آیا خداوند به داوود نبی(ع) وحی کرد که انسان را برای خودم آفریدم تا هرچه بخواهد به او بدهم؟

آیا خداوند به داوود نبی(ع) وحی کرد که انسان را برای خودم آفریدم تا هرچه بخواهد به او بدهم؟

در آموزه‌های دینی اشاره شده است، از آن‌جا که خدای متعال واجب الوجود است و هیچ محدودیتی ندارد و همه‌ی کمال‏ها را دارد؛ از این‌رو برای عطا کردن از ناحیه‏ی خودش نیز هیچ محدودیتی ندارد و عالم را برای انسان خلق کرده است:

«وَ سَخَّرَ لَکمُ‏ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَینِ وَ سَخَّرَ لَکمُ‏ اللَّیلَ وَ النَّهارَ»؛[1] و خورشید و ماه را به تسخیر شما درآورد؛ و شب و روز را (نیز) مسخّر شما ساخت.

«وَ سَخَّرَ لَکمُ‏ اللَّیلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فی‏ ذلِک لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ»؛[2] او شب و روز و خورشید و ماه را مسخّر شما ساخت؛ و ستارگان نیز به فرمان او مسخّر شمایند؛ در این، نشانه‌‏هایی است، برای صاحبان خرد.

از طرفی نیز آیاتی از قرآن دلالت بر آن دارند که هدف خلقت انسان، عبادت خداوند است:

«وَ ما خَلَقْتُ‏ الْجِنَ‏ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیعْبُدُونِ»؛[3] من جن و انس را نیافریدم، مگر برای این‌که مرا عبادت کنند (و از این‌راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)!

روایاتی نیز به این موضوع می‌پردازند:

«یا ابْنَ آدَمَ خَلَقْتُ الْأَشْیاءَ لِأَجْلِک وَ خَلَقْتُک‏ لِأَجْلی‏»؛[4] ای فرزندان آدم! اشیاء را برای تو خلق نمودم و تو را برای خودم خلق نمودم.

خداوند به حضرت داوود(ع) وحی نمود: «دقت‌کن تا مرا از یاد نبری تا همه چیز از دسترس تو خارج شوند! من حضرت محمد(ص) را برای خودم خلق کردم و حضرت آدم(ع) را برای او و بندگان مؤمن را برای عبادت خودم و تمام اشیاء را برای فرزندان آدم(ع)!»‏.[5]

شاید آنچه در پرسش آمده برداشتی از این روایت باشد.

 


[1]. ابراهیم، 33.

[2]. نحل، 12.

[3]. ذاریات، 56.

[4]. قونوی، صدرالدین محمد، اعجاز البیان فی تفسیر ام القرآن، تحقیق، آشتیانی‏، سیدجلال الدین، ص 33، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1381ش.

[5]. تستری، ابومحمد سهل بن عبدالله، تفسیر التستری، تحقیق، عیون السود، محمد باسل، ص 27، بیروت، منشورات محمدعلی بیضون، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1423ق.

آیا خداوند به داوود نبی(ع) وحی کرد که انسان را برای خودم آفریدم تا هرچه بخواهد به او بدهم؟ / اسلام کوئست

دکمه بازگشت به بالا