قسمت نوزدهم سریال حکم رشد

قسمت نوزدهم سریال حکم رشد

قسمت نوزدهم سریال حکم رشد

قسمت نوزدهم سریال حکم رشد

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال حکم رشد را هر شب بعد از پخش می توانید در این مطلب مطالعه نمایید. با ما همراه باشید.


خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال حکم رشد از شبکه سه

سریال حکم رشد یک ملودرام پلیسی و‌ خانوادگی است که به موضوعات فرهنگی و آسیب‌ های اجتماعی توجه ویژه دارد. خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال حکم رشد را هر شب بعد از پخش می توانید در این مطلب مطالعه نمایید.

خلاصه داستان قسمت شانزدهم سریال حکم رشد

ذبیح در حال بردن همکارش که سرش در دعوای بین آدم های غلام و افشین کافر آسیب دیده را به خانه می رساند و می گوید حسابی مراقب خودش باشد تا به کار هایشان برسند. نصیر همکار ذبیح به خانه می رود اما داخل حیاط باندپیچی سرش را باز می کند تا زن و بچه هایش نگران نشوند که میترا همسرش با دیدنش حسابی نگران می شود و او سریع آرامش می کند و به داخل می روند که می بیند خانواده اش برای تولدش سوپرایزش کرده اند و حسابی شوکه و خوشحال می شود. سرهنگ پاشا به خانه می رود که زهره را در حیاط می بیند. زهره از او می پرسد تو از کی می دونستی غلام زن و بچه داره و بعد هم ماجرای دزدی گوشی سلیم را تعریف می کند ازش می خواهد که سر به سر سلیم نگذارد.

خلاصه داستان قسمت پانزدهم سریال حکم رشد

ذبیح در اداره پلیس مشغول کار است که بر روی گوشی اش پیام می آید و با دیدن عکس غلام و محبوبه بهم می ریزد و به سرعت به خانه محبوبه می رود. محبوبه بیرون می آید و تلاش می کند که هی حلقه دستش را نشان بدهد و غلام هم پشت سر او بیرون می آید، ذبیح می گوید اومدم بهت اطلاع بدم که اگه خلاف بری تو رو هم دستگیر می کنم و می رود. بعد از رفتن ذبیح، غلام برای این که همه چیز طبیعی تر باشه تصمیم می گیرد محبوبه را با خودش به خانه اش ببرد و او هم از خدا خواسته چشم می گوید…

خلاصه داستان قسمت چهاردهم سریال حکم رشد

نوید ۵۹ از نقطه ضعف ذبیح که مامان توران است، استفاده می کند و به او التماس می کند که هر طور شده از محل بره تا غلام مریضیشو دوا درمون کنه و چند سال بیشتر زنده بمونه… ذبیح به همراه نوید ۵۹ به خانه غلام می رود و با او حرف می زند و از بچگی هاش می گه و می خواهد غلام رو راضی کنه درمانش و شروع کنه، غلام روی خوش بهش نشون نمیده که ذبیح هم دست بالا می گیرد و می گوید که از فردا همه چی عوض میشه و بهتره درمانتو شروع کنی می خوام وقتی بهت دستبند می زنم قوی باشی نه حریفی که هیچ قدرتی نداره…

خلاصه داستان قسمت سیزدهم سریال حکم رشد

غلام با رسیدن نوید ۵۹ او را بغل می کند و می گوید افشین کافر را زدم و حسابی خوشحالی می کند. پلیس ها برای بازجویی و پیگیری پرونده افشین به بیمارستان رفته اند، اما او می گوید که نه شکایتی دارم نه می دونم کی این بلا رو سرم آورده اما پلیسی که با او حرف می زند، می گوید این پرونده باز هست تا تحقیقات کامل شود. افشین به یکی از نوچه هایش می سپارد که چشم از غلام برندارد و حواسش باشد که همان لحظه زیبا با عصبانیت از راه می رسد و چند تا فوش نثار نوچه های بی خاصیتش می کند.

خلاصه داستان قسمت دوازدهم سریال حکم رشد

ذبیح خودش زنگ در خانه غلام را می زند تا دستگیرشان کند. غلام به سلطان التماس می کند که برود و خودش را نجات دهد. با جواب ندادن آن ها پلیس ها از بالای دیوار به داخل می روند. نوید ۵۹ به منصور می گوید که غلام را روی دوشش بیاندازد و از در پشتی و مخفی خانه غلام فرار می کنند. پلیس ها بعد از گشتن کل خانه با دست خالی از آن جا می روند. نوید ۵۹ به داخل خانه می رود و به خواهرش و مامان توران می گوید غلام داره می میره و الان به شما نیاز داره که حسابی نگران می شن و به سراغش می روند.

خلاصه داستان قسمت یازدهم سریال حکم رشد

سودابه به داخل خانه غلام رفته است که منصور و نوچه های غلام را می بیند و پشت دیوار قایم می شود. بعد از رفتن آن ها خودش را به سلطان می رساند و بهش کارت بانکی را می دهد و ازش می خواهد که فرار کند تا دست افشین و زیبا بهش نرسد. سلطان به حرف های سودابه گوش نمی دهد و می گوید غلام به من پناه داده به آدم فروش پناه داده توام هر چه سریعتر برو از این جا بیرون… فراز به همراه یک نفر دیگر دم یک آرایشگاه رفته است و به صاحبش می گوید که از غلام برایت خبر آوردم و به داخل می رود و به خاطر آدم فروشی او را کتک می زند که مامور ها سر می رسند.

خلاصه داستان قسمت دهم سریال حکم رشد

ذبیح در خانه فراز را می بیند و یقه اش را می گیرد که به ذبیح التماس می کند چیزی به مادرش نگوید و او هم بهش فرصت می دهد تا هر چی از اراذل و اوباش محله می داند به او بگوید اگر نه حسابش را می رسد. ذبیح در حیاط خانه نشسته است که زهره به کنارش می رود و باهاش شروع به صحبت می کند تا هم خستگی اش در شود هم باهم درد و دل کنند. نوید در خیابان با موتور می رود و مشخص است که حسابی نگران زندگی خواهرش است.

خلاصه داستان قسمت نهم سریال حکم رشد

محبوبه می گوید همه این کار ها رو به خاطر چزوندن ذبیح انجام می دم و برای هیچ کدومش خجالت نمی کشم و انقدر اسم ذبیح را می آورد که غلام کلافه می شود و می گوید حالم از اسم ذبیح بهم می خورد و خودمم ازش داغ دارم. محبوبه اصرار می کند که هر طور شده به صورت اسمی به این کار رضایت بده اما غلام می گوید حتی اگر منم راضی بشم، مامان توران رضایت نمی دهد که محبوبه با شاخ و شونه کشیدن او را وادار به سکوت می کند و می گوید آب رو آتیشی که ذبیح تو دلم روشن کرده باش و اگر نکنی خیلی بی رحم می شم و تورو هم آواره زندون می کنم، تو و ذبیح هر دو تون شوهر منو کشتید و می رود.

خلاصه داستان قسمت هشتم سریال حکم رشد

زهره ماشین گرفته تا به مراسم هاشم برود، مامان توران را صدا می کند که ذبیح هم از پله ها پایین می رود تا با آن ها برود که مامان توران و زهره کمی دست دست می کنند اما در آخر به او می گویند که مراسم خانه غلام است و سلیم هم دیشب همان جا مونده است. ذبیح وا رفته روی مبل می نشیند و آن ها نیز حرکت می کنند و می روند، بعد از مدتی ذبیح خودش به تنهایی می رود که به محض ورود کنار بچه هاشم می نشیند که محبوبه شروع به سر و صدا می کند و غلام جلویش می ایستد و از ذبیح می خواهد که بیرون برود، جمع بهم می ریزد که مامان توران به ذبیح علامت می دهد تا برود و سلیم به دنبال پدرش می دود تا سوئیچ ماشین را به او بدهد و بعد از رفتن او مراسم تشییع جنازه هاشم برگزار می شود.

خلاصه داستان قسمت هفتم سریال حکم رشد

نوید ۵۹ از زندان آزاد شده است و به غلام می گوید که باید بیشتر حواسش به محل باشد و کمتر دم پر او پیدایش شود اما ۵۹ نگران اومدن ذبیح و با غلام سر رفتن و موندن کل کل می کند که منصور از راه می رسد و خبر فوت هاشم شوقی را به غلام می دهد. منصور به غلام می گوید که هاشم در محل با ماشین تصادف کرده و مرده است.

خلاصه داستان قسمت ششم سریال حکم رشد

ذبیح در حیاط خانه ایستاده است که زهره به کنارش می رود و با هم سوار ماشین می شوند تا داخل ماشین حلیم بخورند که سلیم اذیت نشود، ذبیح شروع به صحبت می کند تا زهره را راضی به پذیرفتن حکمش کند. زهره قول می دهد که پشت ذبیح بایستد اما با این وجود باز هم نگران حال مامان توران است. ذبیح پیشنهاد می دهد که خانه شان را به همان محل ببرند که زهره عصبی می شود و حسابی نگران ذبیح است که مبادا کشته شدنش را ببیند.

خلاصه داستان قسمت پنجم سریال حکم رشد

غلام سعی می کند مانع داخل شدن ذبیح بشود و به محضی که فراز فراری میشه ذبیح به دنبالش می دود اما پیدایش نمی کند. غلام به کلانتری احضار شده است اما با پررویی و برخورد درست با ذبیح از اون جا نجات پیدا می کنه و در آخر می گوید من از ذبیح شکایتی ندارم که باعث عصبانیت همکار ذبیح می شود.

خلاصه داستان قسمت چهارم سریال حکم رشد

سایه همسر غلام روی تاب کنار استخر در حیاط نشسته است که غلام به کنارش می شود و سایه شروع به حرف زدن می کند و پای عشق قدیمی غلام را به میان می کشد و با هم شروع به بحث می کنند اما غلام می گوید که این قصه تموم شده و برای این که شما در امان باشید زیاد نمیام… سایه از مامان توران و ذبیح حرف می زند که غلام عصبی می شود و می گوید ذبیح مامان توران و به من می بازه و به سمت پسرش که به حیاط آمده می رود و او را بغل می کند و بعد از مدتی می رود.

خلاصه داستان قسمت سوم سریال حکم رشد

آقایی روی صندلی چرخدار نشسته است و حالش حسابی گرفته است که شخص دیگری به اسم افشین کافر که او را داداش خطاب می کند، می گوید امروز روی سر غلام آوار میشیم تا کسی جای شما را در این محل نگیرد و بهش امیدواری می دهد.

خلاصه داستان قسمت دوم سریال حکم رشد

ذبیح به اتاق پسرش رفته و می خواهد با او حرف بزند که مشغول بازی می بیندش و تحریکش می کنه تا با هم مچ بندازند و بخاطر این که به او ترحم نکند، مچش را می خوابوند و بعد از آن او را در آغوش می کشد. سلیم پسرش در آغوش پدرش از شرایط بیماری اش گله می کند و بعد از کمی بغض درباره غم داغ عمو خسرو و عمو محسن سوال می کند که ذبیح می گوید غم هر دو به نحوی منو درگیر کرده و تو خاطرات گذشته خسرو بعد از کلی اجرای نمایشی روی دیوار مرگ که کف زمین غرق در خون بود را مرور می کند و شروع به توضیح برای پسرش می کند.

خلاصه داستان قسمت اول سریال حکم رشد

مردی که چهره اش مشخص نیست، کلاه کاسکتش را روی صورتش می گذارد و سوار بر موتورش بر روی یک دیوار چوبی که به آن دیوار مرگ هم می گویند حرکت می کند. بعد از مدتی خسته می شود و سر جایش می نشیند که گوشی همراهش زنگ می خورد و کسی آن طرف خط می گوید ردش را زدیم و حکم تیرش آمده است که مرد بعد از شنیدن این حرف ها گوشی اش را قطع می کند و می رود.

قسمت نوزدهم سریال حکم رشد

  • مطلب جدید
  • 5 ژوئن 2022
دکمه بازگشت به بالا