مادی شدن دین یعنی چه؟…

[ad_1]
1. در چشم اندازی کوتاه، دین به مجموعه ای از باورها درباره دنیا هستی و ارزش های استوار بر آنها گفته می شود. گستره این شناسه از دین همه حوزه های زندگی آدم همچون حقوق، اقتصاد، سیاست، فرهنگ و… را در بر می گیرد.
2. دین در معنای یاد شده، دو گونه است: بشری و الهی. دین بشری مجموعه باورها و ارزش های ساخته شده با بهره جویی از اندیشه آدم می باشد؛ از این رو ساز و کاری است در خدمت خواسته های او، اسیر هوس هایش و بالاخره ابزاری در دست او، اما دین الهی مجموعه باورها و ارزش هایی می باشد که خداوند متعال آن را برای رهروی بشر فرستاده تا وی در پرتو آموزه های آن خود را بپروراند. چنین دینی با توجه کامل به حقیقت آدم و نیازهای او، برنامه فراگیری را ارایه داده است که همه انتظارات او را برآورده می سازد (آیت الله جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ص 26 – 24، اسراء، قم، 1380).
3. در رویکرد دین الهی، گرچه همه انتظارات او برآورده شده است ولی معیار فهم دین نه انتظاراتمان از آن؛ بلکه ا ین انتظارات خود دنباله رو فهم دین است؛ به دیگر سخن، این گونه نیست که برای فهم متون دینی و شناخت اهداف و قلمرو آن، پیشاپیش به مرزبندی انتظارات خود از دین همت گماریم بلکه در رهیافت تبیین گوهر دین، باید از خود دین پرسید که اهدافش چیست؟ قلمرو هدایتش کجا و توانی هایش کدام است؟ این امر از آن روست که آدم گاه از جاده انتظارات راستین به دور افتاده و به وادی گونه های دروغین آن فرو می افتد زیرا وجود انتظارات حق و باطل بشری، آدم شناس ماهری را می طلبد تا این انتظارات را از یکدیگر جدا کرده و به گونه های راستین آن جواب دهد. ابزار جداکنندگی مزبور، دین الهی است (همان، ص 28).
4. انتظار اصلی آدم از دیدگاه دین، باورهای او و گونه فرعی آن اخلاق، بهداشت، اقتصاد و مسایلی از این دست است. از این رو در دین الهی که در هر دو جنبه انتظارات فرعی و اصلی آدم چگونگی باروری و شکوفایی گوهر ملکوتی او؛ یعنی حیات و الهی گری و نیز راه رسیدن وی به کمالات وجودی و در نهایت دست یابی او به نیک بختی همیشگیه را هدف قرار داده است، مادیت جایگاهی ندارد.
5. برخی به بهانه هماهنگ سازی دین با روح زمانه؛ یعنی روح غیر دینی آن، چنین گفته اند که دین تنها راهکاری برای بهتر شدن دنیای ماست زیرا روح زمانه ما می گوید هر چیز هنگامی ارزش پیدا می کند که وضع دنیای ما را بهتر سازد، پس دین هم اگر بخواهد بماند، باید چنین باشد (هادی صادقی، درآمدی بر کلام جدید، ص 303، معارف، قم 1382).
این رویکرد که در حقیقت به مسخ و از میان تهی کردن دین پرداخته، با مادی انگاری دین هم سوست. باطل بودن آن نیز از گفته های پیش که حقیقت دین را سرچشمه گرفته از وحی الهی و پرداختن به نیازهای اصیل او می داند، پیداست.
[ad_2]

نوشته های مشابه

پرسش و پاسخ

avatar
  اشتراک  
اطلاع از
دکمه بازگشت به بالا
بستن