Ultimate magazine theme for WordPress.

توبه چه مراتبی دارد؟

همان‏طورى که گناهان، درجه و مراتب دارد، توبه نیز با توجه به موقعیت و رتبه معنوى افراد داراى مراتب خاصى است. امام صادق علیه السلام درباره مراتب توبه مى ‏فرماید:« براى هر فرقه و طائفه‏ اى توبه مخصوصى است. پس توبه پیامبران الهى از مضطرب شدن باطن و به هم خوردن حالت اطمینان است. توبه اولیا از عوارض رنگارنگ و تلون خاطر است [امور نامناسبى که به فکر آن‏ها مى‏ گذرد].  توبه أصفیا (برگزیدگان حق) از نَفَسى است که به یاد غیر او مى‏ کشند. توبه افراد خاص (نخبگان) از مشغول بودن به غیر پروردگار است و توبه عوام، بازگشت از گناهان است. هر کدام از آن‏ها داراى نوعى معرفت و آگاهى در آغاز و انجام توبه است» .۱
علامه طباطبایى در تبیین مراتب توبه مى‏ گوید: توبه به معناى بازگشت به خدا براى تقرب به اوست. بى‏ گمان معناى قرب و بُعد، نسبى و تشکیکى است. بنده ‏اى که در مقامى قرار دارد، گرچه در مقایسه با برخى از مقامات داراى قرب است اما نسبت به مقامات بالاتر داراى بُعد است.۲

علماى اخلاق براى توبه و توبه کاران درجات و مراتب مختلفى ذکر کرده اند.

از یک نظر توبه کاران را مى توان به چهار گروه تقسیم کرد:

گروه اوّل کسانى هستند که از گناهان خویش توبه مى کنند ولى بعد از مدّتى توبه را مى شکنند و به گناه باز مى گردند بى آن که تأسّف و ندامتى از کار خویش داشته باشند، اینها در واقع در مرحله نفس امّاره قرار دارند و عاقبت و سرانجام آنها کاملاً مبهم و پر مخاطره است، چرا که ممکن است یکى از مراحل توبه و بازگشت به سوى خدا مقارن با پایان عمر آنها باشد و به اصطلاح عاقبت آنها به خیر شود، ولى اى بسا پایان عمر آنها با یکى از زمانهاى توبه شکنى همراه گردد، و پایانى اسف انگیز و عاقبتى دردناک داشته باشند، و به اصطلاح «عاقبت به شرّ» از دنیا بروند.

گروه دوم کسانى هستند که از گناهان خود توبه مى کنند، و راه طاعت و بندگى حق را ادامه مى دهند، ولى گاه شهوات در مورد بعضى از گناهان بر آنها غالب مى شود و توبه را مى شکنند چون هنوز توان کافى در برابر شهوات پیدا نکرده اند; ولى با این حال، از توبه شکنى نادم و پشیمانند و پیوسته به خود مى گویند اى کاش چنین گناهى را نکرده بودیم، و انشاء اللّه بزودى توبه خواهیم کرد.

این گونه افراد هم در واقع در مرحله نفس امّاره اند ولى امید نجاتشان زیادتر است.

گروه سوم توبه کارانى هستند که بعد از توبه از گناهان بزرگ پرهیز مى کنند، و نسبت به اصول طاعات پایبندند،ولى گاه گرفتار بعضى از گناهان مى شوند،بى آن که بطور عمد قصد توبه شکنى داشته باشند، امّا بلافاصله پشیمان شده و به سرزنش نفس خویشتن مى پردازند و عزم خویش را بر توبه جزم مى کنند، وسعى دارند از اسباب گناه فاصله بگیرند.

این گروه در مرحله عالى از نفس لوّامه قرار دارند و به سوى نفس مطمئنّه نزدیک مى شوند و امید نجات براى آنها بسیار زیاد است.

گروه چهارم توبه کارانى هستند که بعد از توبه با اراده اى محکم و آهنین راه اطاعت و بندگى خدا را پیش مى گیرند و پا برجا مى مانند.

درست است که معصوم نیستند و گاه فکر گناه و لغزشها ممکن است در آنها پیدا شود ولى از آلودگى به گناه در عمل پرهیز دارند، چرا که نیروى عقل و ایمان در آنها به قدرى زیاد است که بر هواى نفس چیره شده و آن را مهار زده است.

این گروه صاحبان نفس مطمئنّه اند که در سوره فجر، آیه 27 تا 30، مخاطب به خطاب والا و پر افتخارى هستند که: «یا اَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ اِرْجِعى اِلى رَبِّکِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً; تو اى روح آرام یافته! به سوى پروردگارت باز گرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است.»

سپس لباس افتخار: «فَادْخُلى فى عِبادى وَ ادْخُلى جَنَّتى; سپس در سلک بندگانم درآى و در بهشتم داخل شو.» در بر مى کنند.

از سوى دیگر، توبه نیز مراتب و مراحل دارد.

مرحله اوّل: توبه از کفر به ایمان.

مرحله دوم: توبه از ایمان تقلیدى یا ایمان سست به ایمان تحقیقى و محکم.

مرحله سوم: توبه از گناهان کبیره و خطرناک.

مرحله چهارم: توبه از گناهان صغیره.

مرحله پنجم: توبه از فکر گناه هر چند آلوده به گناه نشود.

هر گروهى از بندگان خدا توبه اى دارند، توبه انبیاء از اضطرابات درونى (و لحظه اى عدم توجّه در درون به خدا) است.

و توبه برگزیدگان از نفسى است که به غیر یاد او مى کشند.(3)

و توبه اولیاء اللّه از امور نامناسبى است که به فکر آنها مى گذرد.

و توبه خواص از اشتغال به غیر خداست.

و توبه عوام از گناهان است و هر کدام از آنها داراى نوعى معرفت و آگاهى در آغاز و انجام توبه است.(4)


پی نوشت ها:

۱. بحارالانوار،علامه مجلسی ، ج ۶، ص ۳۱ .

۲. المیزان، ج ۴، ص ۲۵۴
3. مرحوم علاّمه مجلسى تنفّس را در اینجا به همین معنى که ذکر شد تفسیر کرده ولى در بعضى از منابع لغت آمده است که تنفّس گاه به معنى سخنهاى طولانى گفتن مى آید.

4. بحارالانوار، جلد 6، صفحه 31.

پرسش و پاسخ

avatar
  اشتراک  
اطلاع از