قرآن شناسی2

قرآن شناسی بخش دوم

فهرست سوالات

دلایل تحریف ناپذیرى قرآن
پرسش 31 . چگونه مى توان عدم تحریف قرآن را اثبات کرد؟···

روایات تحریف
پرسش 32 . چگونه مى توان روایاتى را که براى اثبات تحریف قرآن، نقل شده، نادیده گرفت و یا توجیه کرد؟···

تحریف انجیل
پرسش 33 . چرا خداوند تورات و انجیل را همانند قرآن از تحریف حفظ نکرد؟···

سرگذشت انجیل
پرسش 34 . چگونه مى توان قبول کرد تنها قرآن تحریف نشده است؛ اما کتاب هاى آسمانى دیگر تحریف شده اند؟···
فصل هشتم ـ دانستنى هاى قرآن
تکرار داستان بنى اسرائیل
پرسش 35 . چرا در قرآن داستان بنى اسرائیل بسیار تکرار شده است؟···

تکرار آیات الرحمن
پرسش 36 . در سوره «الرحمن» چرا آیه «فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ» تکرار شده است؟···

پراکندگى در قرآن
پرسش 37 . علت اینکه در قرآن، موضوعات به صورت پراکنده بیان شده، چیست؟···

محکم و متشابه
پرسش 38 . دلیل وجود آیات متشابه در قرآن چیست؟···

ناسخ و منسوخ
پرسش 39 . نسخ را تعریف و فلسفه آن را بیان کنید و بگویید چند آیه نسخ شده است؟···

تمثیلات در قرآن
پرسش 40 . لطفا در مورد تشبیهات و تمثیلات در قرآن، علت، معنا و تفسیر آن من را راهنمایى کنید.···

اصطلاحات تلاوت
پرسش 41 . مى خواستم بدانم چه فرقى میان تلاوت، قرائت، ترتیل، تحقیق، تجوید، تفسیر و تأویل وجود دارد؟···

ضمایر جمع خدا
پرسش 42 . با توجه به وحدانیت خداوند چرا در برخى از موارد در قرآن، از عبارات و ضمایر جمع (انا و نحن و … ) براى خداوند، استفاده شده است؟···

نام هاى خدا
پرسش 43 . چرا در قرآن براى خواندن خدا صفت مذکر آمده است؟ مگر خدا داراى جنسیت است؟ ما در اینجا یک نوع برترى براى مردها مى بینیم.···

نام هاى قرآن

پرسش 44 . اوصاف مجید و کریم از سوى چه کسى بر قرآن نهاده شده است؟···

پیامبران خاورمیانه
پرسش 45 . چرا در قرآن نام تعداد کمى از پیامبران آمده است؟ و بیشتر پیامبرانى که در قرآن نام برده شده از منطقه خاورمیانه هستند؟···

قلب و عروس قرآن
پرسش 46 . چرا سوره هاى «یس» و «الرحمن» به قلب و عروس قرآن معروف اند؟···

نام گذارى سوره ها
پرسش 47 . سوره هاى قرآن به دست چه کسى و بر اساس چه معیارى، نام گذارى شده است؟···

نام دوم سوره ها
پرسش 48 . برخى سوره ها نام دومى دارند مانند سوره «انسان» که « دهر» هم نامیده مى شود اگر ممکن است نام دوم سوره هاى دیگر را بنویسید.···

تقسیم بندى قرآن
پرسش 49 . علت تعدد سوره ها و تقسیم بندى آیات قرآن چیست؟···

جزءهاى قرآن
پرسش 50 . علت تقسیم بندى قرآن به 30 جزء و 120 حزب چه بوده است؟···

تعداد آیات قرآن
پرسش 51 . منشأ پیدایش اختلاف در تعداد آیات چیست؟···

حروف مقطعه
پرسش 52 . منظور از حروف مقطعه قرآن چیست؟···

استخاره
پرسش 53 . چگونه مى توان استخاره کرد و شرایط آن چیست؟···
فصل نهم ـ قرائت قرآن
آداب تلاوت قرآن
پرسش 54 . هنگام تلاوت قرآن چه آدابى را رعایت کنیم تا بیشترین بهره را ببریم؟ آیا خواندن ترجمه فارسى قرآن هم ثواب دارد؟···

ختم قرآن
پرسش 55 . آیا ثواب قرائت برخى از سوره هاى قرآن ـ که به اندازه ختم قرآن ذکر شده است ـ انسان را از ختم قرآن بى نیاز مى کند؟···

قاریان قرآن
پرسش 56 . مصادیق روایت «قرآن بخوان و بالا برو» چه کسانى اند؟···

تدبّر در قرآن
پرسش 57 . تفکّر و تدبّر در قرآن، چه میزان اهمیت دارد؟···

هدیه ثواب قرآن
پرسش 58 . چرا گفته شده: اگر قرائت قرآن را به اهل بیت علیهم السلام هدیه کنید، ثواب آن مضاعف مى شود؟···

فصل دهم ـ حفظ قرآن
اهمیت حفظ قرآن
پرسش 59 . آیا حفظ قرآن بدون توجه به معناى آن نزد خداوند، داراى اجر و پاداش است؟···

روش حفظ قرآن
پرسش 60 . روش صحیح حفظ قرآن چیست؟···

فراموشى قرآن
پرسش 61 . آیا اگر کسى قرآن را حفظ کند و بعد آن را فراموش نماید، گناه دارد؟

قرآن و رایانه
پرسش 62 . در حال حاضر با وجود رایانه هاى شخصى و مصونیت قرآن از تحریف، چه نیازى به حفظ قرآن و صرف هزینه هاى کلان است؟

فصل یازدهم ـ کتابشناسى
کتابشناسى قرآن
پرسش 63 . جهت آشنایى با تفسیر و مطالب قرآنى، منابع و کتاب معرفى کنید.

ترجمه هاى قرآن
پرسش 64 . قرآن به چند زبان ترجمه شده است؟ درباره ترجمه هاى خوب فارسى توضیح دهید.1

معرفى کتاب خواص سوره ها
پرسش 65 . کتابى که خواص آیات و سوره هاى قرآن را بیان کرده، معرفى کنید؟·

سایت هاى قرآنى
پرسش 66 . سایت هاى قرآنى را معرفى کنید.

فصل دوازدهم ـ احکام قرآن
قرآن در نماز
پرسش 67 . کسى که برخى از سوره هاى کوچک قرآن را نمى تواند از حفظ بخواند، آیا جایز است آنها را در نمازهاى واجب از رو بخواند؟

آیات سجده دار
پرسش 68 . سجده واجب یا مستحبى در بعضى از آیات قرآن به چه علتى است؟
پرسش 69 . اگر از رادیو و یا تلویزیون به آیاتى که سجده واجب دارند گوش فرا دهیم، سجده واجب مى شود؟
پرسش 70 . آیا براى سجده واجب قرآن، شرایط سجده نماز لازم است؟
پرسش 71 . آیا با مرور ذهنى و یا نگاه به آیات سجده دار، سجده واجب مى شود؟
پرسش 72 . آیا براى سجده هاى واجب قرآن، ذکر خاصى لازم است؟

آیات سجده دار و حایض
پرسش 73 . خواندن آیات سجده دار براى زن حائض و جُنب چه حکمى دارد؟

صوت قرآن نامحرم
پرسش 74 . آیا مرد نامحرم مى تواند صداى دختر بالغ را در حال خواندن قرآن با صوت یا ترتیل و تواشیح و سرود بشنود؟

غلط خواندن قرآن
پرسش 75 . اگر شخصى بخواهد قرآن را کامل بخواند (یعنى علاقه زیادى به خواندن تمام قرآن دارد)؛ ولى متأسفانه بعضى از کلمات قرآن را غلط مى خواند، تکلیفش چیست؟··· 232

قرآن و کودکان
پرسش 76 . آموختن قرآن براى دانش آموزانى که وضوى درستى ندارند و آن را لمس مى کنند، چه حکمى دارد؟ تکلیف مربى در اینجا چیست؟

لمس قرآن
پرسش 77 . آیا دست زدن به جلد قرآن در دوران عادت ماهیانه، مانعى دارد؟

اسماى جلاله
پرسش 78 . حکم تماس بدن با اسماى جلاله، بدون وضو چگونه است؟

پسوند «اللّه»
پرسش 79 . افرادى که اسمشان «عبداللّه» و «حبیب اللّه» و… است، اگر بدون وضو آن را بنویسند و مس کنند، چه حکمى دارد؟

ختم قرآن
پرسش 80 . اگر به نیت ختم، شروع به خواندن قرآن کنیم ولى به دلایلى نتوانیم آن را تمام کنیم؛ در این صورت ختم کل قرآن واجب است یا نه؟

هدیه ثواب قرآن
پرسش 81 . آیا شخص مى تواند سوره اى از قرآن را بخواند و ثواب آن را به چند نفر از مردگان هدیه کند؟

قرآن در حال راه رفتن
پرسش 82 . در موقع راه رفتن و یا ایستادن و خوابیدن و یا حتى در دستشویى مى توان قرآن خواند؟
پرسش 83 . همراه داشتن قرآن در دستشویى چه حکمى دارد؟

آداب تلاوت قرآن
پرسش 84 . آیا در هنگام پخش صوت قرآن، مى توانیم دعا بخوانیم یا حرف بزنیم؛ یا باید سکوت کنیم؟

قرآن و موسیقى
پرسش 85 . آیا جایز است قرآن با آواز و به صورت غنا خوانده شود؟

قسم به قرآن
پرسش 86 . کسى که براى انجام دادن کارى یا ترک آن، به قرآن قسم بخورد و به آن عمل نکند، آیا کفاره دارد؟

قرآن بدون وضو
پرسش 87 . تلاوت قرآن بدون وضو چه حکمى دارد؟

آرم جمهورى اسلامى
پرسش 88 . آیا مس کردن نقش آرم جمهورى اسلامى ایران ـ که روى نامه ها و بلیت هاى اتوبوس و… وجود دارد ـ حرام است؟

مس ترجمه قرآن
پرسش 89 . دست زدن به ترجمه قرآن، بدون طهارت چه حکمى دارد؟

خوابیدن و قرآن
پرسش 90 . آیا در اتاقى که قرآن هست، خوابیدن اشکال دارد؟

قرآن و جنابت
پرسش 91 . بودن قرآن همراه جنب چه حکمى دارد؟

خالکوبى آیات قرآن
پرسش 92 . خالکوبى آیات قرآن بر روى بدن و مس آن چگونه است؟

گردنبند طلاى قرآن
پرسش 93 . آویختن گردن بندى که روى آن آیه قرآن نوشته شده است، در ایام عادت چه حکمى دارد؟

قرآن بر سر گذاشتن
پرسش 94 . آیا گذاشتن قرآن باز بر روى سر، بدون طهارت جایز است؟

اسماى متبرکه روزنامه ها
پرسش 95 . آیا استفاده از اسماى متبرکه در روزنامه ها و مجلات کشور ـ با توجه به مصارف غیر مطبوعاتى از آن ـ صحیح است؟
پرسش 96 . اگر از روزنامه اى که اسم خدا در آن نوشته شده، به عنوان زیرانداز استفاده کنیم، چطور است؟
پرسش 97 . آیا سوزاندن آیات قرآن ـ که بر روى کاغذ نوشته شده ـ جایز است؟
پرسش 98 . راه محو کردن برگه هایى که آیات قرآن بر روى آن نوشته شده، چیست؟

قرآن روى کفن
پرسش 99 . نوشتن آیات قرآن روى کفن و یا همراه گذاشتن آن با مردگان جایز است؟

استخاره قرآن
پرسش 100 . کسى که به قرآن استخاره کرده، آیا لازم است به آن عمل کند؟

دلایل تحریف ناپذیرى قرآن
پرسش 31 . چگونه مى توان عدم تحریف قرآن را اثبات کرد؟
به طور کلى در رابطه با تحریف ناپذیرى قرآن، دلایل متعددى اقامه شده است که از جمله آنها «گواهى تاریخ» است. پژوهش هاى تاریخى و مقایسه بین قرآن هاى موجود و قرآن هاى صدر اسلام، نشان مى دهد که حتى یک کلمه از این کتاب الهى، کم یا زیاد نشده است.
اینجا به بیان بخشى از آنها به طور اختصار اکتفا مى کنیم:
1. برهان حکمت1
خداوند آخرین کتاب آسمانى خود را به نام قرآن، براى هدایت بشر فرستاده است. خداوند دیگر نه کتابى مى فرستد و نه پیامبرى؛ بنابراین قرآن اولین و آخرین منبع هدایت بشر تلقى مى شود. تحریف چنین کتابى، مساوى با گمراهى و یا حداقل سرگردانى بشر است و این با حمید و حکیم بودن خداوند سازگار نیست. بنابراین خداوند خود به مقتضاى حکیم بودنش این کتاب را حفظ مى کند.
2. برهان اعجاز
این دلیل به تعبیر علامه طباطبایى2 بهترین و استوارترین دلیل براى صیانت قرآن در زمان کنونى به شمار مى رود. تمام وجوه اعجازى که براى قرآن، زمان رسول اللّه وجود داشت مثل تحدى، فصاحت و بلاغت و زیبایى الفاظ آن، هدایت انسان به سوى حق، صدق مطلق مطالب آن و… بر همین قرآن کنونى منطبق و یافت مى شود. بى تردید در صورتى که بین این فاصله زمانى، کمترین نقصان و یا اضافه اى در آن به وقوع مى پیوست، به طور یقین دیگر از آن اوصاف اعجازى، خبرى نمى ماند و حال آنکه همه آنها در قرآن کنونى باز هم یافت مى شود.
3. برهان خاتمیت
قرآن از طرفى، در چندین جا تصریح مى کند که کلام خدا و سند نبوت است و کتاب اسلام به شمار مى آید3 و از طرف دیگر، دین اسلام را دین خاتم معرفى مى کند4. روشن است که معناى خاتمیت، مصونیت از تحریف است. اما سخن در این است که چه چیزى از دین باید مصون از تحریف باشد؟ یقینا آنچه به نام دین و مجموعه هدایت الهى براى یک پیامبر نازل گشته است؛ یعنى، کتاب او باید مصون از تحریف باشد و این شرط لازم مصونیت دین از تحریف است5.
4. برهان تحدى دائمى
قرآن در همه زمان ها و مکان ها و حتى در زمان حاضر، توان و قدرت فکرى و ذهنى بشر را براى همانندسازى به مبارزه فرا مى خواند. اما بشر حاضر، مثل انسان هاى گذشته، عاجزانه در مقابل آن شکست را پذیرا مى شود. از این ناتوانى موجود، به راحتى مى توان پى برد که حتى قرآن کنونى به تحریف دچار نشده است.
5. برهان جامعیت
قرآن در راستاى هدایت و راهنمایى بشر، از بیان چیزى که لازمه بشر در امر سعادت باشد، فروگذارى نکرده است. قرآن حاضر همانندقرآن موجود در گذشته ها داراى این صفت است. حال اگرقرآن در زمان حاضر، داراى صفتى است، چگونه مى توان احتمال نقصان یا زیادت را در آن داد؟ بنابراین قرآن کنونى از هرگونه تغییرى مصون است.
6. برهان تواتر
تمام آیات و سوره هاى کنونى قرآن مجید، همانند قرآن گذشته، دست به دست و سینه به سینه به طور همگانى، توسط مسلمانان نقل گردیده است. این تواتر منطقى، دلالت مى کند هیچ کلمه و آیه یا سوره اى، نه از قرآن کاسته و نه بر آن افزوده شده است. بنابراین قرآن کنونى با توجه به واجد بودن صفت تواتر، از هرگونه تحریفى سالم است.
7. شیوه وحیانى قرآن
این برهان مبتنى بر نوع نگرش مسلمانان بر مسئله وحى و تمایز مسیحیان از آن است. مسلمانان معتقدند وحى در واقع، تکلم و گفتار لفظى خداوند است که به وسیله جبرئیل به پیامبر صلى الله علیه و آله مى رسید و پیامبر صلى الله علیه و آله موظف بود عین همان الفاظ را به مردم برساند. اما مسیحیان بر این باورند که وحى در حقیقت انکشاف خدا و تجربه انسان است که در بشر تجلى مى کند و این عامل انسانى است که آن را در مقام بازگو، تعبیر مى کند و لذا ممکن است در تعبیر آن، مرتکب اشتباه هم بشود. روشن است که طبق نگرش اول به یقین الفاظ قرآن نمى تواند از نقش عامل انسانى متأثر شود. از این رو، چاره اى جز پذیرفتن تحریف ناپذیرى قرآن بر اساس دیدگاه مسلمانان در بین نمى ماند.
8. شیوه بیانى قرآن
قرآن در جهت تعارض با منافع زورمندان و سلطه جویان، بیش از آنکه به نام اشخاص بپردازد به بیان شاخص ها توجه کرده است و به استثناى تصریح نام برخى افراد، به موارد جزئى نپرداخته است. و این یکى از تمهیدات الهى در مصونیت قرآن است که به نوبه خود باعث گردیده، براى کسى انگیزه کتمان یا تحریف آیات پیش نیاید و بهانه اى براى دسیسه حاکمان به طور آشکار نباشد.
9. شیوه نزول قرآن6
یکى از تمهیدات الهى براى مصون ماندن قرآن، نزول تدریجى آن، آن هم با سبک و برنامه اى ویژه است. در مدت تقریبا 23 سال، آیات قرآن به دو شکل نازل شده است. آیاتى که در آغاز بعثت در مکه نازل گردیده، آیاتش کوتاه و موزون است؛ مانند:
«وَ الضُّحى وَ اللَّیْلِ إِذا سَجى ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى…».
«الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ…».

این مقاطع کوتاه و موزون، در حفظ آیات، تأثیر بى شائبه اى داشته است، آن هم در میان مردم روزگارى که امى بوده اند. اما در سال هاى بعد، آیات و سوره هاى بزرگ ترى در مدینه نازل شده است؛ زیرا در مدینه، هم آرامش بیشترى براى مسلمانان بوده و هم امکانات نوشتن و ثبت آیات وجود داشته است. بالاخره، نزول تدریجى قرآن، این نتیجه را داشت که وقتى حتى چند آیه نازل مى شد، پیامبر آن را براى مسلمان ها مى خواند (و آنان نیز حفظ مى کردند) و بعد آیه اى دیگر نازل مى گشت.
10. شیوه تعلیم قرآن
در تاریخ قرآن مهم است بدانیم که پیامبر صلى الله علیه و آله چگونه آیات را بر مردم مى خوانده و آنها را تعلیم مى داد؟ راوى مى گوید: پیامبر صلى الله علیه و آله در مدینه هر بار ده آیه به ما مى آموخت. ما ده آیه را یاد مى گرفتیم، سپس ده آیه دیگر و… براى مثال، یکى از صحابه در مسجد دمشق 1600 شاگرد را تعلیم قرآن مى داده است. به این شکل که آنها را به گروه هاى ده نفرى تقسیم کرده بود و هر ده نفر یک ناظر داشته اند که مجموع این ناظران و سرگروه ها 160 نفر مى شدند. افزون بر آن7 به شهادت تاریخ، در صدر اسلام عده زیادى از مسلمانان ـ که تعداد آنان را تا 43 نفر نوشته اند ـ به دستور پیامبر صلى الله علیه و آله هر آیه و یا سوره اى که نازل مى شد، بلافاصله مى نوشتند؛ از جمله معروف ترین اصحاب پیامبر که به نوشتن قرآن اهتمام خاصى مى ورزیدند، حضرت على علیه السلام و زید بن ثابت بودند.
11. اهتمام مسلمانان
بى شک از اهتمام پیامبر صلى الله علیه و آله بر قرائت قرآن و تحفیظ آن، مسلمانان جامعه آن روز، فضیلت بزرگى براى حفظ قرآن قائل بودند. مؤمن و منافق در این جهت بر یکدیگر سبقت مى گرفتند. معاشرت و انس با قرآن، جزو آداب و رسوم مردم در آمده بود و در مسائل و مشکلات خود به آن مراجعه مى کردند. تقدّس و فضیلت یافتن قرآن نزد مسلمانان، این نتیجه را به دنبال داشت که کسى نمى توانست ایده تغییر قرآن را در سر بپروراند8.
اهتمام به نگه دارى و حفظ قرآن کریم در میان مسلمانان به اندازه اى بود که پس از نبى اکرم و در زمان خلافت ابوبکر، وقتى در جنگ یمامه تعدادى از حافظان قرآن کشته شدند، مسلمانان تصمیم گرفتند توجه بیشترى در حفظ قرآن به خرج دهند و به این منظور همه نسخه هاى قرآن را در یک جا جمع آورى کرده و از اینکه نقصانى در آنها واقع شود، جلوگیرى نمودند. حفظ این نسخه ها به شدت مورد توجه قرار گرفت و همین طور نسل بعد، قرآن را سینه به سینه حفظ مى کردند و به نسل بعد انتقال مى دادند9.
12. تکامل خط و کتابت
براى حفظ یک متن به صورت اصلى، باید شرایط طبیعى چنین امرى فراهم باشد. در عصرهاى گذشته تکامل خط و پیشرفت کتابت به آن میزان نبوده است که بتواند متنى را در بستر خویش و به صورت کامل حفظ کند. البته با رشد تمدن بشرى، زمینه هاى لازم براى چنین امرى پدیدار مى شد؛ چنان که به نظر برخى10 در زمان رسول اللّه شرایط و موقعیت حصول چنین کارى مهیا شد و زمینه را براى حفظ و صیانت قرآن فراهم آورد.
در پایان گفتنى است: اکثریت اهل سنت و شیعیان بر مصونیت قرآن موجود اتفاق نظر دارند اما برخى از اهل سنت و اندکى از شیعه گمان کرده اند که آیات فراوان دیگرى در قرآن وجود داشته که حذف شده است.
چنان که سیوطى از خلیفه دوم عمربن خطاب نقل کرده است: «آیات سوره احزاب به اندازه سوره بقره بوده و آیه رجم در آن بوده است!!» اما واقعیت این است که این گروه در اشتباهند و بنا بر تحقیق، آیات قرآن بدون کاستى و فزونى همین است که الان موجود است.11

روایات تحریف
پرسش 32 . چگونه مى توان روایاتى را که براى اثبات تحریف قرآن، نقل شده، نادیده گرفت و یا توجیه کرد؟
عده اى از محدثان شیعه و حشویه و جماعتى از محدثان اهل سنت درباره تحریف قرآن به اخبارى که در کتاب هاى معتبر شیعه و در صحاح اهل سنت نقل شده، استدلال کرده اند؛ اما به موجب دلایل و براهین متقن، هیچ کدام از آن اخبار بر تحریف قرآن دلالت نمى کند؛ زیرا:
1. بعضى از روایات که آیه اى از قرآن را همراه با عبارتى افزون بر اصل آن آیه آورده است، در صدد تفسیر و شرح آن آیه است و دلالتى بر الحاق آن عبارت به آیه قرآنى ندارد. براى مثال امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه «وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا»12 فرموده است: «وَ إِنْ تَلْوُوا (الامر) أَوْ تُعْرِضُوا (عما امرتهم به)» که جملات بین پرانتز آن، تفسیر آیه است، نه جزء آیه.
و همین طور است عبارت «فى على» در آخر آیه «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ (فى على)»13؛ در این روایت نمى خواهد بگوید: آن کلمه جزء قرآن است؛ بلکه مى خواهد بگوید: آیه در حق آن حضرت نازل شده است. آنچه موجب اشتباه شده، این است که گاهى این پرانتزها مشخص نشده است.
2. در روایاتى که در مقام تفسیر آیه اى است، ذکر و یا دعایى به آن اضافه مى شده تا مردم هنگام تلاوت، ادب آن آیه را رعایت بکنند؛ مانند روایتى که در آن عبارت «کذلک اللّه ربى» در آخر سوره ى توحید از زبان مبارک امام رضا علیه السلام نقل شده است.
3. اختلافاتى که در باب نوع الفاظ آیات در روایات مشاهده مى شود، قرینه بر این است که مراد تفسیر آیه به معنا است؛ مثل روایات مربوط به آیه «وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّهٌ»14 که در بعضى «انتم ضعفاء» آمده و در برخى «انتم قلیل» ذکر شده است.
4. گاهى در میان برخى از روایات، تعارض و تنافى مشاهده مى شود که براساس قاعده کلى «تساقط»، باید آنها را به کنار نهاد؛ مانند روایات وارده از خاصه و عامه در مورد اینکه آیه اى در قرآن براى حکم سنگسار بوده و بعد حذف شده است.
در یک روایت، آیه ادعایى این گونه آمده است: «اذا زنى الشیخ و الشیخه فارجموهما البته فانهما قضیا الشهوه» و در دیگرى: «الشیخ و الشیخه اذا زنیا فارجموهما البته…» و در بعضى: «و بما قضیا من اللذه» و در برخى: «نَکالاً مِنَ اللّهِ وَ اللّهُ عَلیِمٌ حَکِیمٌ». و در بعضى هم آخر آیه آمده است: «نَکالاً مِنَ اللّهِ وَ اللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ».
این اختلافات به طور حتم، این گونه روایات را از اعتبار ساقط مى کند.
افزون بر آنچه گذشت، این روایات با حدیث شریف «ثقلین» ـ که استحکام سندى و دلالى آن بر مصون ماندن قرآن، بر کسى پوشیده نیست ـ تنافى دارند و از طرفى با مفاد روایاتى که امر به عرضه آنها بر قرآن نموده و محوریت را قرآن معرفى مى کنند، سازگارى ندارند15. در نتیجه به طور یقین این روایات در دلالت بر تحریف عاجز و ناتوانند.

تحریف انجیل
پرسش 33 . چرا خداوند تورات و انجیل را همانند قرآن از تحریف حفظ نکرد؟
در این باره اشاره به چند نکته شایان توجه است:
یکم. چون ادیان پیشین براى مقطع و برهه اى از تاریخ، کارآیى داشته و با پیشرفت زمان و تاریخ، باید در آنها تحولاتى حاصل مى شد؛ حفظ آن کتاب ها براى همیشه ضرورى نبوده است.
دوم. براى حفظ یک متن به صورت اصلى، باید شرایط طبیعى چنین امرى فراهم باشد. در عصرهاى گذشته تکامل خط و کتابت به آن میزان نبوده است که بتواند متنى را در بستر خویش و به صورت کامل حفظ کند.
سوم. الفاظ و جملات تورات و انجیل داراى خصوصیت ویژه و متمایز از سایر کلمات اعم از کلمات بشر و روایات قدسى نداشت – و به عنوان معجزه صادر نگشته بود بلکه پیام هایى بود جهت هدایت انسان ها – معجزه حضرت موسى علیه السلام ید بیضاء و عصا بود و معجزه حضرت عیسى علیه السلام، مرده زنده کردن و مریض شفا دادن بود. برخلاف قرآن که همین الفاظ و آیات و سوره ها، جایگاه معجزه و خارق العاده اى داشت و دارد.
چهارم. دین حضرت موسى و عیسى علیهماالسلام به عنوان دین آخر مطرح نبودند، در این صورت طبیعى است که اگر تحریفى صورت بگیرد راه اصلاح آن توسط شریعت بعدى ممکن است، برخلاف اسلام و قرآن که به عنوان دین آخر و کامل ترین ادیان مطرح است.
پنجم. شاید حکمت و اراده الهى بر این بود که تا آخرالزمان یک کتاب معتبر آسمانى بیشتر در دست بشر نباشد تا همه بر گرد یک محور جمع گردند. به همین جهت، دیگر کتاب هاى آسمانى تحریف شد و تنها قرآن مصون از تحریف باقى ماند.

سرگذشت انجیل
پرسش 34 . چگونه مى توان قبول کرد تنها قرآن تحریف نشده است؛ اما کتاب هاى آسمانى دیگر تحریف شده اند؟
در این باره گفتنى است، تورات و انجیل هاى چهارگانه، به اتفاق همه محقّقان مسیحى و ارباب کلیسا سال ها پس از حضرت مسیح، از سوى عده اى به رشته تحریر درآمده است.
میلر نویسنده کتاب تاریخ کلیساى قدیم مى گوید: «خداوند ما، عیسى مسیح کلمه پاک خدا بود و در وى تمام خزاین علم و حکمت مخفى بود و لازم نبود کتابى نوشته به یادگار بگذارد»16.
جان بى ناس نویسنده کتاب تاریخ جامع ادیان مى گوید: «این نکته مسلم است که عیسى خود تعالیم خود را تحریر نکرد. عموم مورخان متفق اند: بعد از مرگ او (عیسى) بعضى از شاگردان وى آن کلمات و اقوال را به رشته کتابت درآوردند. از دیدگاه آنان مجموع نوشته ها در اثر اعمال مسیحیان صدر اول، رنگ هاى خاصى به خود گرفته و بعضى اقوال بر آن افزوده شده است که به سهو و غلط آنها را به عیسى منسوب دانسته اند. باز روى هم رفته، همین مجموعه نوشته ها، نخستین منبع و تنها سرچشمه اطلاعاتى است که نویسندگان انجیل متى و انجیل لوقا از آن اقتباس کرده اند. آنان بعدا از انجیل مرقس ـ که قبلاً وجود داشته و در حدود سال 65 میلادى کتابت شده است ـ نیز استفاده کرده اند. انجیل یوحنا از همه متأخر است و در آخر آن قرن نگاشته شده و بیشتر از منابع خصوصى دیگر کسب اطلاع کرده است»17.
توماس میشل کشیش کاتولیک مى نویسد: «مسیحیان معتقدند: خداوند کتاب هاى مقدس را به وسیله مؤلفان بشرى نوشته است. هر یک از آنان در عصرى خاص مى زیسته و به رنگ زمان خود در آمده بوده اند. همچنین این مؤلفان مانند دیگر انسان ها با محدودیت هاى زبان و تنگناهاى علمى دست به گریبان بوده اند. اصولاً مسیحیان نمى گویند که خدا کتاب هاى مقدس را بر مؤلفان بشرى املا کرده است؛ بلکه معتقدند او به ایشان براى بیان پیام الهى به شیوه خاص خودشان و همراه با نگارش مخصوص و سبک نویسندگى ویژه، توفیق داده است. به عقیده همه مسیحیان، اصل پیام از خدا آمده و در نتیجه حق است؛ اما شکل پیام تنها به خدا مربوط نمى شود؛ بلکه به عامل بشرى نیز ارتباط مى یابد. این عامل بشرى، نویسنده کتاب است که مانند همه مردم محدود و در معرض خطا است. گاهى این نویسنده بشرى نظریات غلط یا اطلاعات اشتباه آمیزى دارد که اثر آن در متن کتاب باقى مى ماند»18.
گفتنى است: گروهى از دانشمندان مسلمان معتقدند: در کتاب هاى آسمانى گذشته، تحریف لفظى صورت نگرفته؛ بلکه آنچه واقع شده تحریف معنوى و نیز گم شدن آنها و تحریف در ترجمه ها بوده است19.
اما در هر صورت آنچه اکنون در کتاب عهدین وجود دارد در بسیارى از موارد غیرقابل قبول است که به چند مورد اشاره مى کنیم:
1. اتهامات ناروا به پیامبران؛
علاوه بر رسوخ تحریفات بنیادى و اعتقادى در کتاب مقدس، پاره اى از اتهامات ناروا و غیراخلاقى به برخى از پیامبران نسبت داده شده است که قلم از بیان آن شرم دارد!20 این در حالى است که براهین عقلى لزوم عصمت پیامبران را اثبات مى کند.
2. وجود افسانه ها؛
وجود افسانه هاى بى پایه در کتاب مقدس، یکى دیگر از جنبه هاى تحریف آن است؛ از جمله مى توان به کشتى گرفتن حضرت یعقوب با خدا و غلبه او بر خدا، اشاره کرد!21
3. گناه جبلى؛
مسیحیان معتقدند: آدم در بهشت به گناه آلوده و این گناه به حساب همه فرزندان او نوشته شده است؛ یعنى، انسان ذاتاً با به دوش کشیدن بار گناه، به دنیا مى آید! هر چند پس از آمدن به دنیا هیچ گناهى مرتکب نشود و هرگونه تلاش و عمل انسان در رهایى از این خطا، سودى نخواهد بخشید و تصلیب و به دار کشیده شدن حضرت عیسى، کفّاره گناه ذاتى و جبلى انسان است!
4. تقویت ظلم؛
یکى دیگر از آموزه هاى نامعقول کتاب مقدس، توجیه ظلم و ستم و دعوت به سکوت در برابر حاکمان ظالم، به بهانه این است که آنان، حاکم و سایه خدا در زمین اند!22
وجود این گونه آموزه هاى غیرعقلانى در کنار طرح مسئله تثلیث و تجسیم و وجود تناقض هاى متعدد در متن کتاب مقدس، موجب سلب اعتماد هر چه بیشتر مى شود.23
افزون بر آن، تحقیقات علمى و زبان شناختى، بر عدم وثاقت متون مقدس گواهى داده است. توماس میشل – استاد الهیات مسیحى – بر آن است که به اعتقاد بیشتر متفکران کاتولیک، پروتستان و ارتدوکس کتب مقدس املاى الهى نیست و داراى عصمت لفظى نمى باشد و گاهى نویسندگان بشرى آن، نظریات غلط یا اطلاعات اشتباه آمیزى را در متن کتاب باقى گذاشته اند24.
تحریف تورات  :
تحریف تورات از نظر تاریخى و علمى قطعى است، از جمله در عهد قدیم کتاب دوم تواریخ ایام، باب 34 سخن از یافته شدن دوباره تورات است که معلوم مى شود تورات در نزد بنى اسرائیل نبوده و مفقود شده بود و نیز در باب 36 سفر پیدایش، شرح وفات و دفن حضرت موسى است و معلوم مى شود که این مطالب پس از حضرت موسى به تورات اضافه شده است و تورات دستکارى شده است. در صورتى که قرآن معجزه نبى اکرم است و یکى از وجوه اعجاز آن، فصاحت و بلاغت آن است. معجزه امرى است خارق العاده که سایر افراد بشر از آوردن نظیر آن عاجزند و دلیل و شاهد بر صدق ادعاى نبوت است و جاودانگى این معجزه، مى طلبد که همچنان از تحریف به دور باشد. قرآن با بیان بسیار قاطع و صریح، تمام کسانى را که منکرند یا شک و تردید دارند؛ نه تنها دعوت به مبارزه کرده بلکه تحریک و تشویق هم کرده است: «بگو اگر تمام جهانیان اجتماع کنند تا کتابى مانند قرآن بیاورند، نمى توانند؛ اگر چه نهایت همکارى را به خرج دهند»25. و بالاتر از این مى گوید: «اگر مى توانید ده سوره و یا حتى یک سوره و یک آیه مثل قرآن بیاورید»26. اما آن قدر فاصله بین کلام بشر و کلام وحى قرآن و این معجزه جاوید وجود دارد که تا به امروز هیچ کس نتوانسته حتى آیه اى نظیر قرآن بیاورد. همین معجزه بودن قرآن و ناتوانى بشر در آوردن کلامى نظیر آن، مانع از تغییر به معناى افزودن چیزى به آن شده است؛ چرا که تفاوت قرآن با کلام بشرى آن قدر زیاد است که به آسانى آنها را از هم جدا مى کند.
علاوه بر نکات یاد شده، بررسى مضمون و مفاد قرآن کریم، خود شاهدى بر عدم تغییر و بقاى کلام الهى است؛ زیرا از یک سو از نظم و هماهنگى و عدم اختلاف در مطالب و مضامین برخوردار است (در حالى که اگر دستخوش تحریف و تغییر و اضافه مى گشت، تناقض و ناسازگارى بین مطالب آن پیدا مى شد و یکسان و یک دست نمى بود) و از سوى دیگر مضامین آن، با موازین و براهین عقلى سازگار است که خود شاهدى بر صحت و عدم تغییر آن است.

فصل هشتم  : دانستنى هاى قرآن

تکرار داستان بنى اسرائیل
پرسش 35 . چرا در قرآن داستان بنى اسرائیل بسیار تکرار شده است؟
در این باره باید دانست، یکى از مهمترین اهداف قصص قرآنى پندگیرى و عبرت آموزى از حوادث گذشته مى باشد.
اما درباره بیان سرگذشت بنى اسرائیل و حوادث تاریخى آن، در موارد متعددى از آیات قرآن، به نکاتى چند اشاره شده است؛
1. براى بنى اسرائیل ـ که همان فرزندان یعقوب علیه السلام هستند ـ پیامبران بسیارى مبعوث شده اند؛ همانند یعقوب، یوسف، موسى و عیسى علیه السلام و… لذا حوادث زیادى در تاریخ آنها نیز به وقوع پیوسته است که آگاهى نسبت به آنها براى مردمان طول تاریخ مفید مى باشد.
2. در روایات آمده است: هر آنچه بر بنى اسرائیل گذشت و براى آنان پیش آمد، براى مسلمانان نیز پیش خواهد آمد. بنابراین، ذکر تاریخ بنى اسرائیل در موارد متعدد، موجب هوشیارى و هشدار براى مسلمانان مى باشد.
3. تکرار داستان بنى اسرائیل در سوره هاى مکى و مدنى، نمادى از شکل گیرى یک تمدن و عوامل اوج و سقوط آن است. لذا در سوره هاى مکى، تأکید بیشتر بر روى برخورد موسى علیه السلام با فرعون و اطرافیان او است و در سوره هاى مدنى، بیشتر از رابطه موسى علیه السلام با بنى اسرائیل و مشکلات اجتماعى و سیاسى آنان صحبت شده است بنابراین تکرار آیات و برخى از داستان ها، متناسب با موقعیت هاى مختلف مسلمانان در شرایط مبارزه با مشرکان و تشکیل حکومت مى باشد.27
در پایان گفتنى است قوم بنى اسرائیل نمادى از یک جامعه بشرى است که از یک سو خداوند بیشترین نعمت ها و پیروزى ها را به آنان ارزانى داشته و از سوى دیگر آنان بیشترین بهانه جویى ها، نافرمانى ها، راحت طلبى ها و… را به نمایش گذاشته اند و از این جهت داستان آنها بسیار عبرت آموز است و تکرار سرگذشت آنان، نماد اتمام حجت خداوند متعال بر تمام بشریت است.

تکرار آیات الرحمن
پرسش 36 . در سوره «الرحمن» چرا آیه «فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ» تکرار شده است؟
در سوره «الرحمن» خداوند نعمت هاى گوناگون خود را ـ اعم از مادى و معنوى ـ بیان کرده و بعد جن و انس را مخاطب قرار داده است که: کدام یک از نعمت هاى پروردگارتان را تکذیب مى کنید. این پرسش، استفهام تقریرى است که در مقام اقرار ذکر مى شود28. از این رو در روایتى آمده است که بعد از این جمله بگوییم: پروردگارا! ما هیچ یک از نعمت هاى تو را تکذیب نمى کنیم «لا بِشَى ءٍ مِن آلائِک رَبِّ اُکذِّبُ». اندیشه و دقت در نعمت هاى الهى ـ با جزئیات و ریزه کارى ها و اسرارى که در هر یک از آنها نهفته است ـ حس شکرگزارى را برمى انگیزد و انسان را به عرفان و شناخت مبدأ این نعمت ها دعوت مى کند. به همین جهت خداوند از بندگانش، اقرار مى گیرد.
برخى گفته اند؛ به دلیل اینکه خداوند نعمت هاى متعددى را در این سوره مطرح کرده است، هر بار که آیه شریفه «فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ» تلاوت مى شود اعتراف و اقرار نسبت به نعمت جدیدى مى باشد و هیچ کدام تکرار نیست.
اما برخى دیگر از بزرگان گفته اند؛ اگرچه نعمت ها متعدد است اما همگى شکرگذارى و اقرار در برابر خداوند یکتاست و همگى تکرار و تأکید بر یک حقیقت است تا به خوبى این اعتراف و اقرار در اعماق وجودى انسان تأثیرگذار باشد، لذا این نوع تکرار، نه تنها منافاتى با فصاحت و بلاغت ندارد، بلکه خود یکى از فنون فصاحت است. این درست مانند آن است که پدرى فرزند فراموش کار خود را مخاطب ساخته، مى گوید: آیا فراموش کردى کودکى خرد و ناتوان بودى. من چه خون جگرها براى پرورش تو خوردم؟! آیا فراموش کردى هنگامى که به مرحله جوانى رسیدى و نیاز به همسر داشتى، پاک ترین همسر را برایت انتخاب کردم؟! آیا فراموش کردى نیاز به خانه و وسایل زندگى داشتى، برایت فراهم کردم؟ اما در پى این پرسش ها، یک اعتراف و اقرار را از فرزندش مى خواهد، پس این سرکشى و بى مهرى از چیست؟! خداوند مهربان نیز نعمت هاى گوناگونش را به این بشر فراموش کار یادآور مى شود و به دنبال هر بخش از آنها، از او سؤل مى پرسد: «کدام یک از اینها را انکار مى کنى؟!» پس این نافرمانى و طغیان براى چیست؟! در حالى که اطاعت من نیز رمز تکامل و پیشرفت خود شما است و از آن چیزى عاید پروردگارتان نمى شود29.

پراکندگى در قرآن
پرسش 37 . علت اینکه در قرآن، موضوعات به صورت پراکنده بیان شده، چیست؟
این تصور از آیات قرآن را نمى توان به کلى تأیید کرد. با توجه به اهداف خاص هدایتى قرآن، سوره ها به تدریج نازل مى شد و آیات، در سوره ها قرار مى گرفت. براى مثال در سوره «علق» (نخستین سوره نازل شده در مکه) پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مأمور مى شود تا مردم را به سوى پروردگار یگانه دعوت کرده و آنان را به اطاعت از او فرا خواند و در عین حال به آن حضرت توضیح داده مى شود که: همه مردم چنین دعوتى را نخواهند پذیرفت؛ بلکه برخى با تو برخورد خواهند کرد! البته ما این اشخاص را تنبیه خواهیم کرد و وظیفه تو تحت تأثیر قرار نگرفتن از این جریان طغیان و اطاعت محض از ما است.
یا در سوره «قلم» (دومین سوره نازل شده در مکه) به اذیت صاحبان زر و زور اشاره و نسبت دیوانگى، به ساحت پیامبر صلى الله علیه و آله دفع مى شود. این سوره علت این نسبت را، تحلیل و انگیزه هاى خاص صاحبان قدرت و ثروت مى داند و وظیفه پیامبر صلى الله علیه و آله را در برابر این برخوردها روشن مى کند و وعده برخورد خداى متعال را با آنان مى دهد.
البته این تنوع، لطمه اى بر وحدت موضوعى سوره ها وارد نمى سازد؛ نظیر اینکه در طبیعت شاهد فضاهاى طبیعى، جنگل ها، باغ ها، فضاى وحش، محیط هاى شهرى و یا روستایى هستیم. به طور کلى زیبایى هر کدام از این مکان ها، به ترکیبى است که در خود جاى مى دهند. شهر بدون درخت، حیوان، آب و… زیبا نیست و جنگل با کلبه ها و حیوانات وحش و پرندگان و… زیباتر مى شود؛ به خصوص که این امور پراکنده، تأثیر مثبتى بر جنگل یا شهر مى گذارد. پس بایسته است پراکندگى موضوعات را با وحدت موضوع محورى و اصلى هر سوره مرتبط دانست و ذکر موضوعات متنوع را به مناسبت موضوع اصلى تحلیل کرد.
نکته دیگر آنکه قرآن، کتاب انسان سازى و جامعه سازى است. این مقصد از راه پرداختن به تمام موضوعاتى که به گونه اى با این دو مقوله در ارتباطند، تأمین مى گردد. پراکندگى بخشى از مطالب قرآن، به جهت پاسخ به سؤالات و نیازهاى مردم و به تبع حوادث و وقایع بوده است. قرآن با حفظ وحدت کلى مقاصد سوره ها، به این موارد نیز پرداخته است و علت دستور پیامبر صلى الله علیه و آله مبنى بر قرار دادن آیات جدید در بعضى از سوره ها، همین بوده است.
در پایان گفتنى است تنوع و گوناگونى آیات و روایات، تأثیر خاصى براى جذب و تربیت مخاطبان دارد. به طورى که آیات یک سوره، آمیزه اى از بیم و امید، شادى و نگرانى، آسیب ها و درمان ها را در خود جاى داده است و همگى با هدف هدایتگرى و آموزشى هماهنگ است. در نتیجه روش قرآن در بیان مفاهیم و موضوعات، منحصر به فرد است؛ چرا که نظام عملى و عقیدتى و اخلاقى را آمیخته به یکدیگر بیان مى کند. این بهترین روش براى هدایت است؛ به طور مثال: در جایى احکام را بیان مى کند و پس از بیان احکام، به موضوع قیامت و حسابرسى هم اشاره مى کند تا شنونده و خواننده، براى عمل تحریک شود. البته در قرآن مجید سوره هاى موضوعى نیز وجود دارد؛ مثلاً برخى از سوره ها به یک داستان و قصه اختصاص یافته است (مانند سوره یوسف) و بعضى به مسائل توحیدى پرداخته و برخى دیگر به موضوع قیامت. در عین حال در سوره هاى دیگر، همه مسائل را در سیستم و نظام واحدى تبیین کرده است. از این رو نباید قرآن را کتابى بدانیم که تنها براى بیان موضوعات نازل شده؛ بلکه کتابى است براى هدایت و به همین منظور مطابق با فطرت انسانى و عواطف و احساسات و تعقّل او، خداوند این روش را برگزیده است.

محکم و متشابه
پرسش 38 . دلیل وجود آیات متشابه در قرآن چیست؟
نخست، باید به این مقدمه ضرورى توجه کرد که راه تفهیم و تفاهم در میان انسان ها، به کارگیرى الفاظ است اما گاهى براى بیان مفاهیم و پیام ها، قالب الفاظ، کوتاه و تنگ است. لذا مى توان گفت؛ عوامل تشابه عبارت است از:
1. بلنداى مفاهیم و معانى
آیاتى مانند: «وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ»30، «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ»31 داراى معانى گسترده و تفاسیر متعدد هستند.
2. اشتراک لفظ
اشتراک لفظ مى تواند عامل ایجاد تشابه در آیات باشد؛ زیرا به سبب آن، کلام قابل حمل بر معناى غیر مقصود مى شود. براى مثال در آیه:
«وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِبْراهِیمَ… إِذْ قالَ لِأَبِیهِ یا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا یَسْمَعُ وَ لا یُبْصِرُ وَ لا یُغْنِی عَنْکَ شَیْئاً»32.
واژه «اب» مشترک بین چند معنا، از جمله پدر، جد و عمو مى باشد. این اشتراک سبب تشابه آیه گردیده است، لذا برخى در فهم مراد آن دچار اشتباه شده و پدر حضرت ابراهیم را بت پرست و مشرک دانسته اند!
3. ایجاز
یکى از عوامل تشابه، ایجاز (مختصر گویى) در آیات است؛ براى نمونه در آیه: «وَ جاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا»33. بدیهى است منظور از «آمدن پروردگار» حالت جسمى و مکانى نیست بلکه چه بسا منظور «آمدن فرمان پروردگار» باشد.34 اما این ایجاز و مختصرگویى ممکن است براى برخى «شبهه» ایجاد کند و مکان داشتن و محدود بودن خداوند را القا کند.
4. مباحثى جدلى
برخى از آیات ـ که اکنون از متشابهات به شمار مى آید ـ در آغاز متشابه نبوده و مسلمانان به دور از سابقه ذهنى گمراه کننده بلکه با خلوص نیت، با آن برخورد مى کردند. بدین لحاظ به طور عموم معنا و مراد آن به خوبى درک مى شد و هیچ گونه شبهه اى ایجاد نمى گردید. اما پس از به وجود آمدن مباحث جدلى و رایج شدن برخى از اصطلاحات به گونه ناپخته و نارس، بر چهره پاره اى از آیات، هاله اى از غبار ابهام نمودار شد.
براى مثال آیات «وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَهٌ. إِلى رَبِّها ناظِرَهٌ»35 بر حسب استعمالات متعارف عرب، چشم داشتن به جایگاه بلند پروردگار را مى رساند، اما بعدها با بروز مباحث جدلى و تفسیر به رأى، عده اى آن را به معناى «رؤیت با چشم» گرفتند.
5. تعریض
«تعریض» از جمله فنون بلاغى است که قرآن کریم آن را به کار گرفته و از این راه، مطالب خود را غیرمستقیم، به مخاطبان خود القا کرده است. در تعریض، از امر، نهى، تهدید، تعجب و… استفاده مى شود و در آن خطاب گوینده در ظاهر متوجه شخصى است و در واقع به غیر او نظر دارد.
براى نمونه مى فرماید: «اى پیامبر! اگر شرک آورى اعمالت حبط و نابود خواهد شد»؛ در اینجا خطاب به پیامبر صلى الله علیه و آله است؛ اما چه بسا منظور اصلى مردمان دیگر باشند.
از پنج عامل یاد شده، سبب اصلى تشابه در آیات، علو معانى و مفاهیم بلند قرآن است (عامل نخست)؛ زیرا از سویى لزوم ارایه معارف الهى بایسته است و از سوى دیگر کوتاهى لفظ و کوچکى قالب ارائه، به طور طبیعى باعث بروز این تشابه است.
قرآن پیچیده ترین روابط و عوالم وجود را به کلام کشیده است و چون موضوع پیچیده و بسیار بلند است، کلمات در همین حد مى توانند بیانگر آنها باشند. البته هیچ کلام غیرقابل فهمى در قرآن نیست و حتى آیات متشابه آن با رجوع به محکمات، قابل فهم است. از این رو قرآن، آیاتش را دوگونه دانسته است: محکمات و متشابهات.
«هُوَ الَّذى اَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ ایاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ اُمُّ الْکِتابِ وَ اُخَرُ مُتَشابِهاتُ»36.
آیات محکمات را آیات مادر مى نامد و آیات متشابه، چند مفهوم از آن قابل برداشت است که براى کشف معناى اصلى آن، لازم است به آیات محکم ارجاع داده شوند.
معنى آیه متشابه این نیست که لغتى در آن است که معنایش را نمى دانیم، بلکه آیه متشابه یعنى آیه اى که مى شود آن را به چند گونه شبیه یکدیگر توجیه کرد. به طور مثال: در قرآن آیاتى هست که همه چیز را به مشیت الهى نسبت مى دهد و استثنا نمى کند.
«قُلِ اللّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ»37؛ «مالک اساسى همه مُلک ها و قدرت ها تو هستى و به هر که ملک بدهى تو مى دهى و از هر که بخواهى تو مى گیرى و به هر که مى خواهى عزت مى دهى، هر که را بخواهى ذلت مى دهى، خیر و صلاح در دست توست و تو بر همه چیز توانا هستى».
این آیه از این نظر متشابه است که چندگونه ممکن است از آن برداشت شود. یکى اینکه در مشیت الهى هیچ چیزى، شرط هیچ چیز نیست، کما اینکه بعضى همین طور نتیجه گیرى کرده و معتقدند؛ تمام شرایطى که ما آنها را شرایط عزت مى نامیم ممکن است؛ پیدا بشود ولى به دنبال آن به جاى عزت، ذلت بیاید و ممکن است تام شرایطى که ما آنها را شرایط ذلت مى نامیم حاصل شود اما پشت سر آن عزت بیاید! در سعادت دنیا وسعادت آخرت هیچ چیزى شرط هیچ چیز نیست چون همه چیز به مشیت الهى است! این گروه را «اشاعره» مى نامند. در حالى که وقتى ما به آیات دیگر قرآن مراجعه مى کنیم، آنها آیات مادر مى شوند و این آیه را تفسیر مى کنند. به طور مثال در آیه دیگر مى خوانیم:
«اِنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّروا ما بِاَنْفُسِهِمْ»38؛ «خدا آنچه را که براى قومى هست از آنها نمى گیرد مگر آنچه را که خودشان از خودشان بگیرند».
این گونه آیات که محکم هستند، آیه قبل را توضیح مى دهد و از حالت متشابه خارج مى سازد.
البته آنچه درباره آیات متشابه گفته شد متناسب با قدرت فهم افراد است اما براى راسخان در علم، چه بسا آیات متشابه مطرح نباشد و نزد آنان همگى آیات به روشنى قابل فهم باشد و جنبه آیات محکم را داشته باشد.
به همین جهت در اول سوره هود آمده است:
«الر کِتابٌ أُحْکِمَتْ آیاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ…»39؛ «الف، لام، راء. کتابى است که آیات آن استحکام یافته، سپس از جانب حکیمى آگاه، به روشنى بیان شده است»40.
علاوه بر دلایل پیشین، مى توان به دو فایده مهم دیگر درباره آیات متشابه اشاره کرد:
1. لزوم پیوند و ارتباط مردم با پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان علیهم السلام: در قرآن مجید مى خوانیم:
«… وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ »41؛ «… و این قرآن را به سوى تو فرود آوردیم، تا براى مردم آنچه را به سوى ایشان نازل شده است توضیح دهى، و امید که آنان بیندیشند».
مسئولیت تبیین بسیارى از احکام و معارف توسط معصومان علیهم السلام، جایگاه مرجعیت علمى و معنوى آن رهبران آسمانى را تثبیت مى کند و مردمان مسیر هدایت خود را به درستى پیدا خواهند کرد و با بهره مندى از علم و عصمت اهل بیت علیهم السلام علاوه بر اینکه آیات متشابه براى آنان تبیین خواهد شد از محبت و مودّت آنان نیز بهره مند خواهد شد و از نااهلان و مدعیان دروغین خلافت به دور خواهند ماند.
2. امتحان مردم؛ در قرآن مجید مى خوانیم:
«… فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَهِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَ الرّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاّ أُولُوا الْأَلْبابِ»42؛ «… اما کسانى که در دلهایشان انحراف است براى فتنه جویى و طلب تأویل آن [به دلخواه خود، ]از متشابه آن پیروى مى کنند، با آنکه تأویلش را جز خدا و ریشه داران در دانش کسى نمى داند. [آنان که ]مى گویند: «ما بدان ایمان آوردیم، همه [چه محکم و چه متشابه ]از جانب پروردگار ماست»، و جز خردمندان کسى متذکر نمى شود».
به طور معمول در فراز و نشیب هاى زندگى، پایدارى و پایبندى مردمان آشکار مى شود. در عرصه اندیشه و انتخاب راه و مسیر نیز در هنگام ابهام و تشابه است که پاک دلان از تاریک دلان بازشناخته مى شوند.
در مجموع وجود آیات متشابه در قرآن مجید، دلایل و فوائد متعددى دارد که به برخى از آنها به طور مختصر اشاره شد.

ناسخ و منسوخ
پرسش 39 . نسخ را تعریف و فلسفه آن را بیان کنید و بگویید چند آیه نسخ شده است؟
نسخ نزد پیشینیان، مفهومى گسترده داشت و عبارت بود از: هرگونه تغییر در حکم پیشین؛ در حالى که نسخ در اصطلاح امروز، جایگزین کردن حکم جدید، به جاى حکم قدیم است. به تعبیر علامه طباطبایى نسخ؛ یعنى: «آشکار ساختن انتهاى مدت و زمان حکم و پایان عمل به آن»43.
حکمت نسخ
حکمت نسخ، به شیوه وضع احکام و نزول قرآن بر مى گردد. حکمت اساسى تدریج در تشریع و نزول آیات، تعلیم و تربیت مخاطبان بوده است.
خداى متعال براى تثبیت معارف و نظام هاى ارزشى جاودانه اسلام، شرایط عینى و واقعیت هاى خارجى معرفتى و توان علمى و عملى مخاطبان را در نظر گرفته است. بنابر مصالح مورد نظر، احکام الهى همه یکسان و یکنواخت نیست. برخى احکام به حسب شرایط و موقعیت اجتماعى عصر نزول، داراى مصلحت موقت بوده و در نتیجه حکم خاص آن موارد از همان آغاز نیز در نزد خداوند، قلمروى محدود داشت؛ ولى بنا بر حکمت هایى از مردم پوشیده داشته شده است44.
تعداد آیات نسخ شده:
برخى در این باره نظر افراطى داشته و آیات زیادى را منسوخ دانسته اند. اما با ضابطه مند شدن تعریف نسخ و شرایط آن از سوى قرآن شناسان، دایره نسخ محدود گردیده است و تعداد آن از نظر بیشتر محققان، از ده آیه تجاوز نمى کند.45
در آیه 106 سوره «بقره» خداوند مى فرماید: هر آیه اى را که ما نسخ کنیم یا آن را به تأخیر اندازیم، بهتر از آن یا همانند آن را مى آوریم.
از نظر عقلى هم مانعى ندارد که حکمى نازل شود و بعد بنا به مصالحى آن حکم عوض گردد. به طور نمونه در آیات نجوا46 خداوند مسلمانان را نهى مى کند از این که در گوشى با پیامبر صلى الله علیه و آله صحبت کنند؛ مگر این که قبل از آن صدقه بدهند، اما هیچ کس به این آیه عمل نمى کند مگر امیرالمؤمنین علیه السلام. بعد آیه نازل مى شود که مى توانید با پیامبر صلى الله علیه و آله نجوا کنید و نیازى به دادن صدقه نیست. چه بسا در تشریع دستور اول و نسخ آن، امتحانى براى مسلمانان بوده است و فضیلت امام على علیه السلام بر دیگران در طول تاریخ ثبت شود.
نمونه دیگر؛ نماز خواندن مسلمانان تا سال دوم هجرى به طرف بیت المقدس بود اما آیه تغییر قبله نازل شد و به پیامبر صلى الله علیه و آله و مسلمانان دستور داده شد، به سوى کعبه نماز بخوانند.47
و مسجدى به نام «ذوقبلتین» در آن محل ساخته شد که تا هم اکنون مورد استقبال زائران مدینه مى باشد، چه بسا تغییر قبله نیز به جهت جداسازى صف مسلمانان از بدخواهان و منافقان و دورى از زخم زبان یهودیان بوده باشد. علاوه بر اینکه احیاء اولین عبادتگاه از زمان حضرت آدم علیه السلام به بعد را نیز به ارمغان آورد.
خلاصه در اصل نسخ شدن برخى احکام، بنا بر مصلحت زمان و اشخاص یا مصالح دیگر، جاى سخن و تردید نیست. اما بسیارى از آیات هستند که عده اى مدعى نسخ آن شده اند؛ در حالى که این چنین نیست و هر آیه حکم خاصى را بیان مى کند و مدعیان نسخ چون نتوانسته اند هر آیه را در جایگاه خودش معنا کنند، بین دو آیه تنافى دیده و حکم به نسخ کرده اند.
به طور مثال در آیات تحریم خمر، هیچ گونه نسخى وجود ندارد بلکه حکم تحریم شراب در ادیان گذشته نیز بوده و در اسلام نیز حرام بوده است اما اعلام آن به ترتیب و در چند مرحله انجام گرفته است. روایات هم موید این مطلب است.48

تمثیلات در قرآن
پرسش 40 . لطفا در مورد تشبیهات و تمثیلات در قرآن، علت، معنا و تفسیر آن من را راهنمایى کنید.
قرآن داراى «مثل»هاى آسمانى است و بیشترین تأثیر را در عبرت آموزى و تحریک اندیشه ها دارد:
«لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَهِ اللّهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»49؛ «اگر این قرآن را بر کوهى نازل مى کردیم، آن را در برابر قرآن خاشع و از خوف خدا متلاشى شده مى دیدى، اینها مثال هایى است براى مردم مى زنیم تا در آنها بیندیشند».
لازم است بدانیم؛ «مثل» دو معنا دارد:
1. سخن حکیمانه که به مناسبتى در موردى گفته مى شود، و به تدریج در فرهنگ مردم وارد مى شود و سینه به سینه از نسلى به نسلى منتقل مى گردد تا رنگ «مثل» به خود مى گیرد.
2. «مثل» به معناى تمثیل است که اساس آن را تشبیه و استعاره، کنایه و مجاز تشکیل مى دهد، و چنین تمثیلى ارتباطى به مَثَل به معنى نخست ندارد و نیازى به گذشت زمان و به تدریج ضرب المثل شدن ندارد. «مَثَل»هاى قرآنى بیشتر از این مقوله مى باشند.
اقسام تمثیل ها:
اکنون که روشن شد مثل هاى قرآن از مقوله تمثیل است، شایسته است به اقسام تمثیل اشاره کنیم؛
1. تمثیل رمزى
مقصود از تمثیل رمزى آن داستان هایى است که از زبان پرندگان و گیاهان حتى سنگ ها و صخره ها بیان مى شود، و کتاب کلیله و دمنه، نوع بارز از این تمثیل رمزى است.
برخى صاحب نظران؛ قصص قرآنى را به ویژه آنچه که مربوط به داستان آدم و پیروزى شیطان بر او و سرگذشت قابیل و هابیل و یا سخن گفتن مورچه با سلیمان را از مقوله تمثیل رمزى بدانند، در حالى که یک چنین تفسیرى بر خلاف تصریح قرآن است. زیرا این کتاب اصرار مى ورزد که قصص خود را یک رشته حقایق و بیان واقعیت بداند. و سجده فرشتگان بر حضرت آدم علیه السلام فراتر از یک داستان سمبلیک و رمزى است، بلکه به طور حقیقى اتفاق افتاده است.
2. تمثیل قصصى
مقصود از «تمثیل قصصى»، داستان هایى است که بیانگر سرگذشت اقوام پیشین است به منظور این که آیندگان از آن عبرت بگیرند و قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم همگى از این مقوله بوده، و در حقیقت نوعى تشبیه مخفى در بر دارند و آن تشبیه آیندگان به گذشتگان است، قرآن مى فرماید:
«ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یُغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللّهِ شَیْئاً وَ قِیلَ ادْخُلاَ النّارَ مَعَ الدّاخِلِینَ»50؛ «خداوند براى کسانى که کفر ورزیده اند، زن نوح و زن لوط را مثل آورده که هر دو در نکاح دو بنده از بندگان شایسته ما بودند و به آنها خیانت کردند و کارى از دست شوهران آنها در برابر خدا ساخته نبود، و گفته شد با داخل شوندگان داخل آتش شوید».
3. تمثیل طبیعى
مقصود از «تمثیل طبیعى»، تشبیه غیرمحسوس به محسوس است مشروط بر این که آنچه به آن تشبیه شده، از امور آفرینشى باشد، چنانکه مى فرماید:
«إِنَّما مَثَلُ الْحَیاهِ الدُّنْیا کَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ اْلأَرْضِ مِمّا یَأْکُلُ النّاسُ وَ اْلأَنْعامُ حَتّى إِذا أَخَذَتِ اْلأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّیَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَیْها أَتاها أَمْرُنا لَیْلاً أَوْ نَهارًا فَجَعَلْناها حَصیدًا کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِاْلأَمْسِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ اْلآیاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»51؛ «در حقیقت، مثل زندگى دنیا، بسان آبى است که آن را از آسمان فرو ریختیم پس گیاه زمین از آنچه مردم و دام ها مى خورند با آن درآمیخت. تا آنگاه که زمین پیرایه خود را برگرفت و آراسته گردید و اهل آن پنداشتند که آنان بر آن قدرت دارند، شبى یا روزى فرمان (ویرانى) ما آمد و آن را چنان درو شده کردیم که گویى دیروز وجود نداشت هاست. این گونه نشانه هاى خود را براى مردمى که اندیشه مى کنند، به روشنى بیان مى کنیم».
خلاصه سخن این که: مثل هاى قرآن یا از مقوله تمثیل قصصى است یا تمثیل طبیعى است و هرگز در قرآن تمثیل رمزى به معناى غیرواقعى وجود ندارد.
امامان علیهم السلام نیز به تدبر در مثل هاى قرآنى اهمیت داده و در سخنان و ادعیه خود به آن اشاره نموده اند:
امیرمؤمنان على علیه السلام مى فرماید: «کِتَابَ رَبِّکُمْ فِیکُمْ مُبَیِّناً حَلَالَهُ وَ حَرَامَهُ وَ فَرَائِضَهُ وَ فَضَائِلَهُ وَ نَاسِخَهُ وَ مَنْسُوخَهُ وَ رُخَصَهُ وَ عَزَائِمَهُ وَ خَاصَّهُ وَ عَامَّهُ وَ عِبَرَهُ وَ أَمْثَالَهُ»52؛ «کتاب پروردگارتان در میان شماست، بیانگر حلال و حرام، واجب و مستحب، ناسخ و منسوخ، جایز و واجب، خاص و عام، عبرت ها و مثال هاى آن است».
هم چنین امیرمؤمنان علیه السلام فرموده اند: «نزل القرآن اَربعُ اَرباعا رُبعٌ فینا و رُبعٌ فى عَدُوِّنا، و رُبعٌ سُنَنٌ و أَمثالٌ، و رُبعٌ فرائضٌ و أحکامٌ»53؛ «قرآن در چهار بخش فرو فرستاده شده است: یک چهارم آن در حق ما، و یک چهارم دیگر در مورد دشمنان ما، و یک چهارم آن سنت هاى الهى و مثل هاى آن است و یک چهارم آن فرایض و احکام مى باشد».54

اصطلاحات تلاوت
پرسش 41 . مى خواستم بدانم چه فرقى میان تلاوت، قرائت، ترتیل، تحقیق، تجوید، تفسیر و تأویل وجود دارد؟
تلاوت :
«تلاوت» اصطلاحى مختص به خواندن کتاب هاى آسمانى است و تلاوت اخص از «قرائت» مى باشد. هر تلاوتى قرائت است اما هر قرائتى، تلاوت نیست.
تلاوت قرآن در قالب الحان عرب، مورد تصویب پیغمبر اکرم است، و به فهم بهتر آیات کمک مى کند و انگیزش انسان را بر عمل بیشتر مى سازد.55 البته لحن اهل فسق ممنوع است.
«ترجیع» نیز به معنى کشش آواز در گام هاى موسیقى است که در قرآن نباید به طرز کشش هاى غنائى اهل کتاب و اهل فسق و رهبانان و نوحه گران باشد.
تلاوت قرآن لحن خاصى دارد که باید از استاد فن یاد گرفت که آن استادان سینه به سینه از اساتید سابق یاد گرفته اند، تا به زمان امامان علیهم السلام و صدر اسلام رسیده است.
امام رضا علیه السلام فرمود: «حَسِّنوا بالقرآنِ اصواتَکُم»56؛ یعنى براى قرائت قرآن آوازهاى خود را نیکو سازید.
و به دنبال آن فرمود: «فَاِنَّ صَوتَ الحَسَن یَزید القرآن حُسْنا» و این نکته بسیار مهم است که آواز خوب سبب افزایش تأثیر قرآن در دلهاست.57
قرائت قرآن چهار مرتبه دارد؛
1. ترتیل، خواندن قرآن با تأنى و شمرده و شیوا مى باشد به طورى که همراه با تدبر در معانى و رعایت تمامى قواعد تجوید است.
2. تحقیق، خواندن قرآن با حداکثر آرامش و تأنى، آهسته تر از قرائت و ترتیل و اشباع مدها و تحقیق همزه ها و اتمام حرکات و تحقیق مخارج حروف مى باشد.
قرائت تحقیق، روشى است که جهت تعلیم قرائت به شاگردان و تمرین زبان و رعایت کامل قواعد تجوید، استفاده مى گردد.
3. تحدیر، سریع خواندن (سریعتر از تحقیق و ترتیل) ولى با حفظ احکام تجوید مى باشد.
4. تدویر، نوعى قرائت است نه به سرعت (تحدیر) و نه به کندى (تحقیق) مى باشد.
افضل القراآت همان ترتیل است.
ترتیل :
ترتیل یعنى درست و شمرده و شیوا خواندن قرآن مجید، این واژه در قرآن یکبار آمده است:
«وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً»58؛ «و قرآن را با ترتیل مناسب آن بخوان».
«ترتیل» خواندن به نظم و توالى و مقدم و مؤخر نکردن است و اصل آن از «ترتیل الاسنان» یعنى صاف و مرتب بودن دندان ها است.
از امام على علیه السلام درباره «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً» پرسیدند فرموده اند: «الترتیل تجوید الحروف و معرفه الوقوف»59؛ «ترتیل خوب ادا کردن حروف و آشنایى به وقف هایى قرآن است».
ابن جوزى در تعریف ترتیل مى نویسد: پیوسته و آهسته خواندن بدون شتاب است و قرآن بدون شتاب و به تأنى نازل شده است.
برخى گفته اند؛ ترتیل آهسته و شمرده خواندن به قصد تدبر و تفکر و استنباط معانى است!60
در مجمع البیان در تفسیر آیه شریفه «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً» ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت مى کند که فرمود: «هو اَنْ تَتَمَکَّنْ فیه و تُحَسِّنْ به صُوتَکَ»؛ «در قرائت درنگ کنى و آواز خود را به قرائت نیکو گردانى».
تفسیر61:
تفسیر در لغت به معنى روشن گرى و تبیین است و از این باب است گفته خداوند فرموده است:
«وَ لا یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلاّ جِئْناکَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِیراً»62؛ «و براى تو مثلى نیاورند، مگر آن که (ما) حق را با نیکوترین بیان براى تو آوردیم».
واژه تفسیر در قرآن مجید تنها همین یک مورد آمده است برخى اهل لغت، تفسیر را به معناى آشکار کردن و پرده بردارى از پوشیده دانسته اند63.
و برخى دیگر؛ تفسیر را به معناى کشف مراد و مقصود گوینده از لفظ مشکل دانسته اند.64 اما در اصطلاح، تفسیر قرآن همان علم فهم قرآن است و مفسّر لازم است به شأن نزول، اسباب نزول، عام و خاص، مطلق و مفید، مجمل و مبیین، محکم و متشابه آیات قرآن آگاهى داشته باشد.
شیخ طوسى مراد از تفسیر قرآن را دانستن معانى و مقاصد آن و اغراض گوناگون آن مى داند65.
علامه طباطبائى در المیزان، تفسیر را این گونه تعریف کرده اند: «التفسیر هو بیان معانى آلایات القرآنیه و الکشف عن مقاصدها و مدالیها»؛ «تفسیر بیان معانى آیات قرآنى و کشف مقاصد و مدالیل آنهاست».
طبق این تعریف دو مرحله براى تفسیر بیان شده:
مرحله اول بیان معانى آیات معناهایى که از آیات به خودى خود با قطع نظر از سایر آیات و قرائن دیگر فهمیده مى شود و مرحله دوم کشف مقاصد آیات یعنى آن معناهایى که خداوند از آیات قرآن قصد کرده است.
تأویل:
«تأویل» از «اول» به معناى رجوع است.66
کلمه تأویل 17 بار در قرآن مجید آمده است و به سه معنى به کار رفته است:
1. به معناى «مآل امر» (سرانجام) در پنج مورد: نساء 59، اسراء 35، اعراف 35 (دوبار)، یونس 39.
2. به معناى «تعبیر رؤیا» در 8 مورد: یوسف 6، 21، 36، 37، 44، 45، 100 و 101.
3. به معناى «توجیه و تبیین متشابه» در چهار مورد: آل عمران 7(دوبار)، کهف 78 و 82.
علامه طباطبائى مى گوید: «تأویل از امور عین است و فراتر از آن است که قالب هایى الفاظ آن را فرا گیرد. آن امور و حقایق عینى را فقط به خاطر تقریب به اذهان ما مقید به الفاظ و کلمات و عبارات نموده است این الفاظ همانند مثل هایى هستند که با آوردن آنها انسان به معناى مورد نظر نزدیک شود. قرآن در تمام موارد استعمال لفظ تأویل همان واقعیت عینى خارجى را در نظر گرفته است.67
استاد معرفت، عقیده دارد که تأویل اصطلاحى است که در دو معنا به کار رفته است:
1. توجیه متشابه، خواه این متشابه کلام متشابهى باشد یا عملى که به شُبه و رَیب انجامد این قسم از تأویل مختص به آیات متشابه است.
2. معناى ثانوى کلام، که از آن به «بطن» تعبیر مى گردد در مقابل معناى اولى که از آن به «ظهر» تعبیر مى شود تأویل به این معنى اختصاص به آیات متشابه نداشته بر همه قرآن سایه مى گستراند به عقیده استاد معرفت، اگر تأویل را عین خارجى بگیریم مصداق را با تأویل خلط نموده ایم.

ضمایر جمع خدا
پرسش 42 . با توجه به وحدانیت خداوند چرا در برخى از موارد در قرآن، از عبارات و ضمایر جمع (انا و نحن و … ) براى خداوند، استفاده شده است؟
در این باره باید دانست؛ در قرآن دو نحوه انتساب انجام کارها، به پروردگار بیان شده است. یکى مواردى که صیغه جمع به کار برده شده و نشانگر نقش و کارکرد وسایط فیض الهى مانند فرشتگان در تحقق فعل و انجام کارها است. یکى مواردى که صیغه مفرد به کار رفته که مى تواند اعم از فعل مباشر خداوند یا کارى باشد که به اراده او از طریق وسایط فیض انجام گرفته است. لذا این گونه آیات، دلالت بر این واقعیت دارند که امور جهان هستى، دوگونه انتساب پذیرى به ذات اقدس حق دارند: مستقیم و غیرمستقیم.
به طور مثال درباره نزول وحى بر قلب پیامبر صلى الله علیه و آله که عواملى همچون جبرئیل دخالت داشته اند؛ گفته مى شود «ما» قرآن را نازل کردیم و در قرآن چنین آمده است: «إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ»68.
در مورد آیه «فَلَمّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ»69؛ «هنگامى که ما را به خشم آوردند از آنها انتقام گرفتیم» از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که: خداوند عزوجل مانند ما، به خشم نمى آید ولکن براى خودش اولیاى آفریده است که آنها به خشم مى آیند یا خشنود مى شوند پس خشم و خشنودى آنان را خشم و خشنودى خودش دانسته و به صورت جمع به خودش نسبت داده است.70

نام هاى خدا
پرسش 43 . چرا در قرآن براى خواندن خدا صفت مذکر آمده است؟ مگر خدا داراى جنسیت است؟ ما در اینجا یک نوع برترى براى مردها مى بینیم. لطفا توضیح دهید.
در این باره باید دانست؛ خداوند جنس ندارد لذا نه مذکر است و نه مونث و نه چیز دیگرى شبیه به این موارد.
«لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ»71؛ «چیزى مانند او نیست».
اما از آنجا که قرآن مجید به زبان عربى نازل شده است؛ مى بایستى قواعد زبان عرب در آن رعایت گردد.
در زبان عرب نام هاى خداوند متعال مانند: «اللّه و رحمان»، مذکر لفظى است. همان گونه که لفظ «قمر» مذکر است و لفظ (شمس) مؤنث است. طبق قواعد زبان مى بایستى صفت با موصوف مطابقت نماید. از این رو صفاتى که در قرآن براى خداوند آورده شده مذکر است ولى توجه داشته باشید که لفظ جلاله «الله» و یا «رحمان» مذکر حقیقى نیست؛ زیرا مذکر حقیقى آن است که در برابر آن جنس ماده وجود داشته باشد و چنین چیزى در مورد خداوند وجود ندارد. بنابراین؛ این الفاظ، مذکر مجازى بوده و اوصاف آن باید مذکر باشد؛ ولى به هیچ وجه این مطابقت بدان معنا نیست که (نعوذ بالله) خداوند مذکر و داراى جنس است؛ بلکه تنها تبعیت از ادبیات عرب است که چنین اقتضایى دارد و اگر اسامى مؤنث آورده مى شد هم خلاف قاعده ادبى بود و هم سوال برانگیز. بنابراین مذکر و مؤنث، همه مخلوقات خداوند هستند و رضایت یا عدم رضایت او از بندگان به ایمان، تقوا و عمل صالح آنان بستگى دارد.
«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً»72؛ «هر کس از ـ مرد یا زن ـ کار شایسته اى کند و مؤمن باشد، قطعا او را با زندگى پاکیزه اى حیات [حقیقى] بخشیم».

نام هاى قرآن
پرسش 44 . کلمه قرآن یعنى چه و اوصاف «مجید» و «کریم» از سوى چه کسى، بر قرآن نهاده شده است؟
کلمه «قرآن» در آیات نیز به کار رفته است: «إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ. فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ»73. مثل «فرقان» و «رجحان» که مصدر مى باشند. قرآن مصدر است به معنى اسم مفعول (مقروء) قرآن کتابى است خواندنى باید آن را خواند و در معنایش دقت نمود.
برخى «قرآن» را به معناى «جمع» گرفته اند زیرا که اصل «قرء» به معنى جمع است و از آنجا که این کتاب آسمانى، جامع حقایق و فرموده هاى الهى است؛ و جامع همه کتب الهى در گذشته است و ثمره همه علوم را دارا هست، قرآن نامیده شده است.74
اسامى و اوصاف قرآن را خود خداوند در آیات بیان فرموده است:
1. «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِیدٌ»75.
2. «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ»76.
3. «وَ لَقَدْ آتَیْناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِى وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ»77.

پیامبران خاورمیانه
پرسش 45 . چرا در قرآن نام تعداد کمى از پیامبران آمده است؟ و بیشتر پیامبرانى که در قرآن نام برده شده از منطقه خاورمیانه هستند؟
نخست باید دانست یکى از مهمترین وظایف پیامبران به ویژه پیامبران اولى العزم، هدایت و داورى میان مردمى است که به دلیل شکل گیرى نظام اجتماعى و تزاحم منافع با همدیگر اختلاف پیدا کرده بودند زیرا انسان ها در ابتدا به صورت گروه هاى کوچک و به طور اشتراکى زندگى مى کردند. اما رفته رفته با پیدایش آتش و فلز و گسترش امکانات، برخى بر برخى سلطه پیدا کردند و بسیارى از هدایت الهى دور شدند و آن یکپارچگى اولیه را از دست دادند. این بحران ها بیشتر در سرزمین هاى با تمدن کهن که به طور عموم در منطقه خاورمیانه بودند شکل گرفت. از این رو بیشتر پیامبران و به ویژه پیامبران اولى العزم در این مناطق مبعوث شدند. چنان که در قرآن مجید نیز مى خوانیم:
«کانَ النّاسُ أُمَّهً واحِدَهً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللّهُ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»78؛ «مردم، امتى یگانه بودند؛ پس خداوند پیامبران را نوید آور و بیم دهنده برانگیخت و با آنان، کتاب [خود ]را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى کند. و جز کسانى که [کتاب ]به آنان داده شد – پس از آن که دلایل روشن براى آنان آمد – به خاطر ستم [و حسدى ]که میانشان بود [هیچ کس ]در آن اختلاف نکرد. پس خداوند آنان را که ایمان آورده بودند، به توفیق خویش، به حقیقت آنچه که در آن اختلاف داشتند هدایت کرد و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى کند».
براى توضیح بیشتر نظر شما را به مطالب زیر جلب مى کنیم:
یکى از لوازم نبوت عامه این است که هیچ مردمى بدون راهنما نیستند و ممکن نیست خداوند ملتى را بدون راهنما، رها کند زیرا خدا مربى و مدبر انسان است و انسان مسافرى است که عوالمى را پشت سر گذاشته و عوالمى پیش روى دارد انسان بدون راهنمایى وحى نمى داند از چه عوالمى آمده است و به کدام عوالم مى رود قرآن کریم در این مورد مى فرماید هیچ امتى بدون بیم دهنده نخواهد بود «إِنْ مِنْ أُمَّهٍ إِلاّ خَلا فِیها نَذِیرٌ»79.
انفکاک بشریت و نبوت ممکن نیست یا خود پیغمبر در یک جامعه معین به سر مى برد و یا نماینده و جانشین او و یا کتاب و تعالیمش.
درباره این که آیا در غرب پیامبرى ظهور کرده است یا نه؟ باید گفت ممکن است در آن مناطق، جمعیتى نبوده و یا اگر بوده ما دلیلى نداریم که خداوند براى آنها انبیایى نفرستاده است چون انبیایى که آمار و نامشان در قرآن و جوامع روایى هست معدود هستند و نام همگى را در دسترس نداریم. خداى سبحان مى فرماید:
«مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ»80؛ «ما پیش از تو رسولانى فرستادیم سرگذشت گروهى از آنان را براى تو باز گفته و گروهى را براى تو بازگو نکرده ایم».
لذا شاید در غرب نیز انبیایى بوده اند که در قرآن قصه آنان نیامده است و علت عدم ذکر نام و قصه به جهت بیان سرگذشت پیامبران بزرگ و تمدن ساز بوده، به طورى که نیازى به طرح داستان دیگر پیامبران نبوده است. آنان در قرآن چه بسا، عدم حضور احتمالى پیامبران و با جانشینان آنان در برخى مناطق بیشتر در اثر موانعى بوده که دشمنان و زورمداران، در راه گسترش دعوت انبیاء بوجود آورده بودند. لذا گناه محرومیت بسیارى از مردم از هدایت انبیاء بگردن کسانى است که جلو گسترش دعوت ایشان را گرفته اند.81
البته در این صورت به طور قطع مى توان گفت؛ خداوند متعال در دنیا هیچ گروه و امتى را عذاب نخواهد کرد مگر اینکه پیام وحى براى آنان قابل دسترسى باشد. چنان که در قرآن مجید مى خوانیم:
«وَ ما کانَ رَبُّکَ مُهْلِکَ الْقُرى حَتّى یَبْعَثَ فِی أُمِّها رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِنا وَ ما کُنّا مُهْلِکِی الْقُرى إِلاّ وَ أَهْلُها ظالِمُونَ»82؛ «و پروردگار تو [هرگز ]ویرانگر شهرها نبوده است تا [پیشتر] در مرکز آنها پیامبرى برانگیزد که آیات ما را بر ایشان بخواند، و ما شهرها را – تا مردمشان ستمگر نباشند – ویران کننده نبوده ایم».
و همچنین اگر به جهت سلطه سران شرک و کفر از وحى الهى محروم باشند از مستضعفان به شمار خواهند آمد و در قیامت، مشمول رحمت الهى قرار خواهند گرفت. چنان که در قرآن مجید مى خوانیم:
«إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَهً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبِیلاً»83؛ «مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستى که چاره جویى نتوانند و راهى نیابند».
اهمیت استراتژیک خاورمیانه:
علت اینکه بیشتر پیامبرانى که در قرآن نام آنها آمده از منطقه خاورمیانه مى باشد این است که خاورمیانه محل تلاقى سه قاره بزرگ آسیا، اروپا و آفریقا و مشتمل بر قلمروها و آبراه هایى است که در زمره پراهمیت ترین مناطق ژئواستراتژیک جهان مى باشد. اهمیت استراتژیک و نظامى خاورمیانه به لحاظ مجاورت با دو اقیانوس اطلس و هند و وجود دریاهایى مانند دریاى مدیترانه، دریاى احمر، دریاى خزر، دریاى سیاه و همچنین خلیج فارس، از دیرباز مورد توجه کانون هاى قدرت جهانى بوده است. علاوه بر این که وجود کانال ها و تنگه هاى استراتژیکى چون کانال سوئز (محل اتصال دریاهاى مدیترانه و سرخ در مصر)، تنگه هرمز (محل اتصال خلیج فارس و دریاى عمان)، تنگه هاى بسفر و داردانل (در شمال غرب ترکیه)، تنگه باب المندب (دریاى سرخ به خلیج عدن در جنوب غربى عربستان)، تنگه جبل الطارق (اتصال دریاى مدیترانه با اقیانوس اطلس)، نقش برجسته خاورمیانه را دو چندان کرده است. به همین جهت خاورمیانه از نخستین خاستگاه هاى تمدن جهان بوده است. بسیارى از باورها و آیین هاى جهان از اینجا برخواسته اند و زادگاه ادیان مهمى چون یهودیت، مسیحیت و اسلام شده است و اماکن متبرکه این سه دین نیز در این منطقه قرار دارد.
نام پیامبران:
تعداد پیامبران الهى بنا بر قول مشهور، یکصد و بیست و چهارهزار نفر است ولى نام هاى تعداد کمى از آنان در قرآن آمده است. زیرا بیشتر پیامبران، صاحب شریعت مستقل نبوده اند؛ بلکه دعوت کننده به شریعت پیامبر اولى العزم دیگر بوده اند و بسیارى از پیامبران، بر یک شهر یا روستا و یا حتى برخى بر یک خانواده مبعوث بوده اند و برخى از آنها مبعوث بر کسى نبوده اند و مأمور به تبلیغ نبوت خود به کسى نبوده اند84 گرچه مورد اخیر را برخى نپذیرفته اند.
اسامى پیامبرانى که در قرآن آمده است عبارتند از: آدم، نوح، ادریس، هود، صالح، ابراهیم، لوط، اسماعیل، الیسع، ذوالکفل، الیاس، یونس، اسحاق، یعقوب، یوسف، شعیب، موسى، هارون، داوود، سلیمان، ایوب، زکریا، یحیى، اسماعیل صادق الوعد، عیسى و محمد صلى الله علیه و آله.
برخى هم پیامبریشان محل بحث است که عبارتند از: ذى القرنین، عمران پدر مریم و عُزیر.
برخى آیات هم اوصاف پیامبرانى را ذکر کرده و اسم آن پیامبر نیامده مثل آیه 243 و 246 بقره که به ترتیب در مورد حزقیل و اشموئیل است و یا آیه 259 بقره که در مورد ارمیا یا عُزیر مى باشد. همچنین آیه 65 که در مورد خضر مى باشد اگر چه پیامبرى جناب خضر محل بحث است.85
در روایات نیز نام برخى انبیاء آمده است همچون شعیا؛ حیقوق یا حبقوق، دانیال، جرجیس و حنظله و خالد.86

قلب و عروس قرآن
پرسش 46 . چرا سوره هاى «یس» و «الرحمن» به قلب و عروس قرآن معروف اند؟
سوره «یس» مشتمل بر پایه ها و ارکان عقیدتى و نیز اصول برنامه هاى پیامبران است؛ به ویژه آخرین آیه آن که شامل معارف بلندى است «فَسُبْحانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»87 از این رو آن را در روایات «قلب قرآن» نامیده اند.
در این سوره، انسان با صحنه هاى مختلفى از آفرینش و قیامت، زندگى و مرگ، انذار و بشارت روبه رو مى شود که مجموعه اى بیدارکننده و نسخه اى شفابخش را تشکیل مى دهد.88
سوره «الرحمن» نیز به دلیل زیبایى فوق العاده آیاتش، «عروس قرآن» نامیده شده است.

نام گذارى سوره ها
پرسش 47 . سوره هاى قرآن به دست چه کسى و بر اساس چه معیارى، نام گذارى شده است؟
برخى از مفسران در رابطه با نام گذارى سوره هاى قرآنى، معیارهاى زیر را ارائه داده اند:
1. نام سوره گاهى با عنوانى که در آن سوره واقع شده یا با موضوعى که در آن سوره از آن بحث شده، انتخاب مى شود. براى مثال: نام گذارى سوره «نساء» به اعتبار بیان احکام زنان، سوره «مائده» به لحاظ سخن رفتن از مائده آسمانى، سوره «انعام» به جهت سخن از چهار پایان، سوره «نحل» به علت تکیه بر زنبور عسل و سوره «نمل» به جهت به میان آمدن نام مورچگان در آن است. در قرآن هاى قدیمى، ابتداى سوره مى نوشتند: «سورهٌ تُذکر فیها البقره»؛ «سوره اى که در آن گاو ذکر مى گردد» و «سورهٌ یذکر فیها آل عمران»؛ «سوره اى که در آن از آل عمران سخن به میان مى آید».
2. گاهى جمله اى از اول سوره را معرف و نام آن سوره قرار مى دهند، چنان که گفته مى شود: سوره «اقرا بسم ربک»، «انا انزلناه»، «حم سجده» و نظایر آنها.
3. گاهى با وصفى که سوره دارد، به معرفى آن مى پردازند. براى مثال سوره حمد به مناسبت اینکه در اول قرآن آمده، «فاتحه الکتاب» و به مناسبت هفت آیه بودنش «سبع المثانى» نامیده مى شود و یا سوره «قل هوالله» به لحاظ اینکه مشتمل بر توحید خالص است «سوره اخلاص» نامیده مى شود.
4. گاهى تسمیه سوره به لحاظ نوع حروف مقطعه موجود در آن است مانند: سوره ق، ص، حم، عسق و… .
حاصل سخن اینکه این عمل به صورت طبیعى، شکل گرفته و نمى توان گفت به دستور رسول اکرم صلى الله علیه و آله بوده است. به همین دلیل بسیارى از سوره ها، بیش از یک اسم دارند؛ مانند بقره، آل عمران، نحل، توبه، غاشیه و…89.
اما براساس نظریه دیگرى ـ که نام گذارى را توقیفى مى داند ـ هر سوره اى در قرآن کریم، هم زمان با حیات رسول اکرم صلى الله علیه و آله داراى نام و عنوان یا نام ها و عناوینى است که از طریق وحى معین و مشخص شده بود.
در نظریه سومى؛ علاوه بر معین بودن اسامى سوره ها در زمان حیات پیامبر صلى الله علیه و آله پس از وفات آن حضرت نیز هر سوره اى حتى بسیارى از آیات به جهت خصوصیات و مزایا و یا جهت مشتمل شدنشان بر موضوع خاصى داراى عناوین و اسامى دیگرى از جانب علما گردید90.

نام دوم سوره ها
پرسش 48 . برخى سوره ها نام دومى دارند مانند سوره «انسان» که «دهر» هم نامیده مى شود اگر ممکن است نام دوم سوره هاى دیگر را بنویسید.
بسیارى از سوره ها علاوه بر نام هاى متداول و معروف، به نام هاى دیگرى نیز نامیده مى شوند که به برخى از آنها اشاره مى شود:
1. الفاتحه حمد، سبع المثانى
2. بقره سَنام، فُسطاط
3. بقره و آل عمران زهراوان
4. توبه برائت
5. اسراء بنى اسرائیل
6. السجده الم سجده
7. فاطر ملائکه
8. غافر مؤمن
9. فصلت حم سجده
10. شورى حم عسق
11. النباء عـم
12. انسان دهر، هل اتى
13. تکویر کورت
14. الشرح انشراح و الم نشرح
15. قریش ایلاف
16. الکافرون جحد
17. اخلاص توحید، نسبت، قل هواللّه
18. فلق و ناس معوذتین

تقسیم بندى قرآن
پرسش 49 . علت تعدد سوره ها و تقسیم بندى آیات قرآن چیست؟
قرآن پژوهان درباره حکمت تقسیم قرآن به سوره هاى مختلف، نظریه هاى گوناگونى را بیان کرده اند. برخى در این باره گفته اند: حکمت تقسیم قرآن به سوره ها، براى اثبات این مسئله است که هر سوره اى از قرآن ـ حتى در حداقل آیات آن ـ معجزه و آیتى از نشانه هاى الهى است. همچنین اشاره به آن است که هر سوره، داراى روش و سبک مستقل و مخصوص به خود است.
براى مثال سوره «یوسف» از داستان یوسف و سوره «برائت» از احوال و اسرار منافقان صحبت مى کند.91 به علاوه هر سوره داراى حداقل یک هدف اصلى و پیام ویژه اى مى باشد که آیات سوره بر محور آن دور مى زند.92 برخى نیز به حکمت هاى دیگرى اشاره کرده اند؛ از جمله: تقسیم قرآن به آیات و سوره هاى مختلف موجب ملاحظه و شناخته شدن معانى و نظم بیشتر مى گردد.93
در پایان لازم است به دو نکته اشاره شود:
یکم. تقسیم قرآن به سوره ها به دستور خدا بوده و در زمان پیامبر صلى الله علیه و آله تعیین شده است. هر سوره با «بسم اللّه الرحمن الرحیم» شروع و با نزول «بسم اللّه » بعدى، سوره پیشین ختم مى شده است.
دوم. تقسیم قرآن به سوره ها، اختصاص به این کتاب آسمانى ندارد؛ زیرا کتاب هاى آسمانى پیشین (مانند تورات و انجیل) هم به شکل تبویب و سوره بندى نازل شده است؛ چنان که زمخشرى بدین موضوع اشاره کرده است.94

جزءهاى قرآن
پرسش 50 . علت تقسیم بندى قرآن به 30 جزء و 120 حزب چه بوده است؟
تقسیم بندى قرآن به صورت 30 جزء و 120 حزب، به جهت آسان سازى حفظ و یا تقسیم در تلاوت بوده است. از این رو روایت یا حدیثى از پیامبر صلى الله علیه و آله یا ائمه معصومین علیهم السلام در زمینؤ این نوع تقسیم بندى وجود ندارد. از این رو، در برخى از کشورها هر جزء به دو حزب تقسیم مى شود و در مجموع قرآن را داراى 60 حزب مى دانند.

تعداد آیات قرآن
پرسش 51 . منشأ پیدایش اختلاف در تعداد آیات چیست؟
درباره علت این اختلاف گفته شده است: نبى اکرم صلى الله علیه و آله بر سر هر آیه اى، اندکى توقف مى کرد تا یارانش بدانند که پایان و آغاز آیه کجا است؛ ولى پاره اى از موارد نیز وجود داشت که محل وقف پیامبراکرم صلى الله علیه و آله، فاصله میان دو آیه نبود.
در اینجا گروهى قبل از وقف را به مابعد آن وصل مى کردند و دسته دیگر، آن وقف را پایان آیه تلقى کرده و دنباله آن را وصل نمى کردند. چنین بود که در شمارش آیات، در مصحف هاى مختلف، اختلافى پیش آمد.
البته امروزه تقریباً بیشتر آیات قرآن، از نظر شماره به طریق کوفیان است که عدد آن 6236 ثبت شده و ابو عبدالرحمن المسلمى از امیر مؤمنان على بن ابیطالب علیه السلام نقل کرده و امام الشاطبى آن را در «ناظمهُ الزُهر» آورده است.95

حروف مقطعه
پرسش 52 . منظور از حروف مقطعه قرآن چیست؟
در ابتداى 29 سوره از سوره هاى قرآن، یک یا چند حرف از حروف الفبا وجود دارد (مجموعاً 87 حرف) که با حذف موارد تکرارى 14 حرف مى شود (یعنى نصف حروف الفباى عربى که 28 حرف است). اینها «حروف مقطعه» نامیده مى شوند. حروف مقطعه در کتابت سرهم و به صورت یک کلمه مثل «الم، المص و…» نوشته؛ ولى هنگام خواندن جدا از هم خوانده مى شوند.
براى مثال «الف»، «لام»، «میم» یا «الف»، «لام»، «میم»، «صاد»، این حروف چهارده گانه عبارت است از: « ا . ح . س . ص . ط . ع . ق . ک . ل . م . ن . ه . ر . ى ».
بدرالدین زرکشى از ترکیب این حروف، جمله «نصٌ حکمٌ، قاطعٌ لَهُ سرٌ» و فیض کاشانى جمله «صراطُ علىٍ حقٌ نُمْسِکُه» را ساخته اند.
در رابطه با «حروف مقطعه» نظرات متفاوتى از سوى قرآن پژوهان ابراز شده که به طور خلاصه به بخشى از آنها اشاره مى شود:
1. «حروف مقطعه» نمونه اى از حروف الفباست و آیات قرآن از همین حروف تشکیل شده اما دیگران از آوردن هم مانند آن ناتوانند.
2. «حروف مقطعه» از نوع متشابهات قرآنى است که علم آن مخصوص به خداوند است.96
3. حروف مقطعه هر سوره نام همان سوره است؛ چنان که سوره هاى «یس» و «طه» و… هر یک به این اسامى نامیده شده اند.97
4. هر یک از این حروف اشاره به اسمى از اسماى حسناى الهى است و بعضى نیز رمز و اشاره به نام پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله است.
5. حروف مقطعه از ناحیه خدا، سوگندهایى است مبنى بر اینکه این کتاب از سوى او است.98
6. این حروف براى متنبه کردن مردم و برقرارى آرامش مجلس به هنگام رساندن آیات الهى از سوى پیامبر صلى الله علیه و آله است.99
7. این حروف در واقع رمز و سرى میان خداوند و رسول اکرم صلى الله علیه و آله است که تنها پیامبر و افراد پاک مى توانند از آنها آگاهى یابند.100
8. حروف مذکور براى آگاه کردن پیامبر صلى الله علیه و آله از نزول وحى و تمایز آن از سخنان بشرى نازل شده است.101
9. با تدبر در سوره هاى داراى حروف مقطعه مشترک، روشن مى شود که مضامین و سیاق آنها با یکدیگر مشابه و متناسب است.102
10. تمامى بحث ها بر محور حکمت وجود حروف مقطعه دور مى زند و ربطى به کنه و حقیقت وجود آنها ندارد؛ زیرا انسان از آگاهى یافتن بر آنها ناتوان است.103
11. این حروف گرچه از متشابهات قرآن محسوب مى شود؛ اما گروه راسخان در علم مى توانند از آنها آگاهى یابند.104
12. اینها سرآغاز سوره هایى است که خداوند قرآن را با آنها شروع کرده است. از میان مفسران، مجاهد این قول را پذیرفته است.105
گفتنى است تفاسیر دیگرى نیز درباره «حروف مقطعه» از جانب قرآن پژوهان ارائه گشته و روایات زیادى نیز در این باره نقل شده است.106

استخاره
پرسش 53 . چگونه مى توان استخاره کرد و شرایط آن چیست؟
«استخاره» در لغت، به معناى طلب خیر از خداوند متعال است که دانا به امور و عواقب کارها است. در کنار این معنا، گاهى استخاره به معناى نوعى قرعه در هنگام تحیّر است که همراه با دعا و درخواست از خداوند متعال به کار برده مى شود. این نوع استخاره معمولاً با تسبیح و قرآن انجام مى شود.
در روایات، استخاره به معناى طلب خیر از خداوند متعال، بسیار مورد سفارش قرار گرفته است، و ائمه اطهار علیهم السلام، شیعیان را ترغیب کرده اند کارهاى خود را بر اساس استخاره انجام دهند.
امام باقر علیه السلام فرموده است: «کُنَّا نَتَعَلَّمُ الاِسْتِخَاره کَمَا نَتَعَلَّمُ السُّورَه مِنَ الْقُرْآنِ»107؛ «ما استخاره را آموزش مى دهیم، همان گونه که سوره قرآن را آموزش مى دهیم».
روایت دوم تصریح دارد که پس از طلب خیر از خداوند متعال، هر اتفاقى که براى استخاره کننده بیفتد، مى بایست از آن راضى باشد.
امام صادق علیه السلام نیز فرموده است: «… مَا أُبَالِى إِذَا اسْتَخَرْتُ اللَّهَ عَلَى أَیِّ جَنْبِی وَقَعْتُ»108؛ «… آن گاه که استخاره کردم، باکى ندارم که چه بر من واقع مى شود».
دلیل آن را بایست در این نکته جست و جو کرد که استخاره کننده، خود را به خدا سپرده و خداوند متعال نیز به خیر او آگاه تر است. بنابراین در صورت عمل بر اساس استخاره، هر اتفاقى که بیفتد، باید ایمان داشته باشد که خیر او در آن بوده است.
روش هاى استخاره:
از آنجا که معناى اصلى استخاره، طلب خیر از خداوند متعال است، بهترین روش آن، دعا است؛ زیرا در حقیقت استخاره نوعى دعا و طلب خیر از پیشگاه خداوند متعال است که دانا به همه کارها و اسرار است و خیر و شرّ ما نیز در دست او است. دعاهاى متعددى براى استخاره نقل شده از جمله:
1. امام باقر علیه السلام مى فرماید: «من هرگاه در کار مهمى اراده استخاره دارم؛ در حال نشسته صد بار با دعاى زیر، از خدا طلب خیر مى کنم. اما براى خرید چیزى و کارهاى شبیه آن سه بار این دعا را در حال نشسته مى خوانم:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِأَنَّکَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَهِ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ کَذَا وَ کَذَا خَیْرٌ لِى فَخِرْهُ لِى وَ یَسِّرْهُ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ شَرٌّ لِى فِى دِینِى وَ دُنْیَاىَ وَ آخِرَتِى فَاصْرِفْهُ عَنِّى إِلَى مَا هُوَ خَیْرٌ لِى وَ رَضِّنِى فِى ذَلِکَ بِقَضَائِکَ فَإِنَّکَ تَعْلَمُ وَ لاَ أَعْلَمُ وَ تَقْدِرُ وَ لاَ أَقْدِرُ وَ تَقْضِى وَ لاَ أَقْضِى إِنَّکَ عَلاَّمُ الْغُیُوب)»109.
2. در صحیفه سجادیه آمده است:
«اللَّهُمَّ إِنِیِّ أَسْتَخِیرُکَ بِعِلْمِکَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اقْضِ لِی بِالْخِیَرَهِ؛ وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَهَ الاِخْتِیَارِ، وَ اجْعَلْ ذَلِکَ ذَرِیعَهً إِلَى الرِّضَا بِمَا قَضَیْتَ لَنَا وَ التَّسْلِیمِ لِمَا حَکَمْتَ فَأَزِحْ عَنَّا رَیْبَ الاِرْتِیَابِ، وَ أَیِّدْنَا بِیَقِینِ الْمُخْلِصِینَ. وَ لَا تَسُمْنَا عَجْزَ الْمَعْرِفَهِ عَمَّا تَخَیَّرْتَ فَنَغْمِطَ قَدْرَکَ، وَ نَکْرَهَ مَوْضِعَ رِضَاکَ، وَ نَجْنَحَ إِلَى الَّتِى هِیَ أَبْعَدُ مِنْ حُسْنِ الْعَاقِبَهِ، وَ أَقْرَبُ إِلَى ضِدِّ الْعَافِیَهِ؛ حَبِّبْ إِلَیْنَا مَا نَکْرَهُ مِنْ قَضَائِکَ، وَ سَهِّلْ عَلَیْنَا مَا نَسْتَصْعِبُ مِنْ حُکْمِکَ؛ وَ أَلْهِمْنَا الِانْقِیَادَ لِمَا أَوْرَدْتَ عَلَیْنَا مِنْ مَشِیَّتِکَ حَتَّى لَا نُحِبَّ تَأْخِیرَ مَا عَجَّلْتَ، وَ لاَ تَعْجِیلَ مَا أَخَّرْتَ، وَ لاَ نَکْرَهَ مَا أَحْبَبْتَ، وَ لاَ نَتَخَیَّرَ مَا کَرِهْتَ. وَ اخْتِمْ لَنَا بِالَّتِى هِیَ أَحْمَدُ عَاقِبَهً، وَ أَکْرَمُ مَصِیراً، إِنَّکَ تُفِیدُ الْکَرِیمَهَ، وَ تُعْطِى الْجَسِیمَهَ، وَ تَفْعَلُ مَا تُرِیدُ، وَ أَنْتَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ».110
استخاره با قرآن:
یکى از روش هاى استخاره، استخاره با قرآن است. در روایات به این نوع روش نیز در کنار روش هاى دیگر اشاره شده است.
در روایتى آمده است: الْیَسَعِ الْقُمِّیِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أُرِیدُ الشَّیْءَ وَ أَسْتَخِیرُ اللَّهَ فِیهِ فَلَا یُوَفَّقُ فِیهِ الرَّأْیُ إِلَى أَنْ قَالَ فَقَالَ: «افْتَتِحِ الْمُصْحَفَ فَانْظُرْ إِلَى أَوَّلِ مَا تَرَى فَخُذْ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ»111؛ الیسع قمى مى گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: کارى مى خواهم انجام دهم و در آن کار از خدا نیز استخاره مى کنم؛ اما به نظر ثابتى موفق نمى شوم. آن حضرت فرمود: «قرآن را بگشا و به نخستین آیه که مى بینى نگاه کن و آن را بگیر که اگر خدا بخواهد [خیر تو در آن است]».
اما درباره چگونگى فهم خیر از آیات قرآن، دعاهاى مختلفى وارد شده که یکى از آنها به پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله منسوب است. آن حضرت مى فرماید: هنگامى که خواستى به کتاب خدا استخاره بزنى و از تحیّر بیرون بیایى، سه بار سوره اخلاص (توحید) را بخوان و سه صلوات بر پیامبر اکرم و آل او بفرست و سپس این دعا را بخوان: «اللَّهُمَّ إِنِّى تَفَألْتُ بِکِتَابِکَ وَ تَوَکَّلْتُ عَلَیْکَ فَأَرِنِى مِنْ کِتَابِکَ مَا هُوَ الْمَکْتُومُ مِنْ سِرِّکَ الْمَکْنُونِ فِى غَیْبِکَ».
سپس قرآن را باز کن و بدون اینکه خطوط و صفحات را بشمارى، از خط اول عاقبت کار را بخوان.112
استخاره با تسبیح:
براى استخاره با تسبیح مشهور آن است که: بعد از نیت، حداقل سه بار صلوات و یک بار حمد و سه مرتبه سوره اخلاص و چند مرتبه «استخیراللّه برحمته»؛ «از رحمت خدا طلب خیر مى کنم» را بگویید و بعد یک قبضه از دانه هاى تسبیح را به دست گرفته و دو تا دو تا بشمارید. اگر یک عدد باقى ماند، «خوب» و اگر دو تا ماند «بد» است.
پنج نکته درباره استخاره
درباره استخاره و روش آن، رعایت پنج نکته ضروررى است:
1. استخاره هیچ گاه جاى اندیشه و مشورت را نمى گیرد؛ بلکه استخاره پس از اندیشه و مشورت است؛ یعنى، هر کارى را که مى خواهیم انجام بدهیم، ابتدا باید درباره آن بیندیشیم و سود و زیان آن را بسنجیم. در مرحله دوم با کسانى که در آن موضوع صاحب نظرند مشورت کنیم و آن گاه یکى از دعاهاى استخاره را تلاوت کنیم و اگر تحیّر ما برطرف نشد، با قرآن استخاره کنیم.
2. به رغم اینکه امروزه، استخاره با قرآن رواج بیشترى دارد؛ اما بهترین راه و روش استخاره، قرائت دعاهاى استخاره است. در استخاره با قرآن نیز باید دقت کرد که هرکس حق ندارد فهم خود را بر قرآن تحمیل کند و بر اساس برداشت خود از قرآن و آیات آن عمل نماید. بهتر است در استخاره با قرآن، از علماى آشنا با قرآن، کمک گرفت تا خداى ناکرده دچار اشتباه در فهم قرآن و تحمیل آنها به قرآن نشویم؛ زیرا الهام گیرى از آیات قرآن، کار آسانى نیست و نیاز به کسانى است که آگاهى و آشنایى تخصصى نسبت به قرآن دارند. پس نمى توان به خوب و بدى که در بالاى بعضى از قرآن ها نوشته شده اعتماد کرد.
3. خواندن دعاى استخاره براى هر کارى توصیه شده است؛ زیرا خیر ما به دست خداوند متعال است و ما در هر کارى، باید خیر خود را از او بخواهیم. در این صورت استخاره با قرآن، نباید به صورت عادت و روش دائمى درآید و جایگزین اندیشه و مشورت و تحقیق شود.
4. همان گونه که در انجام دادن واجبات و ترک محرمات، استخاره نباید کرد؛ در کارهایى که عقل آنها را تأیید مى کند و همه شواهد و قرائن به خوبى آن گواهى مى دهند نیز نباید استخاره کرد. به عبارت دیگر استخاره، نظیر قرعه اى است که به دنبال بررسى هاى همه جانبه و عدم کشف راه صحیح، انجام مى شود و هیچ گاه نقش اصلى را در تعیین وظایف و درستى یا خطاى راه ها ایفا نمى کند.
5. استخاره به معناى طلب خیر از خداوند متعال است؛ اما تفأل به معناى فهم عاقبت کارها است. به این دلیل در روایتى از تفأل زدن به قرآن نهى شده است: «عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لاَ تَتَفَألْ بِالْقُرْآنِ»113؛ «امام صادق علیه السلام مى فرماید: به قرآن تفأل نزنید».
بر این اساس فهم عاقبت امور و استنباط آن، تنها بر اهلش میسر است و هر کسى نمى تواند از قرآن به چنین استنباطى برسد؛ زیرا اگرچه استنباط عاقبت از آیات قرآن، براى کسى که اهلش باشد امکان دارد، اما همه کس را بدان راه نیست. پس اکثریت مردم در همان حد استخاره با قرآن، باید توقف کنند و اهل معرفت مى توانند به عواقب امور نیز پى ببرند.

فصل نهم : قرائت قرآن

آداب تلاوت قرآن
پرسش 54 . هنگام تلاوت قرآن چه آدابى را رعایت کنیم تا بیشترین بهره را ببریم؟ آیا خواندن ترجمه فارسى قرآن هم ثواب دارد؟
براى تلاوت قرآن، آداب خاصّى هست که به بعضى از آنها با استفاده از آیات و روایات اشاره مى شود:
1. در حال طهارت و با وضو به تلاوت قرآن بپردازید.
2. در حالى که مسواک کرده اید قرآن را تلاوت کنید.
3. با صوت زیبا تلاوت کنید.
4. با جَهر متوسّط بخوانید؛ نه با صداى آهسته باشد و نه با صداى بسیار بلند.
5. در حال تلاوت، با اَدَب و با طمأنینه و رو به قبله باشید؛ چه نشسته و چه ایستاده و اگر نشسته مى خوانید، تکیه نکنید.
6. از روى «مصحف» تلاوت کنید، که نگاه در «مصحف» و تلاوت از روى آن آثار خاصّى دارد اگرچه آیات را حفظ باشید.
در روایتى از رسول اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است: «لیس شى ء أشدّ على الشّیطان من القرائه فى المحصف نظراً»114؛ «چیزى براى شیطان سخت تر و کوبنده تر از تلاوت قرآن نیست، آن هم از روى مصحف و با نگاه کردن در آن».
7. قبل از شروع بگویید: «أستعیذ باللّه السّمیع العلیم من الشّیطان الرّجیم»؛ «به خداوند شنوا و دانا، از شیطان رانده شده پناه مى برم» و یا بگویید: «أعوذ باللّه السّمیع العلیم من الشّیطان الرّجیم» و بعد بگویید: «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم». سپس تلاوت را شروع کنید، تا با عنایت خداى متعال از دخالت هاى شیطانى در نفس خود محفوظ بمانید. قرآن مى فرماید:
«فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ»؛ «وقتى قرآن را تلاوت مى کنى، پناه ببر به خداى متعال از شیطان مطرود. البته شیطان را بر آنانى که ایمان آورده و به پروردگارشان توکل مى کنند، تسلّط و سیطره اى نیست».115
8. ترتیل را مراعات کنید؛ قرآن، خطاب به رسول اکرم صلى الله علیه و آله مى فرماید:
«وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً»116؛ «و قرآن را با ترتیل مناسب آن بخوان».
امام موسى بن جعفر از پدران بزرگوار خود نقل مى کند: از رسول اکرم صلى الله علیه و آله در خصوص آیه «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً» سؤال شد و آن حضرت در توضیح و تفسیر آیه فرمود: «بیّنه تبیاناً و لاتنثره نثر الرّمل، و لا تهذّه هذا الشعر، قفو عند عجائبه، و حرّکوا به القلوب، و لا یکون همّ أحدکم آخر السّوره»117؛ «قرآن را روشن و واضح تلاوت کن و حروف و کلمات آن را جدا از هم و پراکنده مساز، مانند پراکنده ساختن دانه هاى ریگ از یکدیگر، و آن را سریع و تند تلاوت نکن، همانند تند خواندن شعر. وقتى به عجایب قرآن مى رسید، توقف کنید و به تدبّر و تأمّل بپردازید و با تلاوت آن دل ها را به حرکت آورید و با شتاب و بى تأمّل نخوانید؛ به نحوى که بخواهید زود به آخر سوره برسید».
9. به هنگام تلاوت قرآن، به چیز دیگرى فکر نکنید و متوجه آیات قرآن باشید.
10. در آیات قرآن تدّبر کنید که در این صورت، از انوار، هدایت ها، حقایق، معارف و دقایق و اسرار قرآن کریم، به اندازه خود بهره مند خواهید شد.
تلاوتى که در آن تدبّر نباشد، آن طور که شایسته است، فایده اى نخواهد داشت. البته این بدان معنا نیست که اگر کسى اهل تدبّر نباشد و یا معانى آیات را حتّى در حدّ ترجمه نداند، از تلاوت قرآن بهره اى نخواهد برد! چنین کسى هم با مراعات قسمتى از آداب تلاوت، بهره خود را خواهد برد.
11. حقّ آیات را مراعات کنید؛ به این معنا که به هنگام تلاوت قرآن، وقتى از رحمت و بهشت یاد مى شود، خود را از آن رحمت محروم نبینید و وقتى به آیات عذاب و آتش و سخط و غضب مى رسید، بترسید و به خداى متعال پناه ببرید که از اهل عذاب و آتش نباشید و مشمول سخط و غضب نگردید. وقتى به آیات تکبیر، تعظیم، تسبیح و تحمید مى رسید، به تکبیر، تعظیم، تسبیح و تحمید حقّ بپردازید. هنگامى که به آیات استغفار و طلب عفو و بخشش مى رسید، استغفار کنید و طلب عفو و مغفرت نمایید. آنجایى که به ذکر صالحان مى رسید، از خدا بخواهید شما را نیز از آنان و در جمع آنان قرار دهد و آن گاه که به ذکر اهل طغیان و غفلت مى رسید، از خدا بخواهید که شما را از ورود به جمع آنان حفظ کند.
امام صادق علیه السلام فرمود: «اذا مررت بآیه فیها ذکر الجنّه فاسأل اللّه الجنّه، و اذا مررت بآیه فیها ذکر النّار فتعوّذ باللّه من النّار»118؛ «به هنگام تلاوت قرآن وقتى به آیه اى رسیدى که در آن ذکر بهشت شده است، از خدا بهشت را بخواه، و وقتى به آیه اى رسیدى که در آن ذکر آتش به میان آمده است، به خدا پناه ببر از آتش».
در پایان تذکر این نکته بایسته است که هر چه مى توانید در تلاوت قرآن و مراعات آداب آن، جدّیّت داشته باشید و این امر را مهم بشمارید و بدانید که هر چه در تلاوت قرآن بکوشید و با آن وحدت یابید؛ به همان اندازه به «حقیقت نورى قرآن» نزدیک شده و در نتیجه «حقیقت نورى خود» را خواهید یافت؛ زیرا «حقیقت نورى انسان» از «حقیقت نورى قرآن» و مرتبه اى از مراتب آن است و این سرّ براى اهل آن معلوم، و از نا اهلان محجوب است.
«حقیقت قرآن» تجلّیات حقّ است که در وراى این الفاظ و مفاهیم ظاهرى بوده و در کتاب مکنون و نزد حضرت محبوب است:
«وَ إِنَّهُ فِى أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِىٌّ حَکِیمٌ»119؛ «و همانا که آن در کتاب اصلى به نزد ما سخت والا و پر حکمت است».
در عین حال، با همین الفاظ و مفاهیم، ظاهر و متجلّى است. آن که از «حقیقت قرآن» دور مانده، از «حقیقت خود» دور گشته و از حضرت محبوب، محجوب مانده است.
اما اصرار بر تلاوت قرآن به زبان عربى، دلایل متعددى دارد، از جمله:
1. ایجاد زبانى مشترک در میان همه پیروان و در واقع فراهم سازى نوعى وحدت و پیوند بین الملل دینى، باعث تأکید بر قرائت و حفظ زبان عربى شده است.
2. روح و محتواى هر پیام و سخنى در قالب زبان خاص خود، عمیق تر درک مى شود تا زمانى که به زبان هاى دیگر برگردانده شود و قرآن که داراى مضامین بسیار بلند و عالى است، هرگز قابل ترجمه دقیق و کامل به هیچ زبانى نیست. فرق بین قرآن و ترجمه هایش، همان فرق بین کتاب الهى و بشرى است.
بنا بر آنچه گفته شد، تلاش و همت ما باید بر آن باشد که تلاوت قرآن را به زبان عربى پیگیرى کنیم و هر چه بیشتر با ترجمه آن آشنا شویم. حتى اگر کمتر بخوانیم؛ بهره ما بیشتر خواهد بود و کم کم تسلط ما بیشتر خواهد شد.

ختم قرآن
پرسش 55 . آیا ثواب قرائت برخى از سوره هاى قرآن ـ که به اندازه ختم قرآن ذکر شده است ـ انسان را از ختم قرآن بى نیاز مى کند؟
در این باره اشاره به چند نکته شایان توجه است:
1. ثواب ها براساس لطف و تفضل از سوى خداوند است و نیازى نیست که تساوى در آن ملاحظه شود؛ برخلاف کیفرها که باید عدالت در آن رعایت گردد.
2. این گونه روایات که بیانگر ثواب بسیار براى یک کار نیک است ـ بر فرض صحت ـ به جهت تشویق مردم و ترویج یک فرهنگ هدایتگر در جامعه است؛ یعنى، اگر چنین کارهاى پسندیده به طور مستمر به وسیله افراد جامعه انجام پذیرد، شایسته چنان ثواب هاى فراوان از سوى خداوند است. به ویژه آنکه صفت رحمت خداوند، غالب است و در لطف و بخشش به بندگان هیچ گونه بخل و محدودیتى ندارد. از این رو، این گونه روایات براى ایجاد انگیزه انجام کارهاى خیر است؛ نه آنکه انگیزه عمل به کارهاى بزرگ و گسترده را در میان مؤمنان از بین ببرد.
3. روایات مربوط به ثواب قرائت سوره ها، همگى داراى اسناد صحیح و معتبرى نیست.
4. برخى از سوره ها که فراوانى ثواب تلاوت براى آنها ذکر مى شود، به تناسب تدبّر و عمل به آنها مى باشد.120
5. برخى از پیام ها و محتواهایى که در سوره اى خاص وجود دارد، نقشى کلیدى در عمل کردن و باور به محتواى دیگر سوره هاى قرآن دارد؛ به گونه اى که با پذیرش و ایمان به آن، پذیرش و باور نسبت به دیگر سوره ها حاصل مى شود. قرآن گاه مطلبى را به طور اجمال و کلى در جایى مطرح کرده و سپس تفصیل آن را در چندین سوره بیان مى کند؛ براى مثال عصاره قرآن در سوره حمد است و به عنوان کلید پذیرش تمام معارف قرآن مطرح شده است و مجموعه توحید ذاتى، صفاتى و افعالى خداوند و تنزّه کامل او در سوره «اخلاص» آمده است. به عبارت دیگر بعضى از سوره ها، مواضع اصولى اسلام است که در دیگر سوره ها به تبیین و تفصیل آن پرداخته مى شود.
6. علت فضیلت یافتن یک سوره، گاهى با شرایط خاص فرهنگى و اجتماعى ارتباط دارد؛ یعنى، روایتى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله یا ائمه اطهار علیهم السلام در فضیلت سوره اى و آیه اى وارد شده، که تکرار آن در میان مردم به حفظ کیان اندیشه و عقیده جامعه کمک فراوانى مى کند و یا در زنده ماندن برخى رخدادهاى مهم اسلامى تأثیر بسزایى دارد.
7. آنچه اهمیت دارد «پایدارى ثواب» و عمق بخشى به «نورانیت» کار خیر در دل و جان است. تلاوت قرآن به طور پیوسته، نورانیت را در دل و جان عمق بیشترى مى دهد، به همین جهت بیشتر روایاتى که براى ثواب برخى سوره ها آمده؛ شرط آن را تلاوت هر شب و یا تکرار آن را به تعداد خاصى قرار داده است.
8. مقصود از روایت هایى که آثار خاصى را براى برخى از اعمال ذکر کرده اند این نیست که فلان عمل «علت تامه» آن اثر است؛ بلکه مقصود «اقتضا»ى اثر است. «علت تامه» مجموع علل مؤثر بر یک چیز با رفع تمام موانع است. تأثیر چنین علتى بر معلول حتمى و ضرورى است و به هیچ وجه تخلف بردار نیست. در حالى که «مقتضى» یکى از شرایط مؤثر بر یک پدیده است که در صورت فقدان موانع مى تواند اثر کند ولى اگر مانعى بر سر راه آن قرار گیرد توان تأثیر ندارد.
در پایان اشاره به یک اصل مهم شایان توجه است؛ که «جایگزین» هم مانند «بَدَل» مى باشد و از برخى جهات مانند «اصل» است. اما تمامى حقیقت و آثار «اصل» را ندارد. چنان که زینت آلات بدلى، از نظر زیبایى ظاهرى مانند طلاى اصل مى باشد اما از نظر پایدارى و ارزش واقعى، همانند طلاى اصل نیست.
بدیهى است تلاوت تمامى آیات قرآن داراى آثار بسیار فراوان علمى، معنوى مى باشد که با خواندن یک یا چند سوره تمامى آن برکات حاصل نخواهد شد. اما برخى از آثار مانند ثواب تفضلى را چه بسا خواهد داشت.

قاریان قرآن
پرسش 56 . مصادیق روایت «قرآن بخوان و بالا برو» چه کسانى اند؟
امام صادق علیه السلام مى فرماید: «هر کس در حال جوانى، قرآن بخواند و با ایمان هم باشد… به او گفته مى شود: بخوان و یک درجه بالا برو».
سپس به قرآن مى گویند: آیا آنچه تو خواستى به او رساندیم و تو را خشنود کردیم؟ مى گوید: آرى».121
از دیگر مصادیق روایت مذکور، حافظان حقیقى قرآن اند. بدین معنى که اگر رفتار انسان با آیات الهى همخوانى داشته باشد، قرآن و مفاهیم آن با گوشت و خون او آمیختگى مى یابد. چنین انسانى به طور طبیعى هنگام تلاوت قرآن یک نوع تخاطب و هم سخنى را با خداى خویش خواهد یافت. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرموده است: «در روز قیامت، قرآن به انسان گوید: منم که شب تو را به بیدارى به پایان بردم، روزهاى داغ تو را به تشنگى به سر آوردم و آب دهانت را خشک کردم و اشکت را روان ساختم [اکنون] هر کجا بروى، من هم با تو باشم… آن گاه به او گفته شود: بخوان و بالا برو. سپس هر یک آیه که بخواند، یک درجه بالا مى رود»122.
به عبارت دقیق، قرآن خواندن و بالا رفتن در آخرت، تجسّم عینى حقیقت عمل در این دنیا است و با توجه به اینکه حفظ قرآن مراتبى دارد و مرتبه عالى آن، حفظ و محافظت در همه ابعاد است، میزان ترقى در آن عالم نیز متناسب با مراتب حفظ است. بنابراین کسى که روح و حقیقت قرآن را حفظ کرده و آن را با جان و دل آمیخته و مورد فهم و عمل قرار داده است، مراتب بسیار بالایى را کسب خواهد کرد. و همچنان که خواندن و عمل کردن به آیات قرآن در دنیا، انسان را از نظر روحى و معنوى بالا مى برد؛ در قیامت نیز این واقعیت در ارتقاى به مقامات والاى بهشت، تجلى مى یابد.

تدبّر در قرآن
پرسش 57 . تفکّر و تدبّر در قرآن، چه میزان اهمیت دارد؟
قرآن کتابى است که شکوفایى پیام ها و معارف آن، در پناه اندیشیدن است. «تفکر» عبارت است از: به کار بردن فکر براى کشف مجهولات و پاسخ به سؤالات است. قرآن در این زمینه مى فرماید:
«وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»123؛ «وحى آسمانى را بر تو فرود آوردیم، تا براى مردم آنچه را به سوى ایشان نازل شده است توضیح دهى و شاید آنان تفکر کنند».
پس انتظار آن است که انسان، آیات قرآن را در کنار بیانات پیامبر صلى الله علیه و آله و سنت قرار داده، در آنها بیندیشد و مجهولات خود را مرتفع سازد؛ زیرا تنها در سایه تفکر در آیات است که بسیارى از سؤالات اساسى انسان، پاسخ داده مى شود. قرآن به پیامبر صلى الله علیه و آله مى فرماید:
«قُلْ هذِهِ سَبِیلِی أَدْعُوا إِلَى اللّهِ عَلى بَصِیرَهٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی»124؛ «بگو این راه من است که با بصیرت تمام، من و پیروانم را به سوى خدا، دعوت مى کنم».
آیات قرآن، از معارف و دستورهایى سخن مى گوید؛ از مسئولیت هاى انسان و نظام پاداش و جزا مى گوید و عواقب مثبت و منفى رفتارش را متذکر مى شود. اما تدبر در آیات قرآن؛ یعنى، توجه به عواقب و لوازم آیات و آثار مترتب بر عمل کردن یا نکردن بر مقتضاى آن، با این تدبر است که دل و قلب انسان، از بشارت هاى قرآن بهره مى گیرد و تهدیدهایش در او مؤثر مى افتد. قرآن در این زمینه مى فرماید:
«أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها»125؛ «آیا در آیات الهى تدبر نمى کنند یا آنکه بر دل آنها قفل زده شده (و راه نمى افتد)».
در روایات نیز ثواب تدبّر در آیات قرآن، از قرائت آن بیشتر معرفى شده است: «لا خیر فى قرائه لیس فیها تدبر»126؛ [آگاه باشید که ]خیرى در تلاوت قرآن بدون تدبّر آن وجود ندارد».
در این باره توجه به چند نکته، بایسته است:
1. الهى بودن قرآن بدون «تدبر در آن» معلوم نخواهد شد: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً»127.
2. بدون تدبر در قرآن، نمى توان از ذخایر بى کران و پر خیر و برکت کلام خدا بهره اى جست.
3. تدبّرکننده در قرآن با تمام وجود، در جاى جاى قرآن، حضور خدا را حس مى کند و دل و جانش را از نور خدا سرشار مى نماید.128

هدیه ثواب قرآن
پرسش 58 . چرا گفته شده: اگر قرائت قرآن را به اهل بیت علیهم السلام هدیه کنید، ثواب آن مضاعف مى شود؟
خواندن قرآن یک عمل مستحب است و هر عمل مستحبى، براى خودش ثواب دارد. هدیه کردن نیز براى خودش عمل مستحبى است و ثواب جداگانه دارد و وقتى به پیامبر و ائمه علیهم السلام هدیه مى شود، خداوند به احترام و عظمت آنان ثواب ویژه اى به شخص عنایت مى کند همان گونه که اگر کسى در راه خدا قرضى بدهد، چند برابر، از خدا مى گیرد. از طرفى ائمه علیهم السلام مجراى فیض الهى اند و ریزش رحمت و فزونى ثواب به سبب برکات وجودى آنان فزونى مى یابد. امیرالمؤمنین على علیه السلام مى فرماید: در دعا ابتدا بر اهل بیت صلوات بفرستید تا در اثر ریزش رحمت الهى، به شما هم رحمت برسد.129 در نتیجه هدیه صلوات و ختم قرآن به ارواح پاک آنان، موجب فزونى رحمت و افزایش فیض الهى است. شخصى به نام على بن مغیره خدمت امام موسى بن جعفر علیه السلام عرض کرد: در ماه رمضان چند بار قرآن را ختم مى کنم؛ روز عید فطر که فرا مى رسد، یکى از آنها را به پیامبر صلى الله علیه و آله یکى را به حضرت على علیه السلام، یکى را به حضرت فاطمه علیهاالسلام و بقیه را به سایر امامان علیهم السلام ـ تا برسد به شما ـ اهدا مى کنم. در برابر این عمل چه پاداشى براى من است؟ امام هفتم علیه السلام فرمود: پاداش تو آن است که در روز قیامت با آن بزرگواران خواهى بود. عرض کردم: اللّه اکبر! آیا چنین پاداشى براى من است؟ حضرت سه مرتبه فرمود: آرى».130

فصل دهم : حفظ قرآن

اهمیت حفظ قرآن
پرسش 59 . آیا حفظ قرآن بدون توجه به معناى آن نزد خداوند، داراى اجر و پاداش است؟
حفظ اگر با توجه به معانى همراه باشد، به طور مسلم از رتبه بالاترى برخوردار خواهد بود؛ چنان که پیامبر صلى الله علیه و آله مى فرماید: هر کس قرآن را با تدبر و فهمیدن ختم کند، گویا نبوت را در دل خود جاى داده است؛ ولى به او وحى نمى رسد».131
اما این که اجر و ثواب حافظ قرآن چه اندازه است؟ پاسخش را نمى توان به طور دقیق به دست آورد لیکن نکاتى را مى توان از این حدیث دریافت که «حافظ قرآن اگر بدان عمل کند، در آخرت رفیق فرشتگان پیغام برنده و نیک رفتار خداوند است».132
باز در این زمینه فضیل بن یسار گوید: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: «کسى که درباره قرآن رنج کشد و به سختى و حافظه کم، آن را حفظ کند، دو اجر دارد».133

روش حفظ قرآن
پرسش 60 . روش صحیح حفظ قرآن چیست؟
براى حفظ قرآن، لازم است به موارد ذیل توجه کنید:
1. تصمیم جدى و باقى ماندن بر تصمیم.
2. داشتن جواب هاى قانع کننده اى براى سؤل هاى ذیل: چرا حفظ مى کنم؟ فایده اش چیست؟ قرآن چیست؟ سخن کیست؟ روى من چه اثراتى ممکن است داشته باشد؟ چقدر به قرآن علاقه دارم؟ چه چیزى از قرآن براى من مهم تر است؟ چه کتابى از این مهم تر است؟ و…
3. قرائت صحیح و روان قرآن؛ به طورى که در هیچ جاى قرآن مشکل قرائت نداشته باشید.
4. استفاده از یک قرآن (مانند خط عثمان طه).
5. انس با صوت قرآن و گوش کردن به نوار ترتیل به ویژه قاریانى که صداى دلنشین دارند.
6. تقسیم اوقات (یکى براى حفظ و دیگرى براى تکرار)، زمان حفظ ثابت باشد و بهتر است در مکانى آرام و اوایل صبح بعد از نماز صبح باشد ولى تکرار هر موقع باشد، مهم نیست.
7. براى هر نوبت حفظ، قسمتى از قرآن (یک صفحه، یا چند آیه) انتخاب شود. چندین مرتبه از روى متن خوانده شود و سپس بدون نگاه به قرآن نزد دیگران تلاوت شود تا غلط هاى احتمالى را بگوید.
8. هرگونه که حفظ مى شود، به همان روش نیز تکرار گردد.
9. در هنگام حفظ، شمرده شمرده خوانده شود و صداى تلاوت شنیده شود.
10. در مراحل اولیه، هر روز، اول محفوظات تکرار شود؛ بعد هفته اى یک بار و به مرور زمان، هر ماه یک بار، دوره شود.

فراموشى قرآن
پرسش 61 . آیا اگر کسى قرآن را حفظ کند و بعد آن را فراموش نماید، گناه دارد؟
فراموش کردن قرآن گناه نیست؛ ولى در قیامت موجب حسرت مى گردد و فضیلتى از کف او رفته است. ابى بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که مى فرمود: «کسى که سوره اى از قرآن را فراموش کند، در قیامت آن سوره به صورتى زیبا و مقامى رفیع بر او ظاهر مى شود. وقتى بنده او را مى بیند، مى پرسد: کیستى؟ چقدر زیبایى؟ پاسخ مى دهد: آیا مرا نمى شناسى؟ من فلان سوره هستم. اگر مرا فراموش نمى کردى، تو را به آن مکان رفیع مى بردم».134 البته نوعى فراموشى هم وجود دارد که گناه است و آن فراموش کردن هدایت هاى قرآن و نادیده گرفتن آن در مقام عمل است. در هر صورت براى آنکه قرآن در یاد بماند، بایستى مرتب تکرار گردد.

قرآن و رایانه
پرسش 62 . در حال حاضر با وجود رایانه هاى شخصى و مصونیت قرآن از تحریف، چه نیازى به حفظ قرآن و صرف هزینه هاى کلان است؟
چند نکته درباره این پرسش شایان توجه است:
اگر هدف، تنها مصون گشتن قرآن از تحریف بود، نیاز به حفظ قرآن و صرف هزینه هاى کلان وجود نداشت! اما آثار مختلفى بر حفظ قرآن مترتب است؛ از جمله:
1. یاد خدا
حفظ آیات، بر جان و روح حافظ تأثیر مى گذارد؛ به گونه اى که در هر پیش آمدى آیه مناسب با آن بر قلب خطور کند و یا با یادآورى آن، شخص وظیفه خود را در حادثه تشخیص دهد. براى مثال قرآن درباره وسوسه هاى شیاطین مى فرماید:
«إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ»135؛ «پرهیزکاران هرگاه خیالى شیطانى عارضشان شود، یاد [خدا ]کنند و آن گاه بینا باشند».
پس همان گونه که خیال شیطانى جان را شعله ور مى کند، یادآورى آیات، شعله را خاموش و دل را نورانى مى سازد.136 بدیهى است چنین اثرى بر ذخیره سازى آیات قرآن، در رایانه و دفتر یادداشت مترتب نمى گردد.
2. شفاى دردهاى معنوى
یکى از مهم ترین ویژگى هاى قرآن، علاوه بر هدایتگرى، زبان عاطفه و تأثیرگذارى آن بر عواطف و احساسات و تلطیف کردن آنها است؛137 چنان که خداوند مى فرماید:
«یا أَیُّهَا النّاسُ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ»138؛ «اى مردم! از سوى پروردگارتان پندى براى شما و شفابخش دل ها و رهنمود و رحمتى براى مؤمنان آمده است».
این شفابخشى هنگامى کامل مى گردد که دل در محضر قرآن باشد و آیات قرآنى را به خود تلقین و یادآورى کند.
بنابراین توصیه مى شود، حداقل آیاتى را که بر جان خود مؤثر و در درمان مشکلات روحى خود مفید تشخیص مى دهید، به حافظه و خاطر خود بسپرید و بکوشید آن را از حد حافظه ذهنى به باور قلبى تبدیل کنید تا در اثر این تلقین، قلب درمان شده و آثار شفابخش آن را شاهد باشید.
شاید مهم ترین علت سفارش هاى مکرر به حفظ قرآن از سوى پیشوایان معصوم علیهم السلام، رهانیدن انسان از اضطراب، تشویش ها و آلام روحى باشد؛ چرا که قرآن «ذکر» است «وَ هذا ذِکْرٌ مُبارَکٌ أَنْزَلْناهُ»139 و اطمینان قلب در ذکر خدا نهفته است. «أَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»140 و روگردانى از ذکر خدا زندگانى سخت و تؤام با تنگناها و گرفتارى ها را به دنبال دارد.141
3. تحقیق و پژوهش
قرآن مجید کتابى براى همه زمان ها و متناسب با نیازهاى علمى همه انسان ها است. این کتاب طورى تنظیم شده، که عبارت هاى آن علاوه بر معانى ظاهرى، داراى معانى باطنى بسیار عمیقى است. معانى باطنى قرآن فراتر از دسترسى به الفاظ از طریق رایانه و کتاب است. راه اصلى رسیدن به معانى باطنى، کشف انواع ارتباط بین آیات است.
به عبارت دیگر تحقیق و پژوهش در قرآن نیاز به هوشمندى ذهن و نورانیت قلب دارد. این مهم با حفظ کردن و انس با قرآن، بهتر امکان پذیر است.142

فصل یازدهم : کتاب شناسى

کتابشناسى قرآن
پرسش 63 . جهت آشنایى با تفسیر و مطالب قرآنى، منابع و کتاب معرفى کنید.
1. معرفى برخى تفاسیر شیعه
1. ترجمه تفسیر المیزان، محمد حسین طباطبایى، ترجمه سید محمد باقر موسوى همدانى، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه، 1365.
2. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى و همکاران، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
3. تفسیر تسنیم، عبدالله جوادى آملى، قم، نشر اسراء.
4. تفسیر کاشف، محمد باقر حجتى و عبدالکریم بى آزار شیرازى، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1364.
5. نسیم حیات، ابوالفضل بهرامپور، هجرت، قم، 1378.
6. تفسیر نور، محسن قرائتى، در راه حق، قم، 1376.
7. مخزن العرفان فى تفسیرالقرآن، نصرت امین (بانوى اصفهانى)، تهران، نهضت زنان مسلمان، 1403 ق.
8. ترجمه مجمع البیان فى تفسیر القرآن، الطبرسى، مترجم: على کرمى، تهران، وزارت ارشاد اسلامى، 1380.
9. تفسیر راهنما، هاشمى رفسنجانى و جمعى از محققان مرکز فرهنگ و معارف قرآن، قم، دفتر تبلیغات اسلامى.
10. اطیب البیان فى تفسیر القرآن، عبدالحسین طیب، بنیاد فرهنگ اسلامى، تهران، 1393 ق.
2. معرفى برخى تفاسیر اهل سنت
1. ترجمه تفسیر طبرى، ابو جعفر محمد بن جریر طبرى آملى، مترجم: حبیب یغمایى، توس.
2. ترجمه فى ظلال القرآن، سید قطب، مترجم: مصطفى خرم دل، احسان، تهران، 1378.
3. تفسیر کبیر مفاتیح الغیب، امام فخر رازى، ترجمه على اصغر حلبى، اساطیر، بى جا، 1371.
3. قرآن و دانش بشرى143
1. پیشگویى هاى علمى قرآن، مصطفى زمانى، انتشارات پیام اسلام.
2. رابطه علم و دین، عباسعلى سرفرازى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
3. قرآن و علوم طبیعت، دکتر مهدى گلشنى، نشر مطهر، تهران.
4. مقایسه اى میان تورات، انجیل، قرآن و علم، دکتر موریس بوکاى، ترجمه: دبیر، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران.
5. پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، دکتر محمدعلى رضایى اصفهانى، انتشارات مبین.
6. قرآن و طبیعت (6 جلد)، دکتر عبدالکریم بى آزار شیرازى، انتشارات بعثت.
7. خدا و اختراعات از دیدگاه علم و قرآن، دکتر عبدالکریم بى آزار شیرازى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
8. گذشته و آینده جهان، دکتر عبدالکریم بى آزار شیرازى، انتشارات طباطبایى قم.
9. تفسیر علمى قرآن، دکتر على رفیعى محمدى.
10. داروینیسم یا تکامل انواع، جعفر سبحانى، انتشارات توحید.
11. کهکشان ها در قرآن، لطفى سلیمى، انتشارات انصارى.
12. نگاهى به دنیاى حیوانات در قرآن کریم، جلیل ابوالحب، ترجمه تقى متقى، دفتر تبلیغات اسلامى قم.
13. گیاهان در قرآن، دکتر محمد اقتدار حسین فارقى، ترجمه احمد نمایى، بنیاد پژوهش هاى آستان قدس رضوى.
14. اسلام و طب جدید با معجزات علمى قرآن، عبدالعزیز اسماعیل پاشا، ترجمه سید غلامرضا سعیدى، انتشارات برهان.
15. اسلام و بهداشت روانى، نویسندگان متعدد، دفتر نشر معارف.
16. استعانت از قرآن کریم در شفاى جسمانى، علیرضا نیکبخت نصرآبادى، مؤسسه فرهنگى نشر قبله.
17. موسیقى در تاریخ و قرآن، على اسماعیل پور، انتشارات ناس.
18. قرآن و مدیریت و علوم سیاسى، مهندس عباس زاده و همکاران، بنیاد پژوهش هاى قرآنى حوزه و دانشگاه.
19. مدیریت از منظر کتاب و سنت، سید صمصام قوامى، دبیرخانه مجلس خبرگان.
20. اصول مدیریت اسلامى و الگوهاى آن، دکتر ولى اللّه نقى پور، مرکز انتشارات مدیریت دولتى.
4. کتاب هایى پیرامون قرآن به زبان انگلیسى
1. پیام قرآن، حسین لاهور، بنیاد کتاب اسلامى، 1974م.
2. قرآن مجید، پالمر، ادوارد هنرى، آکسفورد، 1880م.
3. قرآن محمد، راس الکساندر، لندن، 1648م.
4. قرآن، ساوارى، کلرداتین، پاریس، ناپن و پسرش، 1783م.
5. قرآن، هادى و فرقان، مردوس، ژوزف شارل وکتور، پاریس، اوژه فاسکل، 1926م.
5. معرفى برخى منابع براى کتابشناسى قرآن
1. کتابشناسى کتب علوم قرآنى، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1375.
2. شناخت نامه تفاسیر، محمدعلى ایازى، کتاب مبین، رشت، 1378.
3. کتابشناسى جهانى ترجمه ها و تفسیرهاى چاپى قرآن مجید، عصمت بینازق و خالد اردن، ترجمه محمد آصف فکرت، آستان قدس رضوى، 1373.
4. کتابشناسى علوم و معارف قرآنى، مبین، رشت، 1380.
5. کتابشناسى اعجاز قرآن، محمد على رضایى کرمانى، دفتر انتشارات اسلامى، قم، 1380.
6. کتابشناسى مطالعات قرآنى به زبان هاى اروپایى، مرتضى کریمى نیا، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى.
7. فهرست کتاب هاى علوم و معارف قرآنى چاپ شده به زبان هاى لاتین، مبین، رشت، 1380.
8. کتابخانه بزرگ قرآن کریم، محمد حسن بکائى، مرکز فرهنگى نشر قبله، تهران، 1374.

ترجمه هاى قرآن
پرسش 64 . قرآن به چند زبان ترجمه شده است؟ درباره ترجمه هاى خوب فارسى توضیح دهید.
درباره ترجمه قرآن کریم و تاریخچه آن، مى توان به چند مورد اشاره کرد:
1. قرآن کریم در طول تاریخ به زبان هاى انگلیسى، فرانسوى، آلمانى، ایتالیایى، روسى، هندى، ژاپنى، مالزیایى، اندونزیایى، چینى، ترکى، فارسى و در نهایت به زبان هاى آفریقایى و آمریکایى ترجمه و چاپ شده است.
برخى معتقدند: قرآن به 118 زبان رایج دنیا ترجمه شده است.144 در این رابطه از طرف محققان، کتاب هایى به نگارش درآمده که براى کسب آگاهى بیشتر مى توان به آن منابع مراجعه کرد.145
2. یکى از پژوهشگران غربى به نام «ج.و.پیرسن» مى گوید: قرآن در سال 127 به زبان بربرى و در سال 270 به زبان سندى ترجمه شده است؛ ولى هیچ یک از اینها باقى نمانده است.146 به نظر محققان، کهن ترین و اولین، ترجمه کاملى که به دست ما رسیده ترجمه تفسیر طبرى (م310) است. همچنین دو ترجمه کهن دیگرى در دسترس هست که یکى تفسیر کشف الاسرار و عُدّه الابرار از خواجه عبدالله انصارى (م 396) و دیگرى تفسیر ابوالفتوح رازى (روض الجنان و روح الجنان) است که نخستین تفسیر کامل شیعه به زبان فارسى به شمار مى آید.147
3. اسامى برخى از مترجمان سالیان اخیر عبارت است از: عبدالمحمد آیتى، مهدى الهى قمشه اى، زین العابدین رهنما، ابوالقاسم پاینده، عباس مصباح زاده، احسان اللّه على استخرى، محمدمهدى فولادوند، محمود یاسرى، میرمحمد کریم علوى حسینى، موسوى، عبدالمجید صادق نوبرى، داریوش شاهین، شاه ولى اللّه دهلوى، ابوالقاسم امامى، ناصر مکارم شیرازى، محمدصادق تهرانى، بهاء الدین خرمشاهى، محمدجواد مشکور، فیض الاسلام، عمادزاده، کاظم پور جوادى، امید مجد (ترجمه منظوم)، سید جلال الدین مجتبوى، محمدکاظم معزى، محمد خواجوى، مسعود انصارى و… .
4. در ترجمه قرآن بایسته است اصول و نکات زیر رعایت شود:
الف. توجه به ظرافت هاى لفظى و معنوى در زبان عربى.
ب. توجه به ظرافت هاى لفظى و معنوى ویژه و نظم بدیعى که در قرآن به کار رفته است.
ج. توجه به معانى دقیق واژه ها در آیات.
د. مطالعه وضعیت اجتماعى، سیاسى و اقتصادى عرب ها در زمان نزول قرآن.
ه. توجه به همبستگى و وحدت آیات قرآن (با توجه به اینکه قرآن مجموعه اى متحد و از هم جدانشدنى است). حضرت على علیه السلام مى فرماید: «ان الکتاب یصدق بعضه بعضا»؛ «بخشى از قرآن کریم بخش دیگر را تصدیق مى کند».148
و. آگاهى کامل از اسباب و شأن نزول آیات.
ز. مطالعه و بررسى تفاسیر عمیق و ریشه دار قرآن.
ح. بهره گیرى از توفیقات الهى.
ط. دقت و توجه به الفاظى که داراى معانى مشترک اند.
ى. ترجمه باید به طور کامل، صحیح، گویا و قابل فهم براى ناآشنایان به زبان عربى باشد.
ک. ترجمه باید به گونه اى باشد که پیوستگى آیات مرتبط به هم حفظ گردد.
ل. گزینش قول و نظر برتر در ترجمه.
م. پرهیز از به کارگیرى لغات نامأنوس، معانى مستحدثه و مصطلحات علوم.
افزون بر اینها به نظر قرآن پژوهان در مقام ترجمه، احاطه بر مقدمات ذیل بایسته است: تحقیق و صاحب نظر شدن در قواعد علم نحو و صرف، اطلاع بر مطالب علوم معانى و بیان، اعمال ذوق و دقّت و… مقاصد آیات، علم به احکام فقهى، آگاهى از آیات مربوط به آیه در دست ترجمه و… .149

معرفى کتاب خواص سوره ها
پرسش 65 . کتابى که خواص آیات و سوره هاى قرآن را بیان کرده، معرفى کنید؟
1. اسرار قرآن، نوشته غزالى، (ترجمه: خدیو جم)
2. جاذبه قرآن، نوشته على کریمى جهرمى
3. خواص الایات، نوشته محمدتقى نجفى
4. نمونه هایى از تأثیر و نفوذ قرآن، نوشته على کریمى جهرمى.
ضمناً در بسیارى از تفاسیر، در آغاز هر سوره فضیلت و خواص هر سوره نقل گردیده است؛ مانند: تفسیر مجمع البیان، منهج الصادقین و دیگر تفاسیر.

سایت هاى قرآنى
پرسش 66 . سایت هاى قرآنى را معرفى کنید.150
1. پایگاه القرآن الکریم
www.holyquran.net E-Mail : webmaster@holyquran.net
در این پایگاه، کتاب هاى زیر یافت مى شود: تقریب القرآن، نورالثقلین، المیزان، مجمع البیان، التدبّر فى القرآن، مَتى جُمِعَ القرآن، سلامه القرآن من التحریف، التعرّف على القرآن، أحکام الترتیل، أحکام التجوید.
همچنین دعاهاى قرآنى، احادیث مربوط به قرآن، قرآن و علم، اخبار مربوط به قرآن و اطلاعات سودمند قرآنى از دیگر امکانات این شبکه مى باشد.
2. پایگاه المیزان (عربى)
www.almizan.org E-Mail : khalfan@yahoo.com
محتویات این پایگاه، تفسیر المیزان و مؤف آن مى باشد.
امکان جست وجو در المیزان در این پایگاه وجود دارد.
3. بخش قرآن شبکه حوزه (فارسى، عربى و انگلیسى)
www.hawzah.net E-Mail : webmaster@hawzah.net
این پایگاه مشتمل است بر: اسلام، اخلاق، احکام، کتابخانه، حوزه علمیه، قرآن، عقاید، فرهنگ و تمدن. علوم اسلامى، مراکز اسلامى. گزینه قرآن مشتمل بر این موارد است: قرآن و ترجمه، علوم قرآنى، تفسیر، قرآن و اهل بیت، ادیان و تمدن ها در قرآن، قرآن هنر و ادبیات، مؤسات قرآنى، خادمان قرآن، کتابخانه، نگارخانه، پایگاه ها و نرم افزارها.
دو ترجمه قرآن به زبان فارسى (آیه اللّه مکارم شیرازى و استاد فولادوند) و یک ترجمه انگلیسى، در این پایگاه قرار دارد.
4. پایگاه آل البیت (فارسى، عربى، انگلیسى، روسى، اندونزیایى و تایلندى)
www.aalulbayt.org E-Mail : aalulbayt@aalulbayt.org
انبوه اطلاعات قرآنى و حدیثى، کتب تفسیرى، حوزوى و آشنایى و ارتباط با مشاهیر شیعه از جمله امکانات این شبکه مى باشد.
گزینه هاى اصلى آن عبارت است از: قرآن، حدیث، شیعه، اهل البیت، احکام، پرسش و پاسخ، خدمات، کتابخانه و اجتماعى.
کتاب هاى زیر در این پایگاه موجود است: قرآن و قرآن پژوهى، مصونیت قرآن از تحریف، درسنامه علوم قرآنى،برگزیده تفسیر نمونه، تفسیر و تفاسیر شیعه، طبقات مفسران شیعه، روش هاى تفسیر قرآن، تفسیر جوامع، تفسیر کوثر، مجلات قرآنى بینات و ترجمان وحى، و…
حدیث: مسند نویسى در تاریخ حدیث، شرح حال عده اى از روات، زنان دانشمند و راوى حدیث، الغدیر، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه، مسائل على بن جعفر، قرب الاسناد، الکافى، تحف العقول، تهذیب الاحکام، الاستبصار، الاحتجاج، خصال شیخ صدوق، المحجه البیضاء، وسائل الشیعه، امالى مفید، تفسیر نور الثقلین، بحارالانوار، الحیاه، میزان الحکمه و…
شیعه: گزینه شیعه مشتمل است بر: تاریخچه مرجعیت در شیعه، معرفى بزرگان تاریخ شیعه و برگزیده اى از تاریخ اسلام.
اهل البیت: این گزینه مشتمل است بر کتب: زندگانى چهار ده معصوم، اسرار الامامه، الائمه الاثناعشر، برگزیده تاریخ پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله، خاندان عصمت، اهل بیت کلید مشکل ها، امامت در پرتو کتاب و سنت، غدیر از دیدگاه اهل سنت، فروغ ولایت، امام حسین علیه السلام و عاشورا از دیدگاه اهل سنت و…
پرسش و پاسخ: این گزینه مشتمل است بر صدها پرسش و شبهه و پاسخ آنها، همچنین مجموعه سؤلات متنوع از اهل سنت در زمینه هاى اعتقادى، تاریخى و…
کتابخانه: این بخش مشتمل است بر قریب 200 جلد کتاب در زمینه هاى قرآنى و علوم قرآن، حدیث و علوم حدیث، تاریخ و سیره، اخلاق و فرهنگ اسلامى فقه و اصول و…
این پایگاه در سال 1377 راه اندازى شد و مرکز آن شهر مقدس قم بوده و وابسته به مؤسه آل البیت مى باشد.
آدرس هاى دیگر این پایگاه عبارت است از:
www.al-shia.com ـ www.al-shia.org ـ www.al-shia.net
5. پایگاه نداء الثقلین (انگلیسى و اردو)
www.nidanet.org E-Mail : info@nidanet.org
گزینه هاى این پایگاه عبارت است از: قرآن، پیامبر صلى الله علیه و آله اهل بیت، ویژه. زیر موضوعات گزینه قرآن عبارت است از: اهمیت و جایگاه قرآن، معجزه پیامبر صلى الله علیه و آله، مصونیت از تحریف، قرآن و تفسیر، انواع تفاسیر، تفسیر قرآن (مقدمه ترجمه میراحمد على براى قرآن) قرآن در اسلام (مرحوم علامه طباطبائى)، (شش جلد از سوره حمد تا سوره نساء و از سوره دهر تا سوره ناس)
6. پایگاه الاسلام
www.al-islam.org E-Mail : dilp@al-islam.org
مطالب این سایت عمدتا به زبان هاى انگلیسى و عربى است و امکان دیدن مطالب به چندین زبان دیگر دنیا، از گزینه Translation in other Languages وجود دارد. این پایگاه مشتمل بر موارد زیر است: درباره اسلام، خداوند و قرآن کریم، عقاید، تاریخ، دائره المعارف شیعه، گالرى اسلامى، حقوق اسلامى، ادعیه، غدیرخم.
گزینه قرآن این پایگاه مشتمل است بر: ویژگى هاى خداوند در قرآن، ذات خداوند، ترجمه قرآن به انگلیسى از میر احمد على (پویا)، شاکر، یوسف على، پیکتال.
7. پایگاه اسلام (انگلیسى)
www.islam.org.nz E-Mail : ehaddad@i4free.co.nz
این پایگاه مشتمل بر گزینه هاى زیر است: جامعه ما، موضوعات اسلامى، قرآن و بخش کودکان و… گزینه قرآن شامل قرائت چندین سوره از سوره هاى قرآنى است.
8. پایگاه شبکه قرآن (انگلیسى)
E-Mail : tariq@muslim.com www.quran.net
صوت قرآن، ترجمه انگلیسى واردوى قرآن از: یوسف على، پیکتال، شاکر على و فاتح محمد در این پایگاه وجود دارد.
ترجمه قرآن به زبان هاى دیگر (آلبانیایى، بنگلادشى، بوسنیایى، چینى، فرانسوى، آلمانى، روسى، ژاپنى، ترکى و مجموعاً 18 زبان….) از این طریق قابل دریافت است. امکان جست وجو به زبان هاى انگلیسى، فرانسوى، هلندى، اسپانیایى و آلمانى را فراهم مى کند.
9. پایگاه قرآن (انگلیسى)
www.quran.org.uk E-Mail : ieb@tableegh.org.uk
در این پایگاه، مطالبى درباره قرآن، تفسیر، قرائت قرآن، آشنایى با قرآن، حفظ قرآن، قرآن و علوم جدید، معرفى سوره هاى قرآن، وجود دارد.
ترجمه انگلیسى قرآن از: شاکر، یوسف على، مولوى شیرعلى، محسن خان و محمد تقى الدین هلالى، پیکتال، ایرونیگ و ظهور اسحق از این پایگاه قابل دریافت است.
10. شبکه قرآن (انگلیسى)
E-Mail webmaster@qurannetwork.com
www.qurannetwork.com
در این شبکه، ترجمه قرآن به زبان اردو قرار دارد و ترجمه به 17 زبان دیگر (انگلیسى، چینى، فرانسوى، ترکى، آلبانیایى، بوسنیایى، مالیزیایى، آلمانى، هلندى، ژاپنى و…) از این طریق قابل دسترسى است.
11. بخش قرآن پایگاه (انگلیسى)
www.usc.edu/dept/msa/quran usc.edu
E-Mail :msaschlr@usc.edu
سه ترجمه قرآن از یوسف على، پیکتال و شاکر در این پایگاه موجود است.
گزینه جست وجو از جمله امکانات این صفحه مى باشد.
مطالبى درباره «قرآن، شناخت و علم» در این پایگاه وجود دارد.
12. پایگاه منابع اسلامى (انگلیسى)
www.islamicresources.com
E-Mail:webmaster@islamicresources.com
این پایگاه بر گزینه هاى زیر مشتمل است: نماز، رمضان، قرآن، کتب و داستان، پیامبر و اصحاب، ترجمه قرآن، صوت قرآن، قرآن و حدیث در اسلام و… .
در این پایگاه ترجمه قرآن به هفت زبان (انگلیسى، اسپانیایى، ایتالیایى، ترکى، آلمانى، هلندى، چینى) موجود است؛ ترجمه پیکتان و یوسف على در بخش انگلیسى این سایت وجود دارد.
فهرست موضوعى قرآن (کلید واژه ها و نمایه ها)، به ترتیب الفبایى در این سایت قرار دارد.
13. فدک (عربى)
E-Mail : fadak_web@hotmail.com www.fadak.org
این پایگاه مشتمل است بر: قرآن، اهل بیت، سخنرانى (صدا)، ادعیه و زیارات، لطمیات، کربلا، شبهات وردود و مناسبت هاى اسلامى.
گزینه هاى قرآن داراى این مطالب است: تفسیر آیات ولایت از: المیزان، مجمع البیان، طبرى، مسلم، ترمذى، تحریف و روایات شیعه، تحلیل اعجاز بیانى قرآن، فضیلت قرائت قرآن.
14. پایگاه اسلام (انگلیسى)
www.islaam.net E-Mail : webmaster@islam.net
این پایگاه مشتمل است بر: قرآن، حدیث، عقاید، فقه، عبادات و مقالاتى درباره موضوعات اسلامى (جهاد، خداوند، تاریخ و نویسندگان، زن و…)
گزینه قرآن این پایگاه، مشتمل است بر: درآمدى بر قرآن کریم، جست وجوى کلمه اى قرآن به زبان هاى انگلیسى، اسپانیایى، فرانسوى، آلمانى و هلندى).
فهرست موضوعى قرآن و ترجمه آن به انگلیسى، توضیح واژگان اسلامى به انگلیسى، قرائت قرآن و ترجمه تفسیر اضواء البیان به انگلیسى و تفاسیر برخى سوره ها به صورت متفرق.
15. پایگاه طب اسلامى (انگلیسى و عربى)
www.islamicmedicine.org E-Mail : skalghazal@hotmail.com
این پایگاه مشتمل است بر: قرآن، طب النبىّ و مطالب متنوع طبىّ از دیدگاه اسلام. در گزینه قرآن مطالب و مقالات مختلفى به دو زبان انگلیسى و عربى آمده است. گزینه اى با عنوان معجزه القرآن الطیّبه نیز در این سایت قرار دارد.
16. قرآن، عجیب (انگلیسى و عربى)
http://quran.ajeeb.com
E-Mail:http://english.ajeeb.com/corporate/feedback.htm
بخش اسلامیّات این پایگاه مشتمل است بر: ایمان، امت هاى پیشین، قرآن، عبادات، اخلاق و آداب، معاملات، قضاوت ها و احکام، جهاد و… .
در بخش قرآن گزینه هاى زیر وجود دارد: حفظ قرآن، فضایل قرآن، فضل قرائت قرآن، آداب قرائت قرآن، اختلاف در قرآن، محکم و متشابه، نزول قرآن، معجزه قرآن داستان ها و امثال قرآنى.
همچنین فهرست سوره هاى مکى و مدنى قرآن، ترجمه انگلیسى قرآن و دو تفسیر جلالین و ابن کثیر در این صفحه موجود است.
17. پایگاه اسلامیا (انگلیسى)
www.islamia.com
E-Mail :http://www.islamia.com/selfregistration.htm
این پایگاه، برگزینه هاى زیر مشتمل است: حدیث، جنّ و فرشتگان، خانواده، خداوند، قلب و روح، تاریخ، اسلام، کتابخانه، محمد صلى الله علیه و آله نماز و پیامبران، قرآن، شریعت زن، آموزش فرزندان و…
زیر گزینه هاى قرآن عبارت است از: ترجمه هاى انگلیسى قرآن (یوسف على، الخلالى خان و پیکتال)، قرآن براى کودکان، داستان هاى قرآنى، خلاصه و چکیده چندین سوره از سوره هاى قرآن، قرآن و مسلمانان.
18. پایگاه هدى (انگلیسى)
www.uah.edu/msa E-Mail : webmaster@uah.edu.com
گزینه هاى این پایگاه عبارت است از:
قرآن، اسلام، مساجد اطراف دنیا و…
گزینه قرآنى داراى این موضوعات است:
ترجمه هاى قرآنى، قرائت قرآن، سه ترجمه انگلیسى قرآن از یوسف على، شاکرو پیکتال.
19. صفحه اسلامیک سیتى (انگلیسى)
www.islamicity.com E-Mail : feedback@islamicity.com
این صفحه مشتمل است بر:
قرآن کریم، حدیث، درباره خدا، اسلام و شناخت. احکام دین و پایه هاى اسلام. گزینه قرآن، مشتمل است بر: تلاوت و قرائت تعدادى از سوره هاى قرآن.
پیرامون ترجمه قرآن، زبان عربى و ترجمه قرآن، جست وجوى قرآن به زبان هاى انگلیسى، فرانسوى، آلمانى، اسپانیایى و ترکى. در این سایت ترجمه قرآن به 22 زبان، موجود است.
20. پایگاه منهاج (انگلیسى)
www.minhaj.org E-Mail : tehreek@minhaj.org
گزینه هاى این پایگاه عبارت است از: قرآن، مقالات، اخبار صفحه منهاج و…
گزینه قرآن مشتمل است بر: قرائت قرآن، استنساخ قرآن، جست وجوى قرآنى، فهرست موضوعى قرآن، جست وجوى قرآن به زبان هاى اروپایى.
ترجمه قرآن به هفت زبان (انگلیسى، آلبانیایى، هلندى، ایتالیایى، ژاپنى، اسپانیایى، ترکى استانبولى).
21. پایگاه نسیج (عربى و انگلیسى)
www.naseej.com E-Mail : info@naseej.com
این سایت مشتمل بر این گزینه هاست: الاسلام و المسلمون، العلوم و الصحّه، الادلّه و المراجع التعلیم و العلوم الإنسانیّه، الشعر و الثقافه و الفنون و…
گزینه الإسلام والمسلمون مشتمل بر این گزینه ها است: اقتصاد اسلامى، قرآن، تفسیر، حدیث اقلیت هاى مسلمان، مراکز اسلامى، فقه، رمضان، مجلات، کتب و دائره المعارف اسلامى. در بخش قرآن، مطالبى قرآنى و تفسیرى موجود است. مقالاتى موضوعى درباره توبه با استفاده از قرآن، فضیلت و حقیقت آن و… در این آدرس موجود است.
22. پایگاه تراث (عربى)
www.turath.com E-Mail : turath@go.com.jo
گزینه هاى این پایگاه عبارت است از: الإسلام، مشروع القرن، کتب و برامج، برامج مجانیه و صوتیات. از جمله موارد کتب وبرامج، بخش علوم القرآن مى باشد که مشتمل بر موارد زیر است:
کتابخانه تفسیر و علوم قرآن، فى ظلال القرآن، متن الشاطبیه، جزء عمّ و سوره فاتحه یا قراءات هفت گانه متواتره.
گزینه صوتیات، مشتمل است بر: قرائت کامل قرآن توسط عبدالرحمن سدیس و مسعود شریم.
23. پایگاه اسلام 101 (انگلیسى)
www.islam101.com E-Mail : islam@islam101.com
گزینه هاى این پایگاه مشتمل است بر: خدا، قرآن، پیامبر، تاریخ اسلام، حقوق بشر، اسلام و زن، اسلام و حکومت و…
گزینه قرآن این سایت مشتمل است بر: قرآن مجید، قرآن در یک نگاه، راهى به سوى قرآن، حفاظت از قرآن، قرآن معجزه معجزه ها، تحلیل هایى درباره ترجمه هاى انگلیسى قرآن، ترجمه قرآن توسط یوسف على، پیکتال و… کتاب هایى در موضوع قرآن، صوت قرآن و…
24. پایگاه شمس الاسلام (عربى)
www.islamsun.com E-Mail : webmaster@islamsun.com
گزینه هاى این پایگاه عبارتنداز: قرآن، حدیث، تفسیر، عقاید، طهارت و پاکیزگى، نماز، زکات، روزه، مناسک، الفقه العام، السیره النبویه، لطائف و معارف، للنساء، الطفل المسلم، الشعر الإسلامى، موسوعه الفتاوى، أبحاث علمیه و… .
گزینه قرآن آن مشتمل است بر: جست وجو در قرآن، چاپ قرآن، حفظ قرآن، دعوت و ملاحظات.
25. پایگاه اسلام دایر (عربى)
www.islamdir.net E-Mail : webmaster@islam-online.net
این پایگاه مشتمل بر این موضوعات است: القرآن الکریم، الحدیث و علومه، شؤن سیاسیه، تعریف بالاسلام، الاسلام و قضایا العصر، الفقه و علومه، التاریخ و الحضاره، ادیان و فرق، جماعات و مذاهب و… .
گزینه قرآن، داراى این مطالب است: تلاوت، تفسیر، علوم قرآن، تجوید، داستان ها و قصه هاى قرآنى و معرفى تعدادى سایت هاى قرآنى.
26. پایگاه مرکز الاشعاع الاسلامى (عربى)
www.islam4u.com e-mail: islam4u@hotmail.com
گزینه هاى این پایگاه عبارت است از: القرآن الکریم، الحدیث الشریف، نهج البلاغه و برنامج المجیب.
گزینه قرآنى داراى این موضوعات است: نص القرآن الکریم، قرآن کامل zip شده قابل دریافت، التفسیر المیّسر.
27. شبکه سفینه النجاه (عربى)
www.annajat.com e-mail: info@annajat.com
گزینه هاى این پایگاه مشتمل بر این موضوعات است: القرآن الکریم، النبى الاعظم صلى الله علیه و آله، اهل البیت علیهم السلام، شخصیات، المکتبه، مواقع اسلامى، اسئلهٌ وردود، المناسبات و المرآه.
گزینه قرآنى مشتمل بر این مطالب است: کیف نفهم القرآن الکریم، الاعجاز العلمى فى القرآن، التزکیه سبیل العاده الوحید.
28. پایگاه الحکمه (عربى)
www.alhikmeh.com e-mail: alhikmeh@alhikmeh.com
گزینه هاى این پایگاه عبارت است از: القرآن الکریم، اهل البیت علیهم السلام، الحدیث الشریف الدعاء، الاخلاق، الفقه المیسّر و الخدمات.
گزینه قرآن مشتمل است بر: القرآن الکریم، معلومات قرآنیه، اهل البیت علیهم السلام و القرآن الکریم، بحوث و محاضرات.
29. پایگاه قرآنى قرآن نت بیزلند کام (عربى)
www.qurannet.bizland.com
E-mail:info@qurannet.bizland.com
این پایگاه مشتمل بر این گزینه ها است: مدرسه الزهراء لتدریس القرآن الکریم، نبذه عن المدرسه، القرآن الکریم، مناقشات، مواقیت الصلاه، مواقع، ملف خاص بمسابقه القرآن الحکیم.
30. پایگاه صدا و سیما (عربى، انگلیسى، فارسى)
www.irib.com e-mail: Webmaster@irib.com
موضوعات این پایگاه عبارت است از: قرآن و عترت، روزشمار، ایران شناسى، پژوهش ها، همایش ها، خدمات و محصولات دیگر پایگاه ها و… .
گزینه قرآن و عترت داراى این موضوعات است: قرآن مجید، قرآن معجزه جاوید، ترجمه قرآن به زبان هاى مختلف دیگر، ترجمه (چینى، انگلیسى، عربى، فرانسوى، اسپانیایى، بوسنیائى، ایتالیائى)، رادیو قرآن، رادیو معارف، اهل بیت پیامبر صلى الله علیه و آله.
31. المنتدى الحسینى للثفاقه الاسلامیه (عربى)
www.al-montada.com e-mail: info@al-montada.com
این پایگاه شامل موارد زیر است: فى ریاض القرآن، الثقافه الحسینیه، المحاضرات الاسلامیه، مرآه الکتب، المکتبه الاسلامیه، المجله الثفافیه، رکن الشباب، رسائل و ردود.
گزینه فى ریاض القرآن مشتمل بر این بخش ها است: تلاوه القرآن احکام و آداب، مع حفاظ و قراء القرآن، الاعجاز فى القرآن الکریم، قالوا فى القرآن الکریم، جوله فى عالم القرآن، أشهرالقراءات لأشهر القراء، رسائل وردود.

فصل دوازدهم : احکام قرآن

قرآن در نماز
پرسش 67 . کسى که برخى از سوره هاى کوچک قرآن را نمى تواند از حفظ بخواند، آیا جایز است آنها را در نمازهاى واجب از رو بخواند؟
همه مراجع: آرى، جایز است.151

آیات سجده دار
پرسش 68 . سجده واجب یا مستحبى در بعضى از آیات قرآن به چه علتى است؟
معمولاً در آیاتى از قرآن ـ که سخن از سجده موجودات و یا سجده و خضوع بندگان مقرب خداوند در برابر عظمت آفریدگار هستى به میان آمده ـ دستور سجده بعد از خواندن این آیات وارد شده است. وجوب و استحباب آن نیز با توجه به معنا و مضمون آیات سجده و با استفاده از احادیث پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان علیهم السلاممشخص مى شود.

پرسش 69 . اگر از رادیو و یا تلویزیون به آیاتى که سجده واجب دارند گوش فرا دهیم، سجده واجب مى شود؟ـآیات سجده دارـ
همه مراجع (به جز صافى و مکارم): اگر از طریق نوار، ضبط شده و به طور غیر زنده پخش شود، سجده واجب نیست و اگر به طور زنده گوش فرا دهد، سجده واجب مى شود.152
آیات عظام صافى و مکارم: اگر به طور زنده بشنود، سجده واجب مى شود و اگر از طریق نوار ضبط شده و به طور غیر زنده گوش فرا دهد، بنا بر احتیاط واجب باید سجده کند.153

پرسش 70 . آیا براى سجده واجب قرآن، شرایط سجده نماز لازم است؟
آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، خامنه اى، صافى و نورى: در سجده واجب قرآن، باید پیشانى را بر مهر یا چیزى که سجده بر آن صحیح است بگذارد؛ اما مراعات سایر شرایط سجده نماز (مانند وضو، قبله و…) لازم نیست.154
آیات عظام سیستانى، فاضل و مکارم: بنا بر احتیاط واجب در سجده واجب قرآن، باید پیشانى را بر مهر یا چیزى که سجده بر آن صحیح است بگذارد؛ اما مراعات سایر شرایط سجده نماز (مانند وضو، قبله و…) لازم نیست.155

پرسش 71 . آیا با مرور ذهنى و یا نگاه به آیات سجده دار، سجده واجب مى شود؟
همه مراجع: کسى که به آیات سجده دار گوش فرا مى دهد و یا خودش مى خواند، بعد از تمام شدن آیه باید فورا سجده کند؛ ولى با نگاه به آیات سجده دار و مرور آنها، سجده واجب نمى شود.156

پرسش 72 . آیا براى سجده هاى واجب قرآن، ذکر خاصى لازم است؟
براى سجده واجب قرآن همین اندازه که پیشانى را به قصد سجده بر زمین بگذارد، کافى است. البته گفتن ذکر مستحب است و هر ذکرى بگوید، اشکال ندارد؛ ولى بهتر است بگوید: «لا اله الااللّه حقا حقا، لااله الااللّه ایمانا و تصدیقا، لااله الااللّه عبودیه ورقا، سجدتُ لَکَ یا رَبِ تعبدا ورقا لا مستنکفا ولامستکبرا بل اَنا عبد ذلیل خائف مستجیر».157

آیات سجده دار و حایض
پرسش 73 . خواندن آیات سجده دار براى زن حائض و جُنب چه حکمى دارد؟
آیات عظام امام، بهجت، فاضل، نورى: افزون بر آیات سجده دار، باید از خواندن کل این چهار سوره نیز اجتناب شود.158
آیات عظام تبریزى، خامنه اى، سیستانى، صافى و مکارم: خواندن آیاتى که سجده واجب دارند براى زن در ایام عادت، حرام است. این آیات در سوره هاى «الم تنزیل، حم سجده، النجم و علق» قرار دارند و خواندن آیات و سوره هاى دیگر قرآن تا هفت آیه اشکال ندارد ولى بیشتر از آن کراهت دارد (یعنى از ثواب کمترى برخوردار است) نه اینکه ترک تلاوت قرآن بهتر باشد.159
آیه اللّه وحید: افزون بر آیات سجده دار، بنا بر احتیاط واجب باید از خواندن کل این چهار سوره نیز اجتناب شود.160

صوت قرآن نامحرم
پرسش 74 . آیا مرد نامحرم مى تواند صداى دختر بالغ را در حال خواندن قرآن با صوت یا ترتیل و تواشیح و سرود بشنود؟
همه مراجع (به جز مکارم): اگر صداى خود را نازک و رقیق نکند ـ به طورى که باعث تهییج شهوت شود ـ اشکال ندارد.161
آیه اللّه مکارم: جایز نیست.162

غلط خواندن قرآن
پرسش 75 . اگر شخصى بخواهد قرآن را کامل بخواند (یعنى علاقه زیادى به خواندن تمام قرآن دارد)؛ ولى متأسفانه بعضى از کلمات قرآن را غلط مى خواند، تکلیفش چیست؟
همه مراجع: غلط خواندن اگر عمدى نباشد، اشکال ندارد.
تبصره. تمامى کسانى که قرآن کریم را فرا گرفته اند، ابتدا در خواندن آن دچار مشکل بوده اند. وجود غلط نباید مانع قرائت قرآن شود، با تکرار و تمرین قادر خواهد بود، آن چنان که شایسته است، کتاب الهى را قرائت و در آن تدبر کند.

قرآن و کودکان
پرسش 76 . آموختن قرآن براى دانش آموزانى که وضوى درستى ندارند و آن را لمس مى کنند، چه حکمى دارد؟ تکلیف مربى در اینجا چیست؟
همه مراجع: مس قرآن براى افراد نابالغ اشکال ندارد و اگر بدون طهارت به قرآن دست زدند، بر مربى واجب نیست جلوگیرى کند. البته اگر کارى کردند که هتک و بى احترامى به قرآن باشد، باید جلوگیرى کند.163

لمس قرآن
پرسش 77 . آیا دست زدن به جلد قرآن در دوران عادت ماهیانه، مانعى دارد؟
همه مراجع: دست گذاشتن روى خط قرآن، براى حائض و براى هر کسى که طهارت (وضو، غسل و تیمم) ندارد، حرام است؛ ولى مس جلد یا حاشیه قرآن بى اشکال است و تنها کراهت دارد.164

اسماى جلاله
پرسش 78 . حکم تماس بدن با اسماى جلاله، بدون وضو چگونه است؟
آیات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى و نورى: مس اسماى بارى تعالى ـ به هر زبان و کیفیتى که نوشته شده باشد ـ بدون وضو جایز نیست.165
آیات عظام تبریزى، سیستانى، مکارم و وحید: مس اسماى بارى تعالى ـ به هر زبان و کیفیتى که نوشته شده باشد ـ بنابر احتیاط واجب، بدون وضو جایز نیست.166
آیه اللّه فاضل: کسى که وضو ندارد، بهتر است اسماى بارى تعالى را ـ به هر زبان و کیفیتى که نوشته شده باشد ـ مس نکند.167

پسوند «اللّه»
پرسش 79 . افرادى که اسمشان «عبداللّه» و «حبیب اللّه» و… است، اگر بدون وضو آن را بنویسند و مس کنند، چه حکمى دارد؟
آیات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى و نورى: مس اسم «اللّه» بدون وضو جایز نیست ؛ هر چند جزئى از اسم مرکب باشد.168
آیات عظام تبریزى، سیستانى و فاضل: اشکال ندارد ؛ هر چند بهتر است که مس نکنند.169
آیات عظام مکارم و وحید: بنابر احتیاط واجب، مس اسم «اللّه» بدون وضو جایز نیست ؛ هر چند جزئى از اسم مرکب باشد.170

ختم قرآن
پرسش 80 . اگر به نیت ختم، شروع به خواندن قرآن کنیم ولى به دلایلى نتوانیم آن را تمام کنیم؛ در این صورت ختم کل قرآن واجب است یا نه؟
همه مراجع: خیر، ادامه دادن و ختم قرآن مستحب است و تنها در صورت نذر و قسم و استیجار و مانند آن، ختم قرآن واجب مى شود.171

هدیه ثواب قرآن
پرسش 81 . آیا شخص مى تواند سوره اى از قرآن را بخواند و ثواب آن را به چند نفر از مردگان هدیه کند؟
همه مراجع: آرى، مى تواند این کار را انجام دهد.172

قرآن در حال راه رفتن
پرسش 82 . در موقع راه رفتن و یا ایستادن و خوابیدن و یا حتى در دستشویى مى توان قرآن خواند؟
احترام خود قرآن لازم است. درباره آداب قرائت قرآن آمده است: با طهارت و رو به قبله و ادب و با آرامش و تفکر در معانى آن قرائت شود. البته تلاوت قرآن و مرور آیات آن، هنگام خواب و در حالت خوابیده یا ایستاده و در حال راه رفتن نه تنها اشکالى ندارد؛ بلکه داراى ثواب و فضیلت است.

پرسش 83 . همراه داشتن قرآن در دستشویى چه حکمى دارد؟
همه مراجع: همراه داشتن قرآن در دستشویى اشکال ندارد؛ ولى بهتر است از این کار اجتناب کنید.173

آداب تلاوت قرآن
پرسش 84 . آیا در هنگام پخش صوت قرآن، مى توانیم دعا بخوانیم یا حرف بزنیم؛ یا باید سکوت کنیم؟
همه مراجع: خواندن دعا و یا صحبت کردن هنگام پخش تلاوت قرآن، در صورتى که بى احترامى به آن محسوب نشود، اشکال ندارد؛ هر چند گوش دادن به آن بهتر است.174

قرآن و موسیقى
پرسش 85 . آیا جایز است قرآن با آواز و به صورت غنا خوانده شود؟
همه مراجع (به جز تبریزى): اگر به صورت غنا باشد، جایز نیست.175
آیه اللّه تبریزى: بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.176

قسم به قرآن
پرسش 86 . کسى که براى انجام دادن کارى یا ترک آن، به قرآن قسم بخورد و به آن عمل نکند، آیا کفاره دارد؟
همه مراجع: مخالفت با قسم به قرآن، کفاره ندارد.177

قرآن بدون وضو
پرسش 87 . تلاوت قرآن بدون وضو چه حکمى دارد؟
همه مراجع: اگر خط قرآن مس نشود، اشکال ندارد.178

آرم جمهورى اسلامى
پرسش 88 . آیا مس کردن نقش آرم جمهورى اسلامى ایران ـ که روى نامه ها و بلیت هاى اتوبوس و… وجود دارد ـ حرام است؟
آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، صافى، نورى و وحید: بنابر احتیاط واجب بدون طهارت مس نکنند.179
آیه اللّه بهجت: مس آن، بدون طهارت جایز نیست.180
آیه اللّه خامنه اى: چنانچه در نظر عرف اسم جلاله محسوب و خوانده شود، مس آن بدون طهارت حرام است.181
آیات عظام فاضل و مکارم: اشکال ندارد ؛ ولى بهتر است آن را مس نکنند.182

مس ترجمه قرآن
پرسش 89 . دست زدن به ترجمه قرآن، بدون طهارت چه حکمى دارد؟
همه مراجع: مس ترجمه قرآن اشکال ندارد. بلى اگر در ترجمه آن، خود کلمات قرآن و یا نام خدا (به هر زبانى) به کار رفته باشد، نباید به آن کلمات بدون طهارت دست زد.183
تبصره. برخى در مورد نام خدا احتیاط واجب و برخى احتیاط مستحب دارند.

خوابیدن و قرآن
پرسش 90 . آیا در اتاقى که قرآن هست، خوابیدن اشکال دارد؟
همه مراجع: خیر، اشکال ندارد؛ ولى اگر قرآن به طرف پا و یا پشت باشد و باعث هتک و بى حرمتى آن شود، جایز نیست.184

قرآن و جنابت
پرسش 91 . بودن قرآن همراه جنب چه حکمى دارد؟
همه مراجع: همراه داشتن قرآن براى جنب اشکال ندارد؛ ولى مکروه است.185

خالکوبى آیات قرآن
پرسش 92 . خالکوبى آیات قرآن بر روى بدن و مس آن چگونه است؟
همه مراجع: اگر ماده اى که با آن خالکوبى شده زیر پوست باشد، مس آن بدون طهارت اشکال ندارد و بعد از حدث و جنابت، لازم نیست فورى وضو و یا غسل انجام دهد.186

گردنبند طلاى قرآن
پرسش 93 . آویختن گردنبندى که روى آن آیه قرآن نوشته شده است، در ایام عادت چه حکمى دارد؟
همه مراجع: استفاده از گردنبند مانع ندارد،؛ ولى بدون طهارت آن را مس نکنند.187

قرآن بر سر گذاشتن
پرسش 94 . آیا گذاشتن قرآن باز بر روى سر، بدون طهارت جایز است؟
آیات عظام امام، بهجت، صافى و فاضل: آرى، جایز است؛ ولى بهتر است قرآن باز را بدون طهارت بر سر نگذارند.188
آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: اگر موهاى سر، تابع و جزء سر شمرده نشود (یعنى کوتاه نباشد)، جایز است.189
آیات عظام مکارم و نورى: بنابر احتیاط واجب، بدون طهارت جایز نیست.190
تبصره. فرض مسئله، جایى است که سر شخص مو داشته باشد و بخواهد خط قرآن را بدون طهارت به آن برساند. در غیر این صورت، حکم تماس بدن با خط قرآن را پیدا مى کند.

اسماى متبرکه روزنامه ها
پرسش 95 . آیا استفاده از اسماى متبرکه در روزنامه ها و مجلات کشور ـ با توجه به مصارف غیر مطبوعاتى از آن ـ صحیح است؟
آیات عظام امام و مکارم: چاپ و نشر آنها ممنوع نیست؛ ولى از انداختن آنها در جاهایى که موجب هتک مى شود، باید خوددارى شود.191

پرسش 96 . اگر از روزنامه اى که اسم خدا در آن نوشته شده، به عنوان زیرانداز استفاده کنیم، چطور است؟
همه مراجع: نباید بر روى چیزى که ایستادن و نشستن بر آن حرام است، نماز خواند (مثل روزنامه یا فرشى که اسم خدا بر آن نوشته شده).192

پرسش 97 . آیا سوزاندن آیات قرآن ـ که بر روى کاغذ نوشته شده ـ جایز است؟
همه مراجع: خیر، سوزاندن ورق هاى قرآن جایز نیست.193

پرسش 98 . راه محو کردن برگه هایى که آیات قرآن بر روى آن نوشته شده، چیست؟
همه مراجع: یکى از سه راه ذیل پیشنهاد مى شود:
1. آنها را در مکانى دفن کنید.
2. در آب جارى مانند رودخانه بریزید.
3. به مراکزى تحویل دهید که از آنها براى ساختن کارتن و مانند آن استفاده مى کنند.194

قرآن روى کفن
پرسش 99 . نوشتن آیات قرآن روى کفن و یا همراه گذاشتن آن با مردگان جایز است؟
همه مراجع: نوشتن آیات قرآن و دعاى جوشن صغیر و کبیر بر کفن مستحب است. البته اگر بر پارچه جداگانه اى نوشته و بالاى سینه یا سر میت قرار داده شود، بهتر است.195

استخاره قرآن
پرسش 100 . کسى که به قرآن استخاره کرده، آیا لازم است به آن عمل کند؟

همه مراجع: عمل به استخاره واجب نیست؛ ولى بهتر است به آن عمل شود.196

 قرآن شناسی _ بخش اول

 ================

پی نوشت ها :
1. قرآن شناسى، ج 1، ص 216.
2. طباطبایى، سید محمدحسین، قرآن در اسلام، ص 117.
3. مانند: آیه 34 سوره طور و آیه 88 سوره اسراء17.
4. مانند: آیه 85 سوره آل عمران و آیه 40 سوره احزاب.
5. همان، ص 66 و درباره خاتمیت ر.ک: مطهرى، مجموعه آثار، ج 2، ص 183 و ج 3، ص 153).
6. کیهان اندیشه، شماره 28، مقاله تحریف ناپذیرى قرآن، علامه مرتضى عسکرى.
7. ابو عبدالله زنجانى، تاریخ القرآن، ص 42، موسسه الاعلمى، بیروت.
8. مصباح یزدى، محمدتقى، قرآن شناسى، ج 1، ص 215، نشر مؤسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى.
9. طباطبایى، سید محمدحسین، ترجمه المیزان، ج 12، ص 167 – 161 مرکز نشر فرهنگى رجا.
10. علامه خوئى، ترجمه البیان، ج 1، ص 309، نشر مجمع ذخائر اسلامى – قم، 1360 ش.
11. براى مطالعه بیشتر ر.ک:
الف. معرفت، محمدهادى، تاریخ قرآن، تهران: سمت، چاپ دوم 1377، صص 167 – 154؛
ب. مصباح یزدى، محمدتقى، قرآن شناسى، (قم: مؤسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، چاپ اول، 1376)؛
پ. حسن زاده آملى، حسن، قرآن هرگز تحریف نشده است؛
ت. معرفت، محمدهادى، التحقیق فى نفى التحریف عن القرآن.
12. نساء 4، آیه 135.
13. مائده 5، آیه 67.
14. آل عمران 3، آیه 123.
15. براى آگاهى بیشتر ر.ک:
الف. طباطبایى، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج 12 ص 150 تا 192؛
ب. معرفت، محمدهادى: مصونیت قرآن از تحریف، ترجمه محمد شهرابى ؛
ج. حسن زاده آملى، حسن، قرآن هرگز تحریف نشده است.
16. تاریخ کلیساى قدیم، ص 67.
17. تاریخ جامع ادیان، ص 576.
18. میشل، توماس، کلام مسیحى، ترجمه: حسین توفیقى، ص 27 ـ 26.
19. معرفت، محمد هادى، صیانه القرآن من التحریف.
20. ر.ک: انجیل یوحنا، 112:1، سفرتکوین، 38 19:30 و براى آشنایى بیشتر ر.ک: انیس الاعلام، ج 3 ؛ صادقى، محمد، بشارات عهدین، ص 73 و 177.
21. سفر پیدایش، 2330 : 43.
22. انجیل متى، 5:38 و اکثر نامه هاى پولس به رومیان.
23. نیز نگا: حقیقت مسیحیت، قم: مؤسه در راه حق، چاپ اول 1361، صص 133 – 127 ؛ زمانى، مصطفى، به سوى اسلام یا آیین کلیسا، (قم: پیام اسلام، 1346.
24. نگا: میشل، توماس، کلام مسیحى، ترجمه: حسین توفیقى، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، 1377، صص 27 ـ 23.
25. اسراء 17، آیه 90.
26. هود 11، آیه 16 ؛ بقره (2)، آیه 21.
27. ر. ک: معرفت، محمد هادى، تلخیص التمهید، ج 2، ص 235، مؤسسه نشر اسلامى.
28. همان، ص 240.
29. تفسیر نمونه، ج 23، ص 113 115.
30. بقره 2، آیه 255.
31. انبیا 21، آیه 30.
32. مریم 19، آیات 44ـ41.
33. فجر 89، آیه 22.
34. غافر 40، آیه 88.
35. قیامت 75، آیات 22ـ23.
36. آل عمران 3، آیه 7.
37. آل عمران 3، آیه 26.
38. رعد 13، آیه 11.
39. هود 11، آیه 1.
40. منابع:
الف. معرفت، محمدهادى، علوم قرآنى، مؤسسه فرهنگى انتشاراتى التمهید، 1378، چاپ اول، ص289ـ271.
ب. سعیدى روشن، محمد باقر، علوم قرآنى، (مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، چاپ اول)، ص293.
41. نحل 16، آیه 44.
42. آل عمران 3، آیه 7.
43. المیزان، ج 1، ص 247، چ 2، اسماعیلیان.
44. سعیدى روشن، محمد باقر، علوم قرآن، ص 304.
45. جوان آراسته، حسین، درسنامه علوم قرآنى، ص 429.
46. مجادله 58، آیات 12 و 13.
47. بقره 2، آیه 142 تا 145.
48. براى آگاهى بیشتر به کتاب هاى زیر مراجعه کنید:
الف. مولایى نیا، عزت اللّه ، نسخ در قرآن، نشر رایزن، تهران، چاپ اول، 1378 ش یک جلد، قطع رقعى.
ب. ابى جعفر احمد بن محمد بن اسماعیل النحاس، الناسخ والمنسوخ فى کتاب الله، تحقیق: دکتر سلیمان بن ابراهیم بن عبدالله، مؤسه الرساله، بیروت: چاپ اول، 1412 ق ، 1991 م، (سه جلد، قطع وزیرى).
49. حشر 59، آیه 21.
50. تحریم 66، آیه 10.
51. یونس 11، آیه 24.
52. نهج البلاغه، خطبه 81.
53. بحارالانوار، ج 24، ص 305، باب جواب تأویل ما نزل فیهم، ح 1.
54. جهت آگاهى بیشتر ر.ک: مکارم شیرازى ناصر، مثل هاى زیباى قرآن.
55. بحارالانوار، ج 92، ص 190.
56. عیون الاخبار، ج 2، ص 69.
57. جهت آگاهى بیشتر ر.ک: کمالى، سید على، دایره المعارف شیعى.
58. مزمل 73، آیه 4.
59. ابن جوزى، النشر، ج 1، ص 209.
60. براى آگاهى بیشتر ر.ک: خرمشاهى، بهاءالدین، دائره المعارف تشیع.
61. دایره المعارف تشیع، ص 468.
62. فرقان 25، آیه 33.
63. ر.ک: قاموس القرآن.
64. ر.ک: لسان العرب.
65. ر.ک: مقدمه تفسیر تبیان.
66. فیروزآبادى، قاموس.
67. المیزان، ج 3، ص 49.
68. حجر 15، آیه 9.
69. زخرف 43، آیه 55.
70. کافى، ج 1، ص 144 ؛ برهان، ج 4، ص 150 و ج 1، ص 102.
71. شورى 42، آیه 11.
72. نحل 16، آیه 97.
73. قیامت 75، آیات 18 ـ 17.
74. راغب اصفهانى، مفردات، ماده قرء ؛ قریشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ماده «قرأ».
75. بروج 85، آیه 132.
76. واقعه 56، آیه 77.
77. حجر 15، آیه 87.
78. بقره 2، آیه 213.
79. فاطر 35، آیه 24.
80. غافر 40، آیه 78.
81. مصباح یزدى، آموزش عقاید، ج 2.
82. قصص 28، آیه 59.
83. نساء 4، آیه 98.
84. کافى، ج 1، ص 245.
85. المیزان، ج 2، ص 140.
86. ر.ک: بحارالانوار، ج 12 و 14 ؛ مفاتیح الجنان، دعاى عمل ام داود.
87. یس 36، آیه 83.
88. تفسیر نمونه، ج 18، ص 309.
89. ر.ک:
الف. طباطبایى، سید محمدحسین، قرآن در اسلام، ص 218، انتشارات دارالکتب الاسلامیه؛
ب. زرکشى، البرهان فى علوم القرآن، ج 1 ص 339، (انتشارات دارالکتب العلمیه).
90. ر.ک:
الف. حجتى، سید محمدباقر، پژوهشى در تاریخ قرآن کریم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1376، چاپ دوازدهم، ص 98؛
ب. معرفت، محمد هادى، تاریخ قرآن، (تهران: سمت، 1357، چاپ اول)، ص 77.
91. زرکشى، بدرالدین محمدبن عبداللّه ، البرهان فى علوم القرآن، ج 1، دارالمعرفه، ص 264.
92. ر.ک: شماته، محمود، اهداف و مقاصد سوره هاى قرآنى، ترجمه: محمدباقر حجتى.
93. سیوطى، جلال الدین عبدالرحمن، الاتقان فى علوم القرآن، ج 1، نشر دار ابن کثیر، ص 207 و 208؛ حجتى، سید محمدباقر، پژوهشى در تاریخ قرآن کریم، نشر دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ص 107.
94. الاتقان، ج 1، ص 208.
95. ر.ک: رامیار، محمود، تاریخ قرآن، ص 57 ؛ براى شرح بیشتر: آمار آیات در نگاه کوفیان، اهل شام، قاریان مکه، قاریان مدینه، صص 572-570.
96. ر.ک: سیوطى، الاتقان، ج 3 ص 24 ؛ تفسیر طبرى، ج 1، ص 72.
97. زمخشرى، کشاف، ج 1، ص 21.
98. ر.ک: قرطبى، الجامع لاحکام القرآن، ج 1، ص 110.
99. ر.ک: رشید رضا، تفسیر المنار، ج 8، ص 296.
100. بلاغى، محمدجواد، آلاء الرحمن، ج 1، ص 64.
101. الاتقان، ج 3، ص 31.
102. ر.ک: تفسیر المیزان، ج 18، ص 6 ـ 8.
103. صبحى صالح، مباحث فى علوم القرآن، ص 283.
104. ر.ک: قاضى عبدالجبار، متشابه القرآن، ج 1، ص 13.
105. تفسیر المنار، ج 1 ص 122.
106. تفسیر البرهان، ج 1، ص 53 و ج 2، صص 206 و 277؛ بحارالانوار، ج 89، ص 373؛ تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 320.
براى آگاهى بیشتر درباره تفسیرهاى حروف مقطعه ر.ک:
الف. جوادى آملى، عبداللّه ، تفسیر تسنیم، ج 2، صص 69 ـ 129.
ب. معرفت، محمدهادى، تناسب آیات، صص 135 ـ 165.
107. وسائل الشیعه، ج 8، ص 66.
108. همان.
109. وسائل الشیعه، ج 8، ص 75.
110. الصحیفه السجادیه، دعاى 33.
111. وسائل الشیعه، ج 6، ص 233.
112. مستدرک الوسائل، ج 4، ص 304.
113. وسائل الشیعه، ج 6، ص 233 ؛ کافى، ج 2، ص 629، ح 7.
114. بحارالانوار، ج 92، ص 202.
115. نحل 16، آیه 98.
116. مزمل 73، آیه 4.
117. بحارالانوار، ج 92، ص 215.
118. بحارالانوار، ج 92، ص 216.
119. زخرف 43، آیه 4.
120. ر.ک: تفسیر نمونه، مباحث آغاز سوره ها و روایات فضیلت سوره ها.
121. اصول کافى، ج 4، ص 406.
122. اصول کافى، ج 4، ب 34، ح 2.
123. نحل16، آیه 44.
124. یوسف12، آیه 108.
125. محمد 47، آیه 24.
126. بحارالانوار، ج 92، ص 211.
127. نساء 4، آیه 82.
128. تقى پور، ولى اللّه ، پژوهشى پیرامون تدبر بر قرآن، قم: انتشارات اسوه، 1371، چاپ اول، ص 31.
129. نهج البلاغه، حکمت 30 نقل از: جوادى آملى، تفسیر موضوعى، ج 8.
130. بحارالانوار، ج 98، ص 5، المکتبه الاسلامیه.
131. اصول کافى، ج 4، ص 406.
132. همان، ص 405.
133. همان، ص 409.
134. بحارالانوار، ج 92 ص 188.
135. اعراف 7، آیه 201.
136. نظیر آیات 55 سوره «مدثر» و 12 سوره «عبس»، 16، 41، 51، 54 و 56 از سوره مریم و 24 سوره احزاب.
137. ر.ک: مطهرى، مرتضى، تفسیر قرآن، ج 10، بخش اول.
138. یونس 10، آیه 57.
139. انبیاء 21، آیه 50.
140. رعد 13، آیه 28.
141. طه 20، آیه 124.
142. ر.ک:
الف. پرهیزگار، شهریار، چگونه قرآن را حفظ کنیم، نمایندگى ولى فقیه در نیروى مقاومت بسیج، 1371، چاپ اول، ص 22.
ب. کلانترى، الیاس، اهمیت و روش حفظ قرآن، (تهران: انتشارات بیان، 1362، چاپ اول)، ص 9ـ21.
143. کتابشناسى این بخش با همکارى انجمن قرآن و علم تهیه شده است که از تلاش آن عزیزان تقدیر و تشکر مى کنیم.
144. المجله العربیه، شماره 4 مقاله «تراجم القرآن الکریم الى اللغات الاجنبیه».
145. سلماسى زاده، جواد، تاریخ ترجمه قرآن در جهان، مؤسه انتشارات امیرکبیر، 1369؛ آذرتاش، آذرنوش، تاریخ ترجمه از عربى به فارسى ترجمه هاى قرآنى 1 و 2 انتشارات سروش، 1375 ؛ مرغى جاسم عثمان، القرآن الکریم فى عالم الترجمه، نشر مؤسه ابلاغ.
146. نشریه تحقیقات اسلامى، سال اول، شماره 2، ص 1.
147. ر.ک: آذرتاش، تاریخ ترجمه از عربى به فارسى، ص 25؛ مجله حوزه، شماره 24 ص 52؛ مروتى، سهراب، بررسى ترجمه قرآن کریم (پایان نامه کارشناسى ارشد دانشکده الهیات تهران).
148. نهج البلاغه، حکمت 18.
149. ر.ک: حسن مصطفوى، روش علمى در ترجمه و تفسیر قرآن مجید، نشر: دار القرآن الکریم؛ مروتى، سهراب، بررسى ترجمه قرآن کریم (پایان نامه).
150. برگرفته از:http://balagh.net/sites/quranic_sites.htm
معرفى پایگاه به منزله تأیید مطالب پایگاه نیست.
151. العروه الوثقى، ج 1، احکام القرائه، م 29.
152. توضیح المسائل مراجع، م 1096 ؛ وحید، توضیح المسائل، م 1105 و امام، تحریرالوسیله، القول فى سجده التلاوه، م 4.
153. صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 239 و مکارم، توضیح المسائل مراجع، م 1096.
154. توضیح المسائل مراجع، م 1097 و وحید، توضیح المسائل، م 1106.
155. توضیح المسائل مراجع، م 1097.
156. توضیح المسائل مراجع، م 1093.
157. همان، م 1099.
158. همان، م 355 و 450.
159. همان، م 355 و 450.
160. وحید، همان، م 361 و 456.
161. امام، استفتاءات، ج3، نظر، س65؛ صافى، جامع الاحکام، ج2، س1676 و 1674؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتاءات، س 1145؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1721؛ نورى، استفتاءات، ج2، س545و549؛ تبریزى، استفتاءات، س1609؛ سیستانى،sistani.org ، غناء، ش3؛ دفتر: بهجت.
162. مکارم، استفتاءات، ج1، س785.
163. توضیح المسائل مراجع، م 318.
164. توضیح المسائل مراجع، م 356.
165. توضیح المسائل مراجع، م 319 و خامنه اى، اجوبه الاستفتاءات، س157.
166. توضیح المسائل مراجع، م 319 و وحید، توضیح المسائل م 315.
167. توضیح المسائل مراجع، م 319.
168. امام، استفتاءات، ج 1، وضو، س 82 ؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 53 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتاءات، س 152 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 54 و دفتر: بهجت.
169. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 184 ؛ تبریزى، صراط النجاه، ج 5، س 990 و دفتر: سیستانى.
170. دفتر: مکارم و وحید.
171. دفتر: همه مراجع.
172. وسائل الشیعه، ج 2، ص 861، ب 34 از ابواب دفن و نیز: ج 10، ص 462، ب 101، ح اول ودوم چاپ آخوندى بیست جلدى ؛ تحریرالوسیله، ج 1، ص 91 ؛ مفاتیح الجنان، (انتشارات پیام آزادى)، ص 942.
173. تبریزى، استفتاءات، س 1927 و دفتر: همه مراجع.
174. تفسیر نمونه، ج 7، ص 70.
175. امام، تحریرالوسیله، ج 1 ؛ المکاسب المحرمه، س 13؛ بهجت، وسیله النجاه، ج 1، م 1449 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتاءات، س 1132؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2، م 20 ؛ صافى، هدایه العباد، ج 1 م 1697؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 978؛ مکارم، استفتاءات، ج 2، س 701؛ نورى، توضیح المسائل و مسائل مستحدثه؛ وحید، منهاج الصالحین، ج 3، م 17.
176. تبریزى، صراط النجاه، ج 5، س 1151 و 1162.
177. همان، م 2671.
178. همان، م 316 و 317.
179. امام، استفتاءات، ج 1، وضو، س 80 ؛ تبریزى، صراط النجاه، ج 5، س 987 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1،53 و 54 و دفتر: سیستانى، وحید و نورى.
180. دفتر: بهجت.
181. خامنه اى، اجوبه الاستفتاءات، س 157.
182. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 184 ؛ مکارم، استفتاءات، ج 2، س 75.
183. توضیح المسائل مراجع، م 317.
184. تبریزى، استفتاءات، س 1990 و دفتر: همه مراجع.
185. همان، م 356.
186. تبریزى، استفتاءات، س 1920 و دفتر: همه مراجع.
187. توضیح المسائل مراجع، م 319؛ وحید، توضیح المسائل، م 323؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتاءات، س 153 و 154 و نورى، توضیح المسائل، م 318.
188. امام و فاضل، تعلیقات على العروه، ج 1، غایات الوضو، م 3؛ بهجت و صافى، توضیح المسائل مراجع، م 317.
189. تبریزى و سیستانى، منهاج الصالحین، ج 1، م 164؛ وحید، منهاج الصالحین، ج 2، م 164.
190. تعلیقات على العروه الوثقى، غایات الوضو، م 3.
191. امام، استفتاءات، ج 1 س 308 ؛ مکارم، استفتاءات، ج 2، س 68.
192. توضیح المسائل مراجع، م 883؛ نورى، توضیح المسائل، م 884 ؛ وحید، توضیح المسائل، م 892 و دفتر: خامنه اى.
193. تبریزى، استفتاءات، س 1953 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتاءات، س 165 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 57 ؛ مکارم، استفتاءات، ج 1، س 81 و دفتر: همه مراجع.
194. تبریزى، استفتاءات، س 1953 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتاءات، س 163 و 162 و 165 ؛ مکارم، استفتاءات، ج1، س 76 و دفتر: همه مراجع.
195. عروه الوثقى، فى مستحبات الکفن، الحادى عشر.
196. امام، استفتاءات، ج 3، احکام ازدواج، س 6؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتاءات، س 1434؛ صراط النجاه، ح 9، س218 و 219؛ مکارم، استفتاءات، ج 1، س 1781 و دفتر: بهجت، وحید، سیستانى، صافى، فاضل و نورى.

برچسب ها

نوشته های مشابه

1
پرسش و پاسخ

avatar
  اشتراک  
جدیدترین قدیمی ترین محبوب ترین
اطلاع از
دکمه بازگشت به بالا
بستن