آیا سحر و جادو واقعیت دارد؟ نظر اسلام و قرآن درباره آن چیست؟

 

سحر و جادو از نظر قرآن کریم و احادیث واقعیت دارد. به این امر در آیه 102 سوره بقره و 4 سوره فلق اشاره شده است. از این آیات و برخی روایات استفاده می شود که برخی از سحرها واقعا اثر گذارند. همچنان که آیه 102 سوره بقره می فرماید: مردم سحرهایی را فرا می گرفتند که میان مرد و همسرش جدایی می افکند.
علامه طباطبایی در وجود داشتن چنین اموری می فرمایند: «… در این میان افعال خارق العاده دیگری است که مستند به هیچ کدام از سبب از اسباب طبیعی و عادی نیست، مانند خبر دادن از پنهانی ها و مانند ایجاد محبت یا دشمنی و گشودن گره ها و گره زدن ها و خواب کردن و احضار و حرکت دادن اشیاء با اراده و از این قبیل کارهایی که مرتاض ها انجام می دهند که به هیچ وجه قابل انکار نیست، یا خودمان بعضی از آنها را دیده ایم و یا برایمان آن قدر نقل کرده اند که دیگر قابل انکار نیست».در واقع سوءاستفاده از علم است،یعنی از بعد از کشف روابط بین اشیاء وتأثیرات علت بر معلول ،آنرا در مسیر انحرافی به کار می برندوخداوند هم خواسته که اسباب در عالم مؤثر باشند وجلوی تأثیر اسباب گرفته نشود لذا سحر در بعضی مواقع به اذن الهی مؤثر واقع می شود.

ولی سحر و جادو که حرام و در حکم کفر است، از دست هر کس بر نمی آید. بسیاری از چیزهایی را که جادو و جنبل می نامیم، القاهای روحی و روانی است که به جهت پذیرش ما، تأثیرگذار شده است. ما می توانیم با اتکاء به خدا و با پناه بردن به او، از تأثیرهای روحی و روانی در امان باشیم.
سنت حاکم بر جهان، قانون عمومی اسباب و مسببات یا همان علت و معلول است. خداوند جهان را آفریده و آن را بر اساس قانون علت و معلول نظام داده است. این نظام را بر همه اجزای هستی حاکم کرده و اراده اش بر این است که همه چیز از این مجرا، یعنی از طریق علت خودش و با نظم و نظام به وجود آید و دوام یابد و از بین برود.
قانون علیت حکم می کند که آهن تیز برنده باشد. اگر کسی از آن شمشیری ساخت و بر گردن کسی زد، آن گردن را ببرد. خدایی که چنین اثری در شمشیر تیز قرار داده، به ما انسان ها حکم کرده که شمشیر تیز برای زدن گردن فسادگران و ظالمان ستمگر و… است؛ نباید آن را به گردن مظلومان بزنید.
از طرف دیگر، خدا انسان ها را آفریده و به آن ها قدرت و توان داده، آنان را به سوی حق دعوت کرده، از پیمودن غیر آن نهی کرده تا با اختیار و آگاهی رهرو حق یا باطل گردند. آنان هم می توانند رهرو حق شوند و هم باطل. این گونه نیست که امکان ظلم و ستم و تجاوز و… نداشته باشند؛ زیرا اگر این امکان را نداشتند، امتحان معنا پیدا نمی کرد. باید بتوانید شمشیر به گردن مظلوم بزنید و شمشیر وقتی به گردن او می خورد، باید آن را ببرد تا بتوان به شما گفت با شمشیر به گردن مظلوم نزن. اگر نتوانید بزنید یا اگر شمشیر نبرد، دیگر نمی توانید بگویید: نزدم و نبریدم.
سحر و جادو هم یک سبب است که ساحر با به کار بردن آن، بر کارهایی که حرام است، توانمند می گردد. به قول قرآن می تواند بین زن و شوهر اختلاف بیندازد و…. اگر بنا باشد این سبب کارگر نباشد، باید قانون علت و معلول نقض گردد و با وجود علت، معلول وجود نیابد. این نقض سنت حاکم بر جهان، از خدای حکیم صورت نمی گیرد؛ همچنان که سنت امتحان خدشه دار می شود. اما خدا برای بندگان پناهگاه قرار داده و آن، پناه بردن به خود او است. خدا اجازه داده سحر ساحر اثر کند؛ همچنان که اجازه داده استعاذه و پناه بردن مؤمن هم اثرگذار باشد و تأثیر گذاری سحر ساحر را خنثی کند. بنابراین، خدا راضی نیست که بدخواهان به مقصود خود برسند؛ ولی برای در امان ماندن آنان لازم نیست قانون حاکم بر آفرینش را نقض کند؛ بلکه با همان قانون و با معرفی عامل قوی تر به بندگان خود، راه خنثی کردن اثر سحر ساحر را می آموزد.
این که مؤمنان به پناه بردن به خدا و خواندن دعاها و آیات وارد در این موضوع با خلوص و تضرع دعوت شده اند، راه نجاتی است در برابر سحر ساحران. اگر خود را به خدا بسپاریم، هیچ ساحر و غیر ساحری نمی تواند به ما ضربه ای بزند؛ زیرا که خدا در حق بندگان پناه جو، باطل کننده سحر است.
اما این که می گویند بخت فلان کس را بسته یا محبت فلان زن را از دل شوهرخارج کرده اند و …، این ها بیش تر همان القاهای روحی و روانی است که ما با پذیرفتن آن ها به القا کنندگان میدان می دهیم. گاهی هم به افراد بی صلاحیت مراجعه کرده و با گرفتن دعاها و دستور عمل های غیر معتبر، به ترویج خرافات دامن می زنیم؛ در حالی که اصل مطلب، توهم و خیال بوده و واقعیت خارجی ندارد.
کسی نمی تواند بخت دیگری را ببندد و روند زندگی او را تغییر دهد. این ها همان “دمنده در گره ها” [النفاثات فی العقد] هستند که با القاهای شیطانی خود و پذیرش ساده لوحانه ما، به اهداف شوم خود می رسند. راه مقابله با این ها هم فقط ایمان و توکل و پناه بردن به خدا و توسل و تضرع به درگاه خدا و اولیای او است تا به اطمینان قلب برسیم، با مشکلات درافتیم، آن ها را حل کنیم، از سختی ها نهراسیم و شکسته نشویم؛ بلکه با تحمل و تدبیر، آن ها را به شادی تبدیل کنیم.
شایان ذکر است: گرچه سحر و جادو واقعیت دارد ولی غالب آنچه امروزه در میان مردم در این باره شایع است بى‏اساس مى‏باشد و اکثر کسانى که به این امور مى‏پردازند کلاه بردارانى هستند که از این طریق قصد اخاذى و پر کردن جیب خود را دارند.
می توانید برای در امان ماندن از این امور، سوره مبارکه صافات، چهار قل، آیه الکرسی و دعای هفتم صحیفه سجادیه را بخوانید. ولى اگر بر فرض موردى پیدا شد که سحرى در کار بود راه‏هایى براى بطلان آن وجود دارد:
1- استعاذه به خداوند و خواندن سوره‏هاى فلق و ناس.
2- خواندن و نوشتن آیات 75 تا 82 سوره یونس.
3-آیه 102 سوره بقره «واتبعوا ما تتلوا الشیاطین…» تا آخر آیه با آب زعفران روی طشت مسی نوشته شود و در هنگام نوشتن، کندر را بخور دهند. بعد طشت را پر از آب باران و یا آب چشمه می کنند بعد مسحور با استفاده از آن آب غسل می کند و از آن آب می نوشد. بقیه آب را در پارچ شیشه ای بریزد و برای غسل استفاده کند. بهترین روز هم روز چهارشنبه است.
4- آیه 100 سوره نسا «و من یهاجر فی سبیل الله…» تا آخر آیه با جوهر زعفران با کره گاو روی کف دست نوشته شود.
5- دعا وتضرع به درگاه خداوند.
6- درخواست دعا از اولیاى واقعى خداوند.
7- صدقه دادن.

منابع:
سایت پاسخکده
شهر سوال

دکمه بازگشت به بالا