راه رسیدن به یقین چیست؟ و معرفت خدا را چگونه کسب کنیم؟

[ad_1]
یکى از مهم‏ترین عوامل ایمان آفرین و یقین‏آور، عبودیت واقعى خداوند متعال تعالى است. از این رو خصوصیات یک عبد واقعى را باید بدانید و سپس آن را به کار گیرید تا در سایه دانستن و عمل کردن، ایمانتان محکم گردد.
خصوصیات بنده واقعى خداى تبارک و تعالى:
1- شناخت خدا: امام رضا(علیهم السلام) مى‏فرمایند: «اول عباده الله معرفته…؛ اولین مرتبه عبادت خدا معرفت و شناخت خدا مى‏باشد» بنابراین یک بنده واقعى اول باید شناخت خدا پیدا کند.
(برای آگاهی بیشتر ر.ک: توحید، استاد مطهری.)
2- ایمان به خدا: از شناخت و اعتقاد بالاتر و با ارزش‏تر ایمان به خدا مى‏باشد امام على(علیهم السلام) مى‏فرمایند: «الایمان شجره اصلها الیقین… ؛ایمان درختى است که ریشه آن یقین است». پس بر حسب این روایت ریشه ایمان همان یقین قلبى است نه صرف اعتقاد و شناختى که در معرض رد واثبات است و در روایتى دیگر امام رضا(علیهم السلام) مى‏فرمایند: «لا عباده الا بیقین؛ عبادتى نیست مگر با یقین». پس اصل شجره ایمان یقین است و یقین قوام بخش عبادت واقعى است در نتیجه ایمان به خدا عبادت واقعى را محقق مى‏سازد بنابراین بنده واقعى خدا باید علاوه بر شناخت خداایمان به خدا هم داشته باشد این نکته قابل ذکر است که مهمترین چیزى که ایمان را در قلب پا برجا و مستحکم مى‏کند ورع است که در کلام امام صادق(علیهم السلام) آمده: «سئل الصادق(علیهم السلام) ما الذى یثبت الایمان» قال: الذى یثبته فیه الورع والذى یخرجه منه الطمع؛ از حضرت سؤال شد چه چیزى ایمان را در قلب تثبیت مى‏کند؟ فرموند: چیزى که ایمان را در قلب تثبیت مى‏کند ورع (اجتناب از معاصى و شبهات حرام) مى‏باشد و چیزى که ایمان را از قلب خارج مى‏کند طمع (نسبت به معصیتان و انجام معاصى) مى‏باشد».
3- شناخت دستورات خدا: شناخت دستورات خدا بعد از شناخت و ایمان به خدا شناخت فرستادگان الهى را نیز مى‏طلبد زیرا اول باید آنها را بشناسیم تا بعد به رسالت آنها پى ببریم و در زمان غیبت امام معصوم(علیهم السلام) به شأن و رسالت دانشا و فقهاى عظام واقف گردیم که در این باب ازجهت نظرى و بحث‏هاى کلامى و اعتقادى باید به بحث نبوت و امامت رجوع کرد ولى از جهت صرف شناخت دستورات عملى کافى است که به رساله‏هاى عملیه مجتهدین کرام رجوع شود بنابراین بارجوع به رساله مى‏توان واجب و حرام الهى را شناخت تا این ویژگى دیگر بنده واقعىخدا تحقق یابد.
4- ترجیح دستورات خدا: دستورات خدا را باید بر دستورات نفس شیطان و هر چیز دیگرى در عمل ترجیح داد امام سجاد(علیهم السلام) مى‏فرمایند: «من عمل بما افترض الله علیه فهو من اعبد الناس»؛ هر کس به آنچه خدا بر او واجب کرده عمل کند از عابدترین انسانها مى‏باشد».
امام على(علیهم السلام) مى‏فرمایند: «لا عباده کاداء الفرائض»؛ هیچ عبادتى مثل انجام واجبات نیست». بنابراین انجام واجبات و ترک محرمات بر هر چیزى ترجیح دارد و نشانه دیگرى از بندگى واقعى خدا مى‏باشد.
5- استقامت در بندگى: بندگى خدا مادام العمرى و همیشگى است خداوند متعال تبارک و تعالى به پیامبر اکرم(ص) در قرآن چنین خطاب مى‏کند: «فاعبده واصطر لعبادته…؛ او را عبادت کن و در راه پرستش او شکیبا باش». (مریم، آیه 65).
خستگى و عبادت و بندگى مقطعى از ساحت بنده واقعى خدا بدور است حضرت على(علیهم السلام) مى‏فرمایند: «دوام العباده برهان الظفر بالسعاده؛ عبادت دوام دار و همیشگى دلیل قاطع ظفر و دستیابى به سعادت و خوشبختى است» (الغرر والدرر، باب العباده، ص 24 و 318).
این نکته درخور یادآورى است که مراد از عبادت فقط نماز و روزه نیست بلکه یعنى طاعت و فرمانبردارى از دستورات خدا که در مرحله اول فعل و انجام واجبات و ترک محرمات است زیرا مولا على(علیهم السلام) مى‏فرمایند: «غایه العباده الطاعه؛ نهایت عبادت طاعت است». (همان، 30). بنابراین بندگى و سرسپردگى دائم نسبت به خداى تعالى از ویژگى‏هاى مهم بنده واقعى خدا مى‏باشد.
6- بندگى با آزادگى: بنده واقعى خدا باید به حدى برسد که فقط لذت و محبت و عشق او را به بندگى وادارد از شوق بهشت و ترس دوزخ آزاد باشد.
امام صادق(علیهم السلام) مى‏فرمایند: «ان العباد ثلاثه: قوم عبدوا الله عزوجل خوفافتلک عباده العبید و قوم عبدوالله تبارک و تعالى طلب الثواب فتلک عباده الاجراء و قوم عبدوا الله عز و جل حبا له فتلک عباده الاحرار و هى افضل العباده؛ بندگان سه گونه‏اند:
1- گروهى از روى ترس (از دوزخ و عذاب الهى) خداى عز وجل را عبادت مى‏کنند که این عبادت از آن بردگان مى‏باشد.
2- گروهى با دل‏خواهان ثواب (و دریافت پاداش و بهشت) خداى تبارک و تعالى را عبادت مى‏کنند که این عبادت ازآن مزدبگیران مى‏باشد.
3- گروهى به خاطر حب وعشق (حق‏تعالى) خداى عزوجل را عبادت مى‏کنند که این عبادت، بهره آزادگان (و وارستگان از بند غیرعشق) مى‏باشد و همین عبادت هم برترین عبادت‏ها مى‏باشد». (میزان‏الحکمه، ج 6، ص 17، روایت 11346).
تذکر: این قسم اخیر عبادت را نباید از خود انتظار داشت زیرا وصول به آن حال بلند معنوى، سال‏هاى دراز و پیاپى را مى‏طلبد البته اگر آدم استقامت در بندگى داشته باشد به مرور زمان شمه‏اى از آن حال را در خود مى‏یابد. در این قسم اخیر نه تنها عبادت از ریا و عجب خالص است بلکه از ترس دوزخ و اراده ثواب هم خالص است آزاد از هر قید غیرخدایى است.
7- چشم به کرم خدا نه عمل خود: بنده واقعى خدا همیشه خود را مقصر مى‏بیند و عمل خود را به هیچ مى‏انگارد براى عمل خود قدرى قائل نیست و پیوسته چشم به کرم کریم دوخته نه از غرور عمل باد در پوست انداخته امام صادق(علیهم السلام) مى‏فرمایند: «علیک بالجدولا تخرجن نفسک من حد التقصیر فى عباده الله تعالى و طاعته، فان الله تعالى لایعبد حق عبادته؛ بر تو باد کوشیدن (و جد و جهد در عبادت) و نفس تو از حد تقصیر در عبادت و طاعت خداى تعالى خارج نشود (و خویش را مقصر بداند) زیرا خداوند متعال تعالى آن گونه که شایسته پرستش است عبادت نمى‏شود». (همان، ص 25، روایت 11407).
اینها پاره‏اى از خصوصیات مهم بنده واقعى خدا مى‏باشد که فقط با عمل دقیق به آن مى‏توان بنده واقعى حضرت دوست شد.
[ad_2]

نوشته های مشابه

پرسش و پاسخ

avatar
  اشتراک  
اطلاع از
دکمه بازگشت به بالا
بستن