Ultimate magazine theme for WordPress.

چرا برای امامان و امامزادگان گنبد و بارگاه می سازیم؟

آیا درست کردن بارگاه برای امامان و امام‌زادگان به‌عنوان تعظیم شعائر صحیح است؟ درحالی‌که در روایات شیعه، تزیین و طلاکوبی مساجد نیز ممنوع شده است؟

پاسخ اجمالی:
تجلیل و تعظیم بزرگان دین از طریق آبادانی و زیباسازی قبور آنان و در کنار آن به‌وجود آوردن امکانات رفاهی، برای زائران و ارائه خدمات فرهنگی، مادی و… می‌تواند نقش سازنده‌ای در گسترش ارزش‌های اسلامی، اسوه قراردادن ائمه اطهار(علیهم السلام) باشد و این خود تمسک به سیره آن بزرگواران داشته باشد و این خود نتایج مهم و ارزشمندی در بعد فردی و اجتماعی به دنبال دارد و در نهادینه کردن ارزش‌های الهی و انسانی مؤثر است. چنانچه بسیاری از امور عام المنفعه (مانند خیرات، نذورات، اوقاف، مدرسه‌سازی، سرپرستی ایتام، پرداخت وجوهات شرعی، کمک به نیازمندان و…) از تأثیرات و نتایج بسیار ارزنده ساخت و ساز صحن و بارگاه امامان و امام‌زاده‌ها می‌باشد؛ زیرا شکوه این مکان‌های مقدس در جذب مردم، برای زیارت و انجام دادن خیرات تأثیر داشته و با یادآوری مقام، سیره و سنت آن بزرگان، مردم را به تأسی از آنان دعوت می‌کند.

پاسخ تفصیلی:
از دیدگاه آیات و روایات اسلامی، زیارتگاه‌ها و محل‌های عبادت، نباید نمادی از تجملات دنیایی و زخارف مادی باشد؛ ولی زیباسازی فضا در حد ایجاد جذابیت برای زائران، دارای آثار سازنده‌ای است.

به عبارت دیگر تجلیل و تعظیم بزرگان دین از طریق آبادانی و زیباسازی قبور آنان و در کنار آن به‌وجود آوردن امکانات رفاهی، برای زائران و ارائه خدمات فرهنگی، مادی و… می‌تواند نقش سازنده‌ای در گسترش ارزش‌های اسلامی، اسوه قراردادن ائمه اطهار(علیهم السلام) باشد و این خود  تمسک به سیره آن بزرگواران داشته باشد و این خود نتایج مهم و ارزشمندی در بعد فردی و اجتماعی به دنبال دارد و در نهادینه کردن ارزش‌های الهی و انسانی مؤثر است. چنانچه بسیاری از امور عام المنفعه (مانند خیرات، نذورات، اوقاف، مدرسه‌سازی، سرپرستی ایتام، پرداخت وجوهات شرعی، کمک به نیازمندان و…) از تأثیرات و نتایج بسیار ارزنده ساخت و ساز صحن و بارگاه امامان و امام‌زاده‌ها می‌باشد؛ زیرا شکوه این مکان‌های مقدس در جذب مردم، برای زیارت و انجام دادن خیرات تأثیر داشته و با یادآوری مقام، سیره و سنت آن بزرگان، مردم را به تأسی از آنان دعوت می‌کند.

احداث بنا بر روی قبور را می‌توان ذیل چند اصل قرآنی قرار داده و بر آن اساس رجحان آن را استنباط نمود:

1. اصل تعظیم شعائر الهی

خداوند متعال در قرآن کریم به تعظیم شعائر الهی سفارش کرده و آن را دلیل تقوای قلوب می داند، و شعائر الله یعنی اموری که دلیل و علامت و نشانه دین خداست و هر کسی که می خواهد به خدا برسد با آن دلیل و نشانه می تواند به خدا برسد. اولیای الهی نیز دلیل و نشانه دین بوده و بزرگداشتشان نشانه‌ دین‌داری است و این تعظیم و تکریم راه‌های متعددی دارد:

الف. حفظ و نگهداری سخنان و دستورات و آثار آنها و عمل به سخنان آنها.

ب. احترام به مقام و موقعیت معنوی آنها و پاس‌داشت ایام ولادت و شهادت آنها.

ج. زیارت قبور آنها با احترام و ادب.

د. حفظ و تعمیر قبور آنها و رعایت حرمت آنها با ساختن زیارتگاه‌هایی که در شأن آنها باشد.

بدیهی است بقیه مکان ها که به پیامبران و اولیای الهی تعلق دارد نیز از این قاعده مستثنی نیستند. چنان‌که مسلمانان به نوبت می ایستند تا در محراب پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نماز بخوانند و یا هر جا که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) توقف داشته به یادبود آن مسجدی ساخته شده و مردم جهت بزرگداشت نام و یاد او به آنجا مراجعه می کنند. از این‌رو حفظ و صیانت آثار پیامبران و امامان(علیهم السلام) و بنای قبر و گلدسته برای آن ها نیز در راستای همین اهداف است.

معمولاً در میان تمام ملل، قبر شخصیت‌های بزرگ سیاسی و دینی را در نقاط حساس قرار می‌دهند و از آن به‌عنوان نشانه مکتب و نماد افتخار محافظت می‌کنند.

قرآن مجید به‌روشنی به ما دستور می‌دهد که به بستگان و خویشاوندان پیامبر(صلی الله علیه و آله) مهر ورزیم:

«قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَى»[1]

و مسلماً یکی از راه‌های ابراز علاقه به خاندان رسالت، حفظ و بزرگداشت مرقدهای آنان است. به دلیل همین ابراز احساسات و نشان دادن عشق و علاقه زیاد به اهل‌بیت(علیهم السلام)، شیعیان همواره سعی کرده‌اند زیباترین هنرهای معماری، آیینه‌کاری، منبت‌کاری و… را در حرم‌های اهل‌بیت(علیهم السلام) و بناهای متعلق به آنان به‌کار ببرند این نشانه تعظیم شعائر و بیانگر شکوه و جلال آن بزرگواران در نزد مردم است.

هم‌چنین دیدن این حرم‌های با شکوه، یادآور عظمت و مقام والای صاحب آن بارگاه می‌باشد.

2. اصل باشکوه‌سازی بناهای مقدس

خداوند متعال در قرآن کریم اذن داده که برخی از خانه‌ها رفیع و بلند ساخته شده و خداوند در آن خانه‌ها یاد شود؛ آنجا که می فرماید:

«فِی بُیوتٍ أَذِنَ الله أَن تُرفَعَ وَیذکرَ فِیهَا اسمُهُ یسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالغُدُوِّ وَالاصالِ…»[2] ؛ «در خانه هایی که خدا رخصت داده رفعت یابد و در آن، ذکر خدا شود و صبح و شام در آن تسبیح ذات پاک او کنند. پاک مردانی که هیچ کسب و تجارت، آنان را از یاد خدا غافل نگرداند…»

احداث بنا بر قبور اولیای الهی نیز یکی از مصادیق ترفیع بیوت  است که خداوند این مکان‌ها را محلی برای یاد خود و تقرب به اولیای خود قرار داده است.

استدلال به این آیه متوقف بر بیان دو امر است:

1. سیوطی از انس بن مالک نقل کرده که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) این آیه را قرائت نمود، شخصی جلو آمد، عرض کرد: این بیوت کدام‌اند؟ حضرت فرمود: بیوت انبیا. ابوبکر در این هنگام نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد و خطاب به خانه علی و فاطمه(علیهما السلام) کرده و عرض کرد: ‌ای رسول خدا! آیا این خانه از آن بیوت است که خدا و تو اراده کرده ای که تعظیم شود؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: آری، از بهترین آن بیوت است.[3]

2. شواهد تاریخی نیز بر درستی این بزرگداشت دلالت دارد، چنان که روزی که اسلام انتشار یافت، قبور پیامبرانی که مدفن آنها معلوم بود دارای سقف و سایبان و قبه و بارگاه بود، قبور دانیال(علیه السلام) در شوش و هود و صالح و یونس و ذوالکفل(علیهم السلام) در عراق و ابراهیم و اسحاق و یعقوب و یوسف(علیهم السلام) در بیت المقدس همگی دارای بنا و بارگاه بودند.

ابن تیمیه می گوید: در فتح بیت المقدس قبور انبیا دارای بنا بود و تا سال چهارصد هجری درب آنها بسته بود.[4] اگر ساخت بنا و بارگاه بر قبور شرک و حرام است، چرا تا زمان ظهور ابن تیمیه هیچ کس دستور تحریم و تخریب آنها را نداده است؟![5]

احداث مسجد در جوار قبور اولیای خدا

خداوند متعال درباره اختلاف مردم درباره محل دفن اصحاب کهف می فرماید:

«قالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَی أَمرِهِم لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِم مَسجِد»[6]؛ «آنها که از رازشان آگاهی یافتند و آن را دلیلی بر رستاخیز دیدند گفتند ما مسجدی در کنار (مدفن) آنها می‌سازیم (تا خاطره آنها فراموش نشود)»

این پیشنهاد از جانب موحّدان بوده تا مردم به زیارت اصحاب کهف آمده و در کنار آن ها در مسجد نماز و دعا بخوانند. قرآن این موضوع را در آیات فوق با لحن موافقی آورده است و این نشان می‌دهد که ساختن مسجد به احترام قبور بزرگان دین نه تنها حرام نیست – چنان‌که وهابی‌ها می‌پندارند – بلکه کار خوب و شایسته‌ای است.

بناهای یادبود که خاطره افراد برجسته و با شخصیت را زنده می‌دارد، یک نوع قدردانی از گذشتگان، و تشویق برای آیندگان است، اسلام نه تنها از این کار نهی نکرده بلکه آن را مجاز شمرده است.

علاوه بر این، وجود این‌گونه بناها یک سند تاریخی بر وجود این شخصیت‌ها و تاریخشان است، به همین دلیل پیامبران و شخصیت‌هایی که قبر آنها متروک مانده، تاریخشان نیز مورد تردید و استفهام قرار گرفته است.

بدیهی است که ساخت این‌گونه بناها منافاتی با توحید و اختصاص پرستش به «الله» ندارد، زیرا احترام به اولیای خدا مسئله‌ای متفاوت از پرستش است.[7]

کسی از امام صادق(علیه السلام) می‌پرسد؟ ‌ای فرزند رسول خدا! کسی که قبر امیرمؤمنان(علیه السلام) را زیارت کند و قبر او را آباد و تعمیر سازد چه پاداشی دارد؟

آن حضرت در پاسخ از جدش رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل می‌کند که خطاب به امیرمؤمنان(علیه السلام) فرمود:

«به‌خدا قسم تو در سرزمین عراق کشته خواهی شد و در آنجا مدفون می‌شوی. امیرمؤمنان(علیه السلام) پرسید: یا رسول الله! کسی که قبر‌های ما را زیارت کند و آن را آباد کند و با آن قبرها مانوس باشد چه پاداشی دارد؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: ‌ای اباالحسن! خداوند قبر تو و فرزندانت را قطعه‌ای از قطعه‌ها و عرصه‌های بهشت قرار داده است و دل‌های برگزیدگان خلقش و بندگانش را مشتاق زیارت شما قرارداده است. آنها ذلت و خواری و اذیت را در راه زیارت شما تحمل می‌کنند و قبر‌های شما را برای تقرب به خدا و دوستی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آباد می‌کنند و پی در پی قبور شما را زیارت می‌کنند. یا علی(علیه السلام) فردای قیامت، شفاعت خاص من شامل اینهاست و اینها وارد برحوض می‌شوند و زیارت‌کنندگان من خواهند بود. یا علی! هرکس قبرهای شما را آباد کند و با آنها مأنوس باشد مانند کسی است که به حضرت سلیمان(علیه السلام) در ساختن بیت‌المقدس کمک کرده است و هر کس قبور شما را زیارت کند ثوابش معادل حج واجب و هفتاد حج دیگر پس از آن است و وقتی برمی‌گردد از گناهانش بیرون می‌رود مانند کسی که از مادر متولد شده است. پس دوستان و دوست‌دارانت را به نعمت‌هایی که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به ذهن هیچ انسانی خطور نکرده بشارت ده»[8]

پی نوشت ها:
[1]. شوری (42)، آیه 23
[2]. نور (24)، آیات 36و37.
[3]. در المنثور، سیوطی، ج 5، ص 50.
[4]. مجموع الفتاوی ابن تیمیه، ج 27، ص 141.
[5]. ر.ک به طبقات الکبری، ابن سعد، ج 1، ص 360 تا 503.
[6]. کهف (18)، آیه 21.
[7]. ر.ک: تفسیر نمونه، ج 12، ص 389.
[8]. فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب(علیه السلام) فی النجف؛ ص 77.

پرسش و پاسخ

avatar
  اشتراک  
اطلاع از