غذا و ثانیاً به طهارت و نجاست آن توجّه دارد. و ثالثاً آن را با نام خدا و به اذن او می خورد. و رابعاً آن را می خورد برای اینکه در مسیر الهی گام بردارد. مومن چنین می کند چون ذاتش الهی است و کافر چنان می کند چون ذاتش هنوز حیوان است.
حال اگر کسی چشم بصیرت داشته و باطن عالم را ملاحظه نماید در همین دنیا هنگام غذا خوردن کافر مشاهده می کند که حیوانی در حال خوردن کثافات است. و مومن را وجودی فرشته گون می بیند که غذایی نورانی تناول می کند. دیگر اعمال انسانها نیز به همین صورت است. برای مثال وجود انسانی محال است غیبت کند. آنکه غیبت می کند ابتدا به حدّ سگان تنزّل می کند و آنگاه غیبت را که حقیقتش گوشت مردار خوردن است ارتزاق می کند. لذا تجسّم عمل اختصاص به آخرت ندارد، بلکه هر لحظه که انسان عملی انجام می دهد همان دم بین عمل و عامل یک نحوه اتّحاد و سنخیّت وجودی برقرار است، لکن پرده های غفلت مانع از دید افراد عادی است. امّا اولیای الهی هم اکنون نیز حقیقت امر را مشاهده می کنند. « إِنَّ الَّذینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فی بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعیرا. کسانى که اموال یتیمان را به ظلم و ستم مى خورند، جز این نیست که آتش مى خورند؛ و بزودى در شعله هاى آتش(دوزخ) مى سوزند. (النساء:10). اهل ظاهر وقتی این آیه را می خوانند چنین می پندارند که خوردن آتش در آخرت خواهد بود؛ در حالی که کلام خدا صریح است که همین الآن در حال خوردن آتشند و در آینده (بعد از مرگ) نیز در شعله هاى آتش(دوزخ) مى سوزند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

دکمه بازگشت به بالا