رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد حامد عسکری

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد حامد عسکری

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد حامد عسکری را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

غزل معاصر

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد

دلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد

در اوّل آسایش مان سقف فرو ریخت

هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد

زخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداوند

اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد

آنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک،

شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شد

با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد

با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد

ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم

یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد

جان را به تمنّای لبش بردم و نگرفت

گفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد

یک عمر به سودای لبش سوختم و آه

روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد

یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر

رفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد

با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت

مصداق همان وای به حال دگران شد

حامد عسکری

منبع مطلب : ghazal-moaaser.blogfa.com

مدیر محترم سایت ghazal-moaaser.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد. – دیدچه

مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

دانلود ویدیو

منبع مطلب : didche.ir

مدیر محترم سایت didche.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

غزل خوانی از حامد عسکری

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

دکمه بازگشت به بالا