دستان پنهان پنتاگون در ساخت فیلم ضدایرانی «تاپ گان: ماوریک» / ارتش آمریکا چگونه با همدستی هالیوود به دنبال احیای دروغین وجهه نیروهای مسلح خود است؟ ‌+ سند

فیلم سینمایی «تاپ گان ۲» پس از انعقاد قرارداد میان هالیوود و پنتاگون تولید شده و نیروی دریایی اصرار داشته که در ازای دسترسی پارامونت به تجهیزات نظامی، «نکات کلیدی» مدنظرش در فیلم گنجانده شوند.

سرویس جنگ نرم مشرق – فیلم «تاپ گان: ماوریک» که اخیراً روی پرده سینماهای آمریکا رفته است، دنباله فیلم «تاپ گان» (۱۹۸۶) است که تام کروز در آن نقش سروان پیتر ماوریک میچل، مربی خلبانی برنامه آموزشی ممتاز نیروی هوایی ایالات متحده تحت عنوان «تاپ گان» را بازی می‌کند.

سرنخ‌های ضدایرانی بودن تاپ گان ۲

داستان این فیلم ۳۶ سال پس از وقایع فیلم اصلی اتفاق می‌افتد. ماوریک در این فیلم با گذشته خود روبرو می‌شود، و در حالی که گروهی از خلبانان جوان را آموزش می‌دهد که فرزند صمیمی‌ترین دوست وی که در فیلم اول کشته شد نیز در میان آنهاست، باید بر تردیدها و بحران‌های روحی خود غلبه کند.

با وجودی که هیچ‌کدام از شخصیت‌های «تاپ گان: ماوریک» هرگز از دشمن آمریکا در این فیلم نامی نمی‌برند، اما سرنخ‌هایی که در فیلم گنجانده شده نشان می‌دهد که دشمن به احتمال زیاد ایران باشد.

هنگامی که فرماندهان ماوریک مأموریت وی را برای اولین بار برایش تشریح می‌کنند، به او می‌گویند که دشمن «تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم» دارد که به زودی از آن برای «تولید تسلیحات هسته‌ای» بهره‌برداری خواهد کرد، و به همین دلیل هم ایالات متحده و «ناتو» قصد دارند جلوی آن را بگیرند.

دانلود سند قرارداد وزارت دفاع آمریکا با کمپانی پارامونت پیکچرز برای ساخت فیلم تاپ گان ۲

حمایت پنتاگون فقط در صورت دخالت در فیلمنامه

فیلم سینمایی «تاپ گان: ماوریک» در گیشه بسیار موفق بوده به طوری که یگان‌های نیروی دریایی و نیروی هوایی در سرتاسر آمریکا اقدام به راه‌اندازی غرفه‌های عضوگیری در داخل سالن‌های سینما کرده‌اند، به این امید که افرادی که مبهوت تماشای مانورهای هوایی سریع شده‌اند را به استخدام ارتش این کشور دربیاورند. اما اسناد به‌دست‌آمده ذیل قانون آزادی اطلاعات نشان می‌دهند که این فیلم سینمایی صرفاً پس از انعقاد قرارداد میان هالیوود و پنتاگون تولید شده و نیروی دریایی اصرار داشته که در ازای دسترسی گسترده کمپانی تولید فیلم به سخت‌افزارهای نظامی، «نکات کلیدی» مدنظرش در فیلم گنجانیده شوند.

احیای وجهه نیروهای مسلح در پی جنگ‌های ناموفق متعدد

تام سکر روزنامه‌نگار تحقیقی و مؤلف کتاب «سینمای امنیت ملی: شواهد شوکه‌کننده جدید دال بر کنترل دولت بر هالیوود» یکی از کسانی است که اطلاعات مزبور را به دست آورد. سکر توضیح داد که فیلم «تاپ گان: ماوریک» با یک رسالت واضح و آشکار ساخته شده است: «این فیلم حول محور احیای وجهه نیروهای مسلح در پی جنگ‌های ناموفق متعدد می‌چرخد. فیلم همچنین وجهه خلبان‌هایی که در قالب یک مأموریت رزمی واقعی به پرواز درمی‌آیند را ارتقا می‌دهد ــ امری که در این دوران حملات هوایی در ارتفاع بالا و جنگ پهپادی به ندرت اتفاق می‌افتد. فیلم کمک می‌کند تا توجه عموم از خلبان‌های پهپاد که از فلاکت و هول و هراس ذاتی شغلشان سخن گفته‌اند، منحرف شود.»

فیلم سینمایی «تاپ گان: ماوریک» در ادامه فیلم دهه ۱۹۸۰ با عنوان «تاپ گان» ساخته شده و داستان پت «ماوریک» میشل را ۳۰ سال پس از آن روزها شرح می‌دهد. او اکنون در قامت یک خلبان یاغی و قانون‌گریز مشغول تعلیم بهترین خلبانان جوان نیروی دریایی است تا آنها را برای یک مأموریت مخفیانه به منظور بمباران تأسیسات غنی‌سازی اورانیو، [مکانی که تلویحاً در ایران قرار دارد آماده کند. ماوریک در عوض نشان می‌دهد که هنوز هم بهترین خلبان است و خود شخصاً برای مأموریت انتخاب می‌شود.

نقش پنتاگون در بازبینی مضمون فیلمنامه

قرارداد تولید فیلم میان وزارت دفاع و کمپانی پارامونت پیکچرز آشکارا به منزله یک معامله است. پنتاگون در ازای ارائه همه نوع پشتیبانی فنی و دسترسی به تجهیزات و پرسنل نظامی این امکان را پیدا کرد تا «یک افسر ارشد را جهت بازبینی مضمون فیلمنامه با همکاری بخش روابط عمومی و گنجانیدن نکات کلیدی مهم مرتبط با جامعه هوانوردی منصوب کند.»

احساس سکر این بود که پی بردن به این نکات کلیدی کار چندان سختی نیست. در سرتاسر فیلم عبارت «مسئله هواپیما نیست؛ مسئله خلبان است» استفاده می‌شود. این در شرایطی است که نیروهای مسلح آمریکا با کمبود مبرم خلبان دست‌وپنجه نرم می‌کند ــ مسئله‌ای که با تصاویر فریبنده آدم‌های بی‌پروا و میگسار فیلم که از زندگی پرانرژی و شادابی برخوردارند، همخوانی ندارد.

 آگهی تبلیغاتی دو ساعته برای نیروی مسلح آمریکا

اساساً، فیلم سینمایی مزبور به منزله یک آگهی تبلیغاتی دو ساعت و ۱۱ دقیقه‌ای برای نیروی مسلح است. یک مسئول عضوگیری در گفتگو با فاکس‌نیوز در این باره اظهار داشت: «ما می‌خواهیم فرصت را غنیمت بشماریم و نه تنها با فیلم و تفکر خدمت نظامی ارتباط برقرار کنیم، بلکه این حقیقت را بیان کنیم که دارای فرصت‌های شغلی هستیم و مسئولان عضوگیری منتظر مراجعان هستند.»

راه‌اندازی مجدد ماشین نظامی آمریکا

راجر استال استاد ارتباطات در دانشگاه جورجیا معتقد است که فیلم‌های سینمایی نقش مهمی در ارتقای وجهه نیروهای مسلح در داخل و خارج ایفا می‌کنند. او در این باره بیان داشت: «برنامه‌ریزان سیاست خارجی سکوت عموم مردم در قبال صدور مجوز مداخله نظامی در دهه ۸۰ را «سندروم ویتنام» نام نهادند. فیلم «تاپ گان» درست به موقع از راه رسید تا این وجهه را بزداید و مسیر را برای یک نگرش خوشایندتر و مبتنی بر فناوری‌های پیشرفته در قبال امپریالیسم و نهایتاً جنگ خلیج فارس هموار سازد. فیلم «تاپ گان: ماوریک» نیز در مقطع مشابهی در سایه جنگ عراق و افغانستان از راه رسیده است. ما احتمالاً به نحو مشابهی شاهد راه‌اندازی مجدد ماشین نظامی آمریکا خواهیم بود.»

انبوهی از سخت‌افزارهای نظامی

در قالب بیش از ۱۰۰ صفحه قرارداد، تشکیلات نظامی پذیرفت که به پارامونت پیکچرز اجازه دسترسی به انبوهی از گرانقیمت‌ترین سخت‌افزارهایش را بدهد و در ازای آن از کنترل چشمگیری در خصوص ویرایش محتوا و لحن فیلم برخوردار شود ــ سازوکاری که در فضای امروز امری رایج و معمول است.

فیلم «تاپ گان: ماوریک» در شماری از لوکیشن‌های نظامی در داخل آمریکا فیلمبرداری شد. این لوکیشن‌ها از جمله پایگاه‌های هوایی مملو از جدیدترین جت‌های جنگی و عرشه دو ناو هواپیمابر هسته‌ای «یواس‌اس تئودور روزولت» و «یواس‌اس آبراهام لینکلن» را شامل می‌شدند. کمپانی تولید فیلم همچنین اجازه یافت یک جت اف ـ ۱۴ تامکت قرض کند و از شماری از بالگردها بهره بگیرد. با این حال، ستاره فیلم همانا هواپیمای اف/ای ـ ۱۸ ئی/اف سوپر هورنت است و بازیگرانی که نقش خلبان‌ها را ایفا می‌کنند، یک برنامه تعلیمی جامع و سخت را پشت سر گذاشته‌اند. کمپانی تولید فیلم اجازه یافته تا دوربین‌هایی را همه‌جا در داخل و بیرون هواپیما نصب کند.

وزارت دفاع عملاً در خصوص بازیگران فیلم از حق وتو برخوردار بود

بعلاوه، نیروی دریایی پذیرفت که «با استفاده از هواپیماهای نیروی دریایی و هوانوردان نیروی دریایی از صحنه‌های پرواز پشتیبانی به عمل بیاورد» و «به پرسنل مشغول خدمت اجازه دهد تا حین خدمت در فیلم ظاهر شوند.» این پرسنل شامل خلبانان، پرسنل زمینی، و ملوانان حاضر بر عرشه ناوهای نیروی دریایی می‌شدند.

در راستای جذاب‌تر کردن معامله، از گروه نمایش هوایی فرشته آبی خواسته شد تا یک پرواز نمایشی برای کمپانی تولید فیلم به اجرا بگذارند.

کمپانی پارامونت همچنین اجازه یافت یونیفرم‌های نظامی خریداری کند. با این حال، وزارت دفاع عملاً در خصوص بازیگرانی که در فیلم حاضر می‌شدند، از حق وتو برخوردار بود. همانگونه که در قرارداد آمده است:

«کمپانی تولید فیلم بازیگران، هنروران، هنرپیشه‌های بدل، و پرسنل بدلکاری که ایفاگر نقش پرسنل نظامی هستند را متناسب با مقررات خدمات نظامی مرتبط با سن، قد، وزن، یونیفورم، آماده‌سازی، ظاهر، و معیارهای رفتاری انتخاب خواهد کرد. در صورتی که اختلاف‌نظرها در رابطه با ابعاد نظامی این تصویرسازی‌ها ظرف ۷۲ ساعت از طریق مذاکره میان کمپانی تولید فیلم و وزارت دفاع حل‌وفصل نشوند، وزارت دفاع حق به تعلیق در آوردن پشتیبانی را برای خود محفوظ می‌داند. افسر پروژه وزارت دفاع دستورالعمل مکتوب مربوط به هر یک از خدمات نظامی که به تصویر کشیده می‌شوند را ارائه خواهد کرد.»

نظارت و اعمال نظر شدید پنتاگون در مراحل مختلف تولید فیلم

این ربطی به ابعاد فنی ندارد. وزارت دفاع شدیداً از وجهه خود در رسانه‌ها محافظت می‌کند، تا به آنجا که تهدید کرد که تولید فیلم سینمایی «دوازده نیرومند» (۲۰۱۸) را کاملاً متوقف می‌کند، صرفاً به این خاطر که کمپانی تولید فیلم قصد داشت برخی از سربازان آمریکایی را با ریش و/یا خالکوبی به تصویر بکشد.»

با این حال، چنین چیزی با سختگیرانه‌ترین شرطی که ضمیمه قرارداد شده است، بسیار فاصله دارد. برای مثال، در بند ۸ سند قید شده که وزارت دفاع متن اولیه فیلمنامه «تاپ گان: ماوریک» را تائید کرده و بنابراین:

«کمپانی تولید فیلم باید در خصوص هرگونه تغییرات اساسی متعاقب که در مورد تصاویر یا صدای اثر اعمال می‌شوند، رضایت قبلی وزارت دفاع را قبل از نمایش عمومی فیلم کسب کند.»

فقط این نیست. کمپانی پارامونت باید «افسر پروژه وزارت دفاع را در این تغییرات مشارکت دهد، از جمله در تغییراتی که در مراحل پس از تولید اعمال می‌شوند.»

هر فیلمی که مطابق خواسته وزارت دفاع نباشد، در لیست سیاه قرار می‌گیرد

در قالب یکی از تدابیر کنترلی نهایی، در بند ۱۹ قرارداد قید شده که کمپانی تولید فیلم باید محصول نهایی فیلم را در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد و به وزارت دفاع اجازه دهد تا «تائید کند که لحن سکانس‌های نظامی با فیلمنامه مورد توافق همخوانی دارد» و «در صورتی که وزارت دفاع به این نتیجه برسد که محتوای اثر مؤید نگرانی‌های پیش‌گفته است، مراتب را به کمپانی تولید فیلم اطلاع می‌دهد و کمپانی تولید فیلم محتوای مورد نظر را از اثر حذف می‌کند.» به عبارت دیگر، وزارت دفاع در روند نگارش و تهیه فیلم مشارکت دارد.

در صورتی که کمپانی پارامونت این قرارداد را نقض کند، مفاد مربوطه واضح و مشخص هستند. در قرارداد قید شده که نیروهای مسلح بطور دائمی مجوز استفاده از هرگونه تصاویر از جمله پرسنل یا تجهیزاتش را لغو می‌کند و فیلم بلافاصله تعطیل می‌شود. گذشته از این، وزارت دفاع خاطرنشان کرده که «درخواست‌ها در خصوص ارائه پشتیبانی در آینده… نیز ممکن است رد شوند.» به بیان ساده‌تر، هر کسی که فیلمی بسازد و تک تک شات‌های مربوط به صحنه‌های آن مطابق خواسته وزارت دفاع نباشد، در لیست سیاه قرار می‌گیرد.

تلاش برای پنهان کردن نقش پنتاگون در تولید فیلم

به‌رغم آنکه نیروهای مسلح عملاً در نگارش و تهیه فیلم مشارکت دارد، در قرارداد قید شده که میزان مشارکت نیروهای مسلح باید کم‌اهمیت شمرده شود. در بند ۲۱ الف آمده که در راستای اشاره به نیروهای مسلح در پایان فیلم صرفاً این عبارت نشان داده می‌شود: «با تشکر ویژه از وزارت دفاع آمریکا». پنتاگون بی‌شک می‌داند که اگر حضار در سینما متوجه شوند که «تاپ گان: ماوریک» صرفاً یک فیلم تبلیغاتی چند ساعته تولید نیروهای مسلح بوده است، به ارزش تبلیغاتی آن لطمه وارد می‌شود.

«با تشکر ویژه» یک عبارت رایج است که وزارت دفاع به منظور پنهان کردن نقش راستین خود در هالیوود بکار می‌گیرد. فیل استراب رابط پنتاگون در هالیوود بین سال‌های ۱۹۸۸ تا ۲۰۱۸ احتمالاً بانفوذترین فرد در صنعت سرگرمی بود. از «مرد آهنی»، «جیمز باند»، «پارک ژوراسیک»، و «تراتنسفورمز» گرفته تا فیلم‌های پرطرفداری نظیر «آپولو ۱۳»، «گودزیلا»، «سقوط شاهین سیاه» و «من افسانه‌ام»، رزومه استراب به اندازه رزومه اسپیلبرگ پربار است. با وجود این، به ندرت از او به‌جز با عبارت «با سپاس ویژه» تقدیر می‌شود، به‌رغم آنکه اسناد نشان می‌دهند که او فیلمنامه‌ها را نگارش و بازنویسی کرده تا با رسالت پنتاگون سازگاری یابند.

واقعیت شوم و متناقض با ادعاهای پنتاگون

پنتاگون هنگامی که در خصوص مداخله در هالیوود سؤال‌پیچ می‌شود، بر این نکته پافشاری می‌کند که صرفاً می‌خواهد مطمئن شود که نیروهای مسلح تا حد امکان واقع‌بینانه به تصویر کشیده می‌شوند. در حقیقت، در قرارداد تولید «تاپ گان: ماوریک» قید شده که رابط‌های پنتاگون حضور دارند تا «دیالوگ‌ها را سر صحنه ارائه دهند و صحنه‌های اکشن را بطور دقیق ترسیم کنند.» کروز که نقش پت «ماوریک» میشل را بازی می‌کند نیز نظر مشابهی داشت و گفت که درخواستش این بوده که «فیلم باید تا حد امکان واقعی باشد.»

با وجود این، منطق فیلم ــ اینکه ایران مشغول ساخت سلاح هسته‌ای است و نیروهای مسلح آمریکا مجبور می‌شود ظرف چند روز طرحی برای بمباران آن کشور تهیه کند ــ به خودی خود مضحک به نظر می‌رسد. ماوریک خودش غالباً قوانین نیروی دریایی را به طرز فاحشی زیر پا می‌گذارد، از دستورات افسران ارشد سرپیچی می‌کند، و هواپیما می‌دزدد ــ امری که هرگز قابل‌تحمل نیست. گذشته از این، شماری از شیرین‌کاری‌های آکروباتیک دیوانه‌وار در فیلم موجود است که ظاهراً بخشی از برنامه تعلیمی ماوریک هستند، از جمله در یکی از آنها ماوریک مستقیماً به شکل عمودی با هواپیمای خود از بین هواپیماهای دو تن از شاگردانش عبور می‌کند، در حالی که درست چند اینچ با برخورد هر سه هواپیما و کشته شدن همه آنها فاصله است. چنین چیزی حتی در قالب فعالیت‌های روزمره و طرح‌ریزی‌شده گروه فرشته‌های آبی نیز امری بسیار خطرناک است، چه برسد به اینکه بخشی از برنامه آموزش خلبان‌ها باشد.

فریب مردم آمریکا برای استخدام در ارتش آمریکا

سکر می‌گوید که «تاپ گان: ماوریک به قطع یقین فیلم دقیقی نیست.» او در این باره اظهار داشت: «منطق فیلم ــ درست همانند نسخه قبلی آن ــ با دنیای واقعی همخوانی ندارد. اما اینکه گفته شود که افسران رابط در آنجا حضور دارند تا هالیوود را در راستای به تصویر کشیدن صادقانه واقعیات یاری دهند، درست مثل این است که بگویند سلبریتی‌ها شرکت‌های روابط عمومی/مدیریت بحران را استخدام می‌کنند تا از اطلاع‌رسانی صادقانه نزد عموم مردم مطمئن شوند.»

تونی اسکات کارگردان فیلم «تاپ گان» قبل از مرگش احساس گناه می‌کرد از اینکه فیلمی ساخته که زندگی نظامی را پرزرق‌وبرق جلوه می‌دهد. او در این باره با دریغ و افسوس اظهار داشت:

«همه این بچه‌ها باید از من بیزار باشند، چرا که همه آنها با این تصور نام‌نویسی کردند که قرار است به‌عنوان خلبان جنگنده سرتاسر دنیا را درنوردند، اما در نهایت از طبقه منفی یازده یک ناو هواپیمابر مزخرف وسط اقیانوس هند سر درآوردند.»

با وجود این، واقعیت این شغل و حرفه نه فقط ملال‌آور، بلکه مبهم و خاکستری است. اختلال استرس پس از سانحه و خودکشی به ویژه از تبعات رایج این شغل و حرفه هستند، چرا که خلبانان قرار است حجم زیادی از خرابی و ویرانی به بار بیاورند و برای کنار آمدن با این مسئله با خودشان کلنجار می‌روند.

یک ملوان نیروی دریایی آمریکا در حال عکس گرفتن در کنار تماشاگران سینما در بیرون سالن نمایش فیلم «تاپ گان: ماوریک»

۹۰ درصد قربانیان حملات پهپادی آمریکا غیرنظامی بوده‌اند

شهادت‌های ارائه‌شده توسط یک سری از افشاگران، تصویر به مراتب کم‌زرق‌وبرق و واقع‌بینانه‌تری از جنگ هوایی را ترسیم می‌کنند. دانیل هیل خلبان نیروی هوایی آمریکا اسنادی را به بیرون درز داده که نشان می‌دادند دولت اوباما فهرست مفصلی از کسانی که باید کشته می‌شدند را تهیه کرده و اینکه ۹۰ درصد قربانیان برنامه پهپادی آمریکا، حتی طبق اعداد و ارقام ارائه‌شده در قالب برنامه مزبور، غیرنظامی بوده‌اند. دفتر روزنامه‌نگاری تحقیقی تخمین زده که خلبانان پهپادهای آمریکایی بین ۴۱۲۶ تا ۱۰۰۷۶ نفر را فقط در افغانستان کشته‌اند.

براندون برایانت اپراتور پهپاد در نیروی هوایی آمریکا در این باره گفته است:

«هنگامی که نخستین تیر را شلیک کردم و مردم را کشتم، گرفتار غم و اندوه شدم، چرا که فکر نمی‌کردم هیچگاه در موقعیتی قرار بگیرم که مجبور شوم جان دیگران را بگیرم. احساس کردم که این کار روحم را نابود کرد… این مسئله مرا گوشه‌گیر کرده است. بی‌خوابی به سراغم آمد، چرا که خواب شغلم را می‌دیدم و نمی‌توانستم از آن بگریزیم.»

کشتار جنون آمیز خلبانان آمریکایی

با این حال، ویدئوی کشتار جانبی شاید شرم‌آورترین سندی باشد که به بیرون درز داده شده و واقعیات زندگی خلبانی را نمایان می‌سازد. در ویدئوی مذکور، خلبانان یک فروند بالگرد آپاچی آمریکا سنگدلانه بر روی جمعیت در بغداد آتش می‌گشایند و حداقل ۱۲ نفر از جمله دو خبرنگار رویترز را می‌کشند. در ادامه حمله، خلبانان حتی می‌خندند و به غیرنظامیانی که به کمک قربانیان آمده‌اند، شلیک می‌کنند. افشاگر و منتشرکننده این تصاویر به زندان رفت، اما آنهایی که نسخه‌ای پاستوریزه و پرزرق‌وبرق از زندگی نظامی ارائه داده‌اند، جزو گزینه‌های محبوب جهت دریافت جایزه اسکار سال جاری هستند.

هالیوود بازوی ماشین جنگی آمریکا علیه ایران

فیلم سینمایی «تاپ گان: ماوریک» در مقطعی تولید شده که آمریکا تحریم‌های غیرقانونی و مرگباری علیه ایران وضع کرده است. در اوایل سال ۲۰۲۰، دولت ترامپ [سردار] قاسم سلیمانی فرمانده ارشد و دولتمرد ایرانی را ترور کرد و چهره‌های بانفوذ در داخل آمریکا خواستار حمله هسته‌ای بی‌مورد به این کشور شده‌اند.

با وجود این، به هیچ‌یک از این موارد در فیلم مورد اشاره نشده و ماهیت قانونی حمله در فیلم زیر سؤال نرفته است. همانگونه که استال گفته است، فرض عموم بر این است که «آمریکا حق دارد حقوق بین‌الملل را زیر پا بگذارد و به هر دلیلی به هر کشوری حمله کند.» او گفت: «تصور کنید این فیلم در ایران ساخته می‌شد و موضوعش حمله به تأسیسات هسته‌ای اسرائیل یا آمریکا بود. کله آدم از اتهامات مطرح‌شده در قالب پروپاگاندای تندروها منفجر می‌شد.»

کنترل مستقیم پنتاگون و سیا بر بیش از ۲۵۰۰ فیلم سینمایی و برنامه تلویزیونی

بنابراین، فیلم «تاپ گان: ماوریک» با ترویج یک جامعه بسیار نظامی‌گرا همسویی دارد؛ جامعه‌ای که تقریباً به اندازه مجموع همه کشورهای دنیا پول خرج جنگ می‌کند. تجلیل از نظامی‌گری در همه‌جای آمریکا از رویدادهای ورزشی گرفته تا سالن‌های سینما مشاهده می‌شود و این امر به ستایش فرقه‌مآبانه از نیروهای نظامی می‌انجامد.

تشکیلات نظامی به سختی تلاش می‌کند تا از وجهه مثبتی برخوردار شود و متوجه شده که صنعت سرگرمی مایل به همکاری در این زمینه است. استال و سکر در جریان تحقیقات خود دریافته‌اند که پنتاگون و سیا کنترل مستقیم بر بیش از ۲۵۰۰ فیلم سینمایی و برنامه تلویزیونی داشته‌اند. این فهرست نه تنها فیلم‌های موفق نظامی نظیر «تک‌تیرانداز»، «پرل هاربر»، و «چند مرد خوب»، بلکه همچنین مجموعه‌ای از برنامه‌های سرگرم‌کننده نظیر «قیمت مناسب است»، «بت نوجوان»، و «نمایش آلن دو جنرس» را در بر می‌گیرد. یک قانون نانوشته می‌گوید اگر فیلمی را تماشا می‌کنید که نیروهای مسلح یا سازمان‌های امنیتی را به تصویر می‌کشند، در آن صورت نهادهای مزبور احتمالاً در تهیه اثر همکاری داشته‌اند، یعنی اینکه آنها خودشان مشخص کرده‌اند که چگونه باید نشان داده شوند.

افسران نیروی دریایی آمریکا در حال عکس گرفتن در کنار تام کروز در پایگاه هوایی جزیره وهیدبی

عدم حمایت از آثار ضدجنگ

تشکیلات نظامی درها را بر روی کارگردانان و تهیه‌کنندگان می‌گشاید و دسترسی رایگان یا ویژه به زرادخانه تجهیزاتی که به طرق دیگر قابل دسترسی نیست، دسترسی به پایگاه‌های نظامی به منظور فیلمبرداری، و استفاده از پرسنل نظامی در قامت هنرور و همچنین سایر مزایایی که در غیر این صورت پرهزینه و کمرشکن هستند را به آنها عرضه می‌کند. اما از قدیم گفته‌اند که پول حلال مشکلات است. پنتاگون هزینه سیاسی قابل توجهی در این راستا تحمیل می‌کند، چرا که اصرار دارد که جهت‌گیری خلاقانه و دورنمای فیلم سینمایی یا برنامه تلویزیونی تا حد امکان در حمایت از نیروهای مسلح باشد. آثار ضد جنگ نیازی نیست که درخواست دهند. اکثر کمپانی‌های تولید فیلم چنین آثاری را بلافاصله رد می‌کنند، چرا که نمی‌خواهند یک متحد قدرتمند را از دست بدهند.

صدها میلیون نفر در معرض پروپاگاندای حامی جنگ قرار دارند

بر این اساس، عرصه فیلم و تلویزیون در آمریکا به‌تدریج به یک مجموعه نظامی ـ سرگرمی تبدیل شده که در آن صدها میلیون آمریکایی حتی بدون آنکه خودشان بدانند، بطور مداوم در معرض پروپاگاندای حامی جنگ قرار می‌گیرند، پروپاگاندایی که توسط پنتاگون تأمین مالی می‌شود.

کروز در مقطعی از اینکه به بخشی از ماشین جنگ تبدیل شده است، احساس پشیمانی کرد. او در این خصوص به یک مجله آمریکایی گفت: «برخی از مردم احساسشان این بود که «تاپ گان» یک فیلم دست راستی به منظور تبلیغ نیروی دریایی است. خیلی از بچه‌ها فیلم را دوست داشتند. اما بچه‌ها باید بدانند که جنگ واقعاً اینگونه نیست و اینکه «تاپ گان» صرفاً به منزله چرخ‌وفلک‌سواری در شهربازی است. به همین دلیل بود که ادامه ندادم و فیلم‌های تاپ گان دو و سه و چهار و پنج را نساختم. چنین کاری غیرمسئولانه بود.»

تام کروز مسئول وقوع جنگ جهانی سوم خواهد بود؟

شاید اینکار غیرمسئولانه باشد، اما با توجه به اینکه کروز بخش چشمگیری از فروش جهانی فیلم در گیشه را به جیب می‌زند، حداقل به لحاظ مالی برایش جبران مافات می‌شود. فروش گیشه تاکنون بیش از ۹۰۰ میلیون دلار بوده است.

در پایان باید گفت: تام کروز در همان مصاحبه‌اش با لحنی حاکی از تأسف گفت که ممکن است «کاملاً مسئول وقوع جنگ جهانی سوم» باشد. با توجه به اقدامات همواره تهاجمی آمریکا در قبال ایران، این حرف کروز ممکن است درست از آب دربیاید.

منابع:

– https://www.spyculture.com/

– https://shadowproof.com/2022/05/26/how-pentagon-turned-top-gun-maverick-recruitment-pr-vehicle/

– https://www.latimes.com/opinion/story/2022-05-30/top-gun-maverick-memorial-day-tom-cruise-pentagon-propaganda

– https://www.visualcapitalist.com/u-s-military-spending-vs-other-top-countries/

– https://thediplomat.com/2013/12/why-the-us-shouldnt-nuke-iran/

– https://www.mintpressnews.com/in-redux-of-iraq-war-run-up-media-cheers-on-assassination-of-soleimani/263878/

– https://www.globaltimes.cn/page/202205/1266061.shtml

– https://variety.com/2022/awards/awards/top-gun-maverick-tom-cruise-oscars-awards-analysis-1235282190/

– https://www.youtube.com/watch?v=5rXPrfnU3G0

– https://www.thebureauinvestigates.com/projects/drone-war/charts?show_casualties=1&location=afghanistan&from=2015-1-1&to=now

– https://www.nytimes.com/2022/04/15/us/drones-airstrikes-ptsd.html

– https://www.npr.org/2017/04/24/525413427/for-drone-pilots-warfare-may-be-remote-but-the-trauma-is-real

– https://youtu.be/cxgHCYFeu0A?t=34

– https://www.imdb.com/name/nm0835243/

– https://youtu.be/cxgHCYFeu0A?t=34

صرافی ارز دیجیتال

منبع: مشرق

کلیدواژه: بازار خودرو
تحولات اوکراین
قیمت
پنتاگون
جنگ افروزی آمریکا
وزارت جنگ آمریکا
وزارت دفاع آمریکا
هالیوود
پروپاگاندا
جنگ طلبی آمریکا
ارتش آمریکا
تاپ گان
تاپ گان ۲
تاپ گان ماوریک
فیلم سینمایی
فیلم هالیوودی
صنعت فیلم آمریکا
صنعت فیلم هالیوود
تام کروز
فیلم ضد ایرانی
حمله به تأسیسات هسته ای ایران
خودرو
قیمت های روز در یک نگاه
حوادث
سلامت
کمپانی تولید فیلم
کمپانی پارامونت
نیروهای مسلح
نیروهای مسلح
فیلم سینمایی
نیروی دریایی
نیروی هوایی
نکات کلیدی
وزارت دفاع
قید شده
تام کروز
خلبان ها
هسته ای
تاپ گان

درخواست حذف خبر:

«آخرین اخبار ایران و جهان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.mashreghnews.ir دریافت کرده‌است، لذا
منبع این خبر، وبسایت «مشرق» بوده و سایت «آخرین اخبار ایران و جهان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۵۳۷۳۵۰۸ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۰۰۲۲۱۰۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «آخرین اخبار ایران و جهان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

کامیار محسنین: هالیوود در دست یهودی‌هاست/ دنبال داستان نباشید!

کامیار محسنین منتقد سینما ضمن مرور واکنش‌های گوناگون منتقدان در دوره‌های مختلف نسبت به فیلم «شکارچی گوزن» از دلایل ماندگاری و ارزش‌های سینمایی این فیلم گفت.

 به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، اولین جلسه از مرور فیلم‌های مریل استریپ بازیگر آمریکایی در سینماتک خانه هنرمندان ایران که روز دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱ برگزار شد، به نمایش فیلم «شکارچی گوزن» به کارگردانی مایکل چیمینو اختصاص داشت.

پس از نمایش فیلم، کامیار محسنین با اجرا و کارشناسی کیوان کثیریان به نقد و بررسی «شکارچی گوزن» پرداخت.

وی در ابتدای این نشست گفت: این فیلم درباره جنگ ویتنام است که طولانی مدت هم بود. جنگ ویتنام مهم‌ترین جنگ نیابتی است که در دوران جنگ سرد انجام شد زیرا ویتنام شمالی را برخی کشورها پشتیبانی می‌کردند و ویتنام جنوبی هم مورد حمایت برخی کشورهای دیگر بود، به همین دلیل در زمان جنگ سرد که هنوز ایدئولوژی‌ها کارکرد خود را داشتند، بحث درباره جنگ ویتنام به بحث درباره سرمایه‌داری می‌انجامید و ساخت چنین فیلمی نیز تاثیرگذار بود. از طرف دیگر وقتی به نقش آمریکا نگاه می‌کنیم، به اشتباه آمریکا پی می‌بریم که حضور مستقیم در این جنگ بود؛ به‌طوری که آمریکا نیروهای خود را به کار می‌بندد و در پاسخگویی به مردم خود دچار مشکل می‌شود. ضمن اینکه از زمان ریاست‌جمهوری کندی، دخالت آمریکا در ویتنام بیشتر شد و این کشور به شکل جدی وارد این عرصه می‌شود؛ عرصه‌ای که می‌تواند برایش گران تمام شود.

وی با مرور اتفاقات این جنگ بیان کرد: نگاه به کارنامه فیلمسازی یک کارگردان به ما نشان می‌دهد که چقدر فیلمسازان آمریکایی به موجب یک رویکرد دولتی در یک برهه زمانی محدود می‌شوند، کافی است به فیلم‌های دهه ۶۰ آمریکا نگاه کنیم و متوجه شویم چه فیلم‌هایی اسکار بهترین فیلم را می‌گیرند.

این منتقد بیان کرد: اتفاقاتی که در ویتنام می‌افتد، باعث می‌شود اعتراض در آمریکا معنای جدیدی به خود بگیرد و در قالب‌های مختلف عیان شود. این جریان در سینما هم تاثیر خود را می‌گذارد؛ به‌طوری که در سال ۱۹۶۷ یک فیلم جهت‌دار و ضد نژادپرستی جایزه می‌گیرد. با این حال موضوع جنگ ویتنام در سینمای آمریکا مغفول می‌ماند.

محسنین گفت: منتقدان مختلفی از جریان‌های گوناگون درباره این فیلم نظر داده‌اند، ایورت یکی از آنهاست، موضوعی که برای ایورت و منتقدان دیگر مطرح است و این فیلم را برای آنها نامفهوم و پر از ابهام می‌کند نوع واکنش شخصیت‌ها به شرایطی است که در آن هستند. منتقدان دو موضوع را مطرح می‌کنند؛ اینکه «شکارچی گوزن» توقع داستان‌گویی را برآورده نکرده و مدت زمان طولانی آن نمی‌گذارد بتوانند به راحتی فیلم را پیگیری کنند. موضوع دیگر پیوندهای مردانه فیلم است، همان چیزی که در فیلم‌های وسترن و سامورایی درباره آن بحث می‌کنند.

وی اظهار کرد: جبهه سینمای امروز انگلیس هم درباره این فیلم صحبت کرده‌اند، یک منتقد انگلیسی در جشن تولد ۳۶ سالگی فیلم گفت این فیلم و «اینک آخرالزمان» کاپولا از یک تمهید واحد استفاده می‌کند، «شکارچی گوزن» موضوعی را در فیلم به شکل فانتزی مطرح می‌کند، خود را درگیر جزئیات جنگ نمی‌کند و تاثیرگذاری را با همان مسائل فانتزی مطرح می‌کند، اگر در «اینک آخرالزمان» کشتار را با گوش دادن به موسیقی داریم، اینجا هم این تمهید را داریم که انگار وقت ویتنامی‌ها تنها صرف این می‌شده است که می‌خواهند با آمریکایی‌ها رولت روسی بازی کنند.

محسنین توضیح داد: برخی از منتقدان هم معتقد بودند این فیلم دستاوردهای آمریکا را به نمایش نمی‌گذارد و حقیقت تاریخی را مخدوش می‌کند؛ این همان جملاتی است که امروز هم راست افراطی مطرح می‌کند، البته چپی‌ها فیلم را دوست نداشتند و باور داشتند فیلم می‌خواهد مظلومیت آمریکا را نشان بدهد و تمام جنایت‌ها را به ویتنام شمالی نسبت دهد. یعنی وقتی شادمانی فیلم تمام می‌شود، وارد فضایی می‌شویم که دیوار صوتی شکسته می‌شود، وارد فضای جنگ می‌شویم و آن زمان است که بمب بر سر آدم‌های بی‌گناه ریخته می‌شود. در بخشی از این فیلم می‌بینیم که یک سرباز ویتنامی روی مردم بی‌گناه اسلحه می‌کشد، چپی‌ها معتقدند در این فیلم همه چیز یک جانبه است، بنابراین آنها اصلاً این فیلم را دوست نداشتند. پاولین کل هم می‌گوید فیلم در نهایت تبدیل به یک شعر عوام‌گرایانه می‌شود.

وی اظهار کرد: به نظرم وقتی امروز فیلم را می‌بینیم راحت‌تر با «شکارچی گوزن» مواجه می‌شویم و این پیش‌زمینه‌ها دیگر وجود ندارد من هم معتقدم در این فیلم اگر بخواهیم دنبال خط داستانی بگردیم ناامید می‌شویم. پرده اول فیلم تجربه جمعی اوقات خوش است، در تجربه جمعی، اول آدم‌هایی را می‌بینیم که باهم زبان مشترک دارند و با کوچک‌ترین حرکتی با هم همراه و شاد می‌شوند. در پرده دوم انگار تابلوی نقاشی از یک تجربه تلخ گروهی را می‌بینیم و در پرده آخر یعنی وقتی مایکل از جنگ برمی‌گردد با موقعیت‌های جدید رو به‌رو می‌شویم که دیگر جمعی نیستند، بلکه موقعیت‌های دو نفره هستند. در این موقعیت‌ها شاهد دو وضعیت هستیم؛ آدم‌هایی که کدهای جدید برای ارتباط دارند و آدم‌هایی که چون آن تجربه تلخ را از سر نگذراندند، نمی‌توانند با هم وارد ارتباط شوند، چون این رمزگان جدید را نمی‌شناسند. نکته دیگر این است که چه کسانی به جنگ فرستاده می‌شوند؟ طبقه کارگر به این جنگ فرستاده می‌شوند، آنها مهاجرینی هستند که به جنگ می‌روند، افرادی که آنقدر هم با شوق به جنگ نمی‌روند، بلکه به جنگ اعزام می‌شوند. این فیلمی است که در زمان خودش همواره با خوانش‌های سیاسی همراه بوده است.

محسنین در بخش دیگر از صحبت‌های خود با بیان اینکه فیلمبرداری این فیلم منحصر به فرد است، مطرح کرد: مدیر فیلمبرداری این فیلم از کسانی بود که از جنگ مجارستان فرار کرده است. ارتباط این سه سرباز آمریکایی در نوع فیلمبرداری و نورپردازی متفاوت است، گاهی طبق فیلمنامه نمی‌توانند حرف بزنند اما در عین حال ما بیگانگی این آدم‌ها را با فضا می‌بینیم که آن هم به دلیل ایده‌های فوق‌العاده نورپردازی است، تمام ایده‌ها بدون هیچ تحمیلی به تماشاگر نشان داده می‌شود. برای تدوین فیلم هم پیتر زینر وارد این کار شد کسی که «پدرخوانده ۱ و ۲» را تدوین کرده، کسی که افراد را با آثارش ذوق زده می‌کند و در این فیلم هم، چنین است. مثلاً در نبرد نهایی فیلم، یک لحظه ما نمایی از دست کبود شده کریستوفر با تزریق را می‌بینیم و متوجه می‌شویم لازم نیست کارگردان همه چیز را به ما نشان بدهد بلکه ما می‌توانیم با یک نما تمام داستان را بخوانیم.

وی ضمن مرور وجوه دیگر فیلم اظهار کرد: ساختار فیلم بر این اساس است که ما سکانس‌ها و نماهایی از رویایی مایکل با یک گوزن می‌بینیم، در این دو سکانس و در این رویایی چه چیزهایی عوض می‌شود؟ واقعیت این است که ما با یک فیلم داستان‌گوی متعارف روبه‌رو نیستیم بلکه با فیلمی مواجه‌ایم که ما را با موقعیت‌های مختلف روبه‌رو می‌کند؛ به‌طوری که ما در این موقعیت‌ها به اتفاقاتی که بر سر این شخصیت رخ داده فکر می‌کنیم که این یک تجربه نامتعارف است.

این منتقد توضیح داد: با ساخت این فیلم توسط چیمینو، همه فکر می‌کردند دیگر کل سینمای آمریکا مجبور است او را طی سال‌های سال در معبد کارگردان‌های بزرگ قرار بدهد، اما اینگونه نشد. چیمینو فردی بود که به بهانه فیلمنامه‌نویس شدن به آمریکا مهاجرت کرد، یک مدت فیلم‌های تبلیغاتی ساخت و بعد وارد عرصه فیلمنامه‌نویسی شد.

محسنین با اشاره به فیلم‌های متعدد این کارگردان مطرح کرد: همیشه یک موضوع مشخص درباره او وجود داشت، اینکه چیمینو انگار دوست داشت کارگردان فیلم‌های جنجالی باشد. او اصولاً آدمی بود که به نظر می‌رسید دوست داشت هر بلایی می‌خواهد سر سینما بیاورد با این حال به دلیل فراهم نبودن شرایط در طول فعالیتش شش، هفت فیلم بیشتر نساخت. چیمینو اصولاً آدم موفقی در ارتباط با منتقدان و تماشاگران نبود. امروز اما ارزش‌های این کارگردان را می‌فهمیم که به شدت دوست داشت نماهای عریض بگیرد و با دوربین انواع و اقسام بازی‌ها را بکند.

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود عنوان کرد: این فیلم از یک جهت اهمیت زیادی برای بازیگران دارد، اینکه برای سه بازیگر شمایل می‌سازد، چیزی که آنها در طول دوران بازیگری خود از آن به کرات استفاده می‌کنند؛ به‌طوری که مریل استریپ به مدت یک دهه با همین شمایل در سینما حضور داشت.

این منتقد سینما در پایان در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا اسکار می‌تواند به صورت فرمایشی جایزه بدهد؟ بیان کرد: اصولاً حرف‌هایی که درباره جشنواره‌ها و جوایز زده می‌شود به دور از واقعیت است یا حداقل وقایع آن این‌همه بچگانه رخ نمی‌دهد. همه چیز آنقدر سیاسی نیست، در این میان فضای رسانه‌ای جوی را ایجاد می‌کند که توجه به یک موضوع زیاد می‌شود. مثلاً یک سال رسانه درباره مهاجرت زیاد صحبت می‌کند و به یکباره می‌بینید ۶۰ فیلم درباره مهاجرت در یک جشنواره به نمایش درمی‌آید. این بازی‌ای نیست که از سوی سینما شروع شود بلکه فضای رسانه‌ای قبلش این موضوع را آغاز کرده است. به نظرم چون دوستان با سینما یک مشکل قدیمی دارند، می‌خواهند همه چیز را به سینما ارتباط بدهند. به هر حال باید بپذیریم وجهی از سینما بیزینس است، تقریباً همه افرادی که جشنواره برگزار می‌کنند نیم نگاهی به بیزینس آن دارند و طبعاً به دنبال این هستند که مردم را حساس کنند تا به تماشای یک فیلم بنشینند. از سوی دیگر انگیزه‌های اقتصادی هم موجب این امر می‌شود، در این فضا انگیزه‌های سیاسی هم موثر است، مثلاً همیشه یکی از فیلم‌های بخش بین‌الملل که به آن اضافه می‌کنند فیلمی است که برای یهودی‌ها ساخته شده، چون اساساً هالیوود در دست یهودی‌ها قرار دارد.

دستان پنهان پنتاگون در ساخت فیلم ضدایرانی «تاپ گان: ماوریک» / ارتش آمریکا چگونه با همدستی هالیوود به دنبال احیای دروغین وجهه نیروهای مسلح خود است؟ ‌+ سند

دکمه بازگشت به بالا